پیام هدیه قرآن خطی پوتین به رهبری

روزنامه اعتماد در شماره امروز به تفسیر صادق خرازی از اهدای قرآنی خطی توسط پوتین به رهبری پرداخته و در کنار بازتاب سخنان جدید تقی آزاد ارمکی در خصوص نظریه اجتماعی ابن‌خلدون، سخنرانی رضا داوری اردکانی به مناسبت روز جهانی فلسفه را به چاپ رسانده است. گزارش کلاس آموزش راه های پیشگیری از ایدز برای مبلغان دینی نیز از مطالب جالب توجه «اعتماد» است.

اهدای قرآن از سوی پوتین، یعنی جهان باید واقعیت‌های دنیای اسلام و دیگر ادیان را بپذیرد
روزنامه اعتماد در صفحه ۱۶ یادداشت سید محمد صادق‌خرازی، معاون اسبق وزارت امورخارجه با عنوان «درک متقابل از واقعیت‌های دنیای اسلام» را به چاپ رسانده و در رابطه با سفر پوتین به ایران و قرآن قدیمی هدیه شده به رهبری می نویسد:
 
«  …. روزی روسیه تزاری به ایران حمله می‌کرد و سپاهیانش آثار عمیق و بسیار مهم ما را از اردبیل و تبریز و قزوین به غارت می‌بردند تا گنجینه‌ها و دفینه خود را با تاریخ ملت بزرگ ایران بسازند. اما به برکت مجاهدت‌های این ملت و امام راحل و مقام معظم رهبری امروز می‌بینیم رهبر یکی از مهم‌ترین قدرت‌های جهان مستقیما از فرودگاه به دیدار رهبر انقلاب اسلامی می‌رود و یکی از مهم‌ترین آثار ماندگار قرآنی را که در موزه‌های روسیه نگهداری می‌شد، تحفه و هدیه خود و ملتش قرار می‌دهد و این کتاب مقدس را به مقام معظم رهبری به عنوان نماد امت اسلامی اهدا می‌کند.
 
  این اتفاق مهم در حالی رخ می‌دهد که اسلام ستیزی و ایران‌ستیزی در برخی نقاط جهان غوغا می‌کند. با این حال رفتار ولادیمیر پوتین نشان می‌دهد تفاوت دیدگاه و تشخیص و تشخص ملت‌ها چگونه با یکدیگر فاصله دارد….
 
اهدای این قرآن از سوی پوتین را می‌توان از زاویه دیگری نیز دید. به راستی رییس‌جمهور روسیه به عنوان یک قدرت تاثیرگذار جهانی برای انتقال چه پیامی چنین تحفه‌ای در نظر گرفته است؟ از نگاه صاحب این قلم، رییس‌جمهور روسیه می‌گوید این قرآن را به نزد رهبر فرهیخته دنیای اسلام آورده‌ام، کسی که ادبیاتش خاص است و در امنیت، قدرت، آرامش و همزیستی با نگاهی جهانی به مفاهیمی ژرف می‌اندیشد. می‌گوید این هدیه را نزد کسی آورده‌ام که او هم مفسر و هم متخصص شناخت مبانی کلامی کلام خدا و کتاب مقدس مسلمانان است.  پیام دیگرش به جهان پرآشوب امروز است. می‌خواهد بگوید دنیا باید بپذیرد جهان اسلام در ذات خود زندگی مسالمت‌آمیز، همزیستی و درک مشترک را به عنوان یک حقیقت پذیرفته است. می‌خواهد بگوید ما در بستر تاریخ هویت جمعی را می‌فهمیم و نباید درک خود را از جهان اسلام محدود به عده‌ای کنیم که هیچ دین و آیینی ندارند و از اسلام تنها نامش را با خود دارند.
 

  پوتین با اهدای این هدیه ارزشمند به دنیای غرب می‌گوید به جای نقشه کشیدن برای دنیای اسلام و توسعه مدرسه‌های فکری اسلام ستیزی که نتیجه‌اش ضرر خودتان است، بیایید به درک متقابل از واقعیت‌های دنیای اسلام و دیگر ادیان بپردازید. او چاره حل مشکل و معضل دنیا را در فهم واقعیت‌ها می‌داند.
 
…. روسیه به عنوان یک اقدام نمادین قرآن کریم و کتاب مقدس اسلام را نشانه و موید اعتقاد مسلمانان به همزیستی می‌داند و کسانی که دارای فهم سیاسی هستند می‌دانند این حرکت پوتین دارای یک پشتوانه فکری و فلسفی عمیق است…. امیدوارم این هدیه آغاز یک فهم جدید از گفتمان بین اسلام، مسیحیت و دیگر ادیان الهی باشد.»
 
 
 
یک استاد جامعه شناسی: جهان ایرانی و جهان شیعی در مطالعات ابنخلدون جایی ندارد
روزنامه اعتماد در صفحه ۷  ادامه خوانش تقی آزاد ارمکی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران از ابن‌خلدون را منعکس ساخته و در گزارشی با عنوان «ابن‌خلدون حرف مهمی راجع به ایران ندارد»، به گفتگوی این روزنامه در شانزدهم شهریورماه با وی و شروع این بحث بین صاحب نظران اشاره کرده است.
 
این روزنامه با نقل سخنان گذشته این استاد دانشگاه می نویسد: از دل ابن‌خلدون جامعه‌شناسی اسلامی بیرون نمی‌آید. ابن‌خلدون جامعه‌شناسی سنت یا جامعه سنتی است، تا اینکه جامعه‌شناسی اسلامی باشد چراکه جامعه‌شناسی اسلامی دغدغه‌های دیگری دارد. در صورتی که ابن‌خلدون اصلا جای بحث مفروضات دینی و دغدغه آن را ندارد و خیلی از کسانی که الان در جامعه‌شناسی دینی کار می‌کنند اشتباه‌شان این است که فکر می‌کنند ابن‌خلدون به آنها کمک می‌کند که چیزی و آلترناتیوی برای جامعه‌شناسی غربی پیدا کنند. در صورتی که ابن‌خلدون بخشی از جامعه‌شناسی غربی است و نه آلترناتیوی برای آن.

اعتماد در ادامه، به اشاره کوتاهی به سخنان انتقادی سید جواد میری، جامعه‌شناس و عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی پرداخته و مجددا بحث را توسط آزاد ارمکی ادامه داده و به سخنان و نظریات جدید او در خصوص ابن‌خلدون در نشست «ابن‌خلدون و جامعه‌شناسی اسلامی» پرداخته است.
 
بخشی از نکات مورد اشاره وی در این نشست، چنین روایت شده است:

– جامعه‎شناسی اسلامی و حوزه اجتماعیات اسلام حوزه‌ای است که در فضای ایدئولوژیک و سیاسی خارج از دانشگاه در جریان بود که با همت اساتید اکنون در محیط آکادمیک قرار دارد. مطالعات دوباره من بر ابن‎خلدون مرا به این نتیجه رساند که ما ابن‎خلدون را تاکنون خوب نخوانده‌ایم و این درباره هم مدافعان ابن‎خلدون و جامعه‎شناسی اسلامی و هم مخالفان آن صدق می‌کند؛ خوب نخوانده‌ایم به این معنی که جایگاه ابن‎خلدون را در حوزه نظام اندیشه‌ای‌مان معلوم نساختیم. شاید این سوال پرسش بسیار مهمی باشد که آیا ابن‎خلدون تناسبی با جامعه‎شناسی اسلامی دارد یا خیر؟
     
    – کتاب مقدمه ابن‎خلدون با دغدغه‌های ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی معطوف به ایران‌شناسی ترجمه می‌شود، به همین دلیل هم اتفاقا وارد حوزه دین و حوزه‌ها نمی‌شود و بیشتر کسانی که علاقه‌مند به سرنوشت ایران هستند به سراغ این کتاب می‌روند و اتفاقا به این معنا ابن‎خلدون خیلی حرف مهمی در مورد ایران ندارد؛ به همین دلیل خیلی به او ارجاع داده نمی‌شود تا اینکه حساسیت روشنفکری مسلمان شکل می‌گیرد، یعنی اعتنای خیلی محدود و معینی که دکتر شریعتی به آن در بحث‌هایش می‌کند و پس از او ماجرای انقلاب اسلامی و حساسیت‌های انقلاب اسلامی در باب ارجاع به ابن‎خلدون پیش می‌آید؛ از این نوع نظام مفهومی یک فضای گفتمانی تحت عنوان هویت‌یابی ایرانی-   اسلامی شکل می‌گیرد.
       
      – بحث هویتی اینکه ما در کجای جهان معاصر قرار داریم، پرسشی است که یک بار در دوره پهلوی اول به وجود می‌آید و بار دیگر در جمهوری اسلامی و ما در همین لحظه نیز در متن آن قرار داریم. اینکه که ما کیستیم و چه تناسبی با جهان داریم و برای این منظور به تشیع ارجاع می‌دهیم و اینکه تشیع در جهان معاصر برای ما متنی است که در دنیا بسیار متفاوت از دیگران در حال ظهور است، این به نوعی کمک به همان پرسش هویتی است. ابن‎خلدون در سایه بحث گفتمان هویت برای ما ظهور می‌کند و پرسش تاریخی، منبع‌شناسی و فلسفی و علمی در باب او مطرح نیست.
         
        – من معتقد هستم که ابن‎خلدون متفکری است که در متن سنت قرار دارد و متفکر معاصر نیست، آوردن ابن‎خلدون از متن سنت به جهان معاصر یکی از خطاهای فاحشی است که مرتکب شده‌ایم، او در منطق سنت که یک منطق یگانه ندارد، قرار دارد و در جهان اسلام جریان‌ها و نظام‌های معرفتی متفاوت وجود دارد.
           
          – ابن‎خلدون ادامه سنت بیرونی- واقدی-مسعودی است، این نوع دیدگاه با واقعیت اجتماعی به معنای معرفت تاریخی سروکار دارد. ابن‎خلدون ادامه سنت تاریخ‌نگاری است و در آن نوآوری‌هایی می‌کند. اسم آن را می‌خواهیم جامعه‎شناسی یا تاریخ‌نگاری تحلیلی بگذاریم اشکالی ندارد، اما او نگاه مسلطی را که امروز در جامعه‎شناسی اسلامی وجود دارد دنبال نمی‌کند و رقیب جامعه‎شناسی اسلامی است و به این معنا، از ابن‎خلدون جامعه‎شناسی اسلامی درنمی‌آید، چراکه ابن‎خلدون موضوعی را مورد تحلیل قرار می‌دهد که در هیچ جای تاریخ اندیشه‌ای معاصر و نه در ذات انقلاب اسلامی قرار نمی‌گیرد. .
             
            – ابن‎خلدون با بخشی از تمدن اسلامی به نام مغرب سروکار دارد، او یک بخش خاصی را موضوع مطالعه خود قرار می‌دهد، جهان ایرانی و جهان شیعی در آن جایی ندارد. کسانی که ابن‎خلدون را بدون ملاحظه متن تحولات اجتماعی جامعه ایرانی (این بخشی از جهان اسلام و تمدن اسلامی) مورد بررسی قرار داده‌اند چیزی به‌جز بازخوانی نظریه تولید استبداد آسیایی نبوده است. ما حداقل دو انقلاب اجتماعی داریم: انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی؛ پشت این دو نیروی اجتماعی بوده و بنیان‌های اجتماعی دارند. آنهایی که با ابن‎خلدون می‌خواهند تحولات دولت‌ها در ایران و فرآیند تحولات اجتماعی را توضیح دهند، انقلاب اسلامی و انقلاب مشروطه را چگونه توضیح می‌دهند؟ جریان روشنفکری دینی را چطور؟ این تنوع‌پذیری اجتماعی را چگونه می‌خواهند توضیح دهند؟ حداقل در مورد این بخش از جهان اجتماعی به لحاظ تاریخی، نظریه ابن‎خلدون نظریه صادقی نیست.
               
               
               
              داوری‌اردکانی: حکمت خاص پیامبران و اولیای الهی نیست
              اعتماد در صفحه ۷ سخنان رضا داوری‌اردکانی، استاد بازنشسته فلسفه و رییس فرهنگستان علوم به مناسبت روز جهانی فلسفه را زیر عنوان «فیلسوف کیست؟ حکیم کیست؟» منتشر ساخته است.
               
              وی با اشاره به اینکه حکمت خاص پیامبران و اولیای الهی به معنای خاص آن نیست؛ معتقد است ضرورتا هر فیلسوفی حکیم نیست و تمام فیلسوفان نیز تصدیق می‌کنند که علم، افاده عقل فعال است.
               
              داوری اردکانی سپس از تفاوت فیلسوف و حکیم سخن گفته و بیشتر آنچه به نام حکمت ضبط و نقل شده را برای مردم مفهوم دانسته و حکیمان را دوستان مردم توصیف نموده است.

              این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخن، به اختلاف همیشگی بین فلسفه و سفوس اشاره کرده و می گوید: «در اینکه سفوس داناست هیچ حرفی نیست زیرا معنای دانا دارد. عارف گفت علم شنیدنی است و فراگرفته گوش است و حکمت کارش فهم است، درحالی که فیلسوف وجودش حب دانایی است؛ به این جهت خیلی مشکل است بگوییم مثلا افلاطون حکمت را نمی‌شناخته است. گمان من این است که فیلسوفان و مترجمان ما لفظ خوبی به جای سفوس یونانی انتخاب کرده‌اند و رعایت کرده‌اند که لفظی را انتخاب کنند و آن را به نام فلسفه بگذارند که لفظ قرآنی نیز هست؛ لذا از همان زمان فارابی و ابن‌سینا لفظ حکیم به جای فیلسوف به کار رفته است، اما به فیلسوفان ما حکیم نمی‌گفتند…»
               
               
               
              نفس شما حق است؛ کمک کنید تا نگاه به ایدز عوض شود
              این روزنامه در صفحه ۱۳ گزارش «بنفشه سام‌گیس» از کلاس آموزش راه‌های پیشگیری از ابتلا به ایدز برای ٧٠ مبلغ مذهبی را منتشر نموده و با برجسته ساختن عنوان «انسان جایزالخطاست» می نویسد: «با دعوت یک انجمن غیردولتی، ٧٠ مبلغ مذهبی و هیات‌دار گرد هم آمدند تا ضمن آشنایی با ایدز، راه‌های پیشگیری از ابتلا و چگونگی رفتار با مبتلایان این بیماری، آموزه‌های خود را به مردان و زنانی هم که در مناسبت‌های عزاداری، پای سخنان آنها می‌نشینند، منتقل کنند. نشست عصر یکشنبه انجمن« احیای ارزش‌ها»، دومین جلسه‌ای بود که با هدف پیشگیری از انتقال ایدز در جامعه، برای مبلغان مذهبی برگزار می‌شد. در جلسه پیشین و هفته گذشته، مدعوین فقط مبلغان زن بودند اما این‌بار، مردان هم به جمع مهمانان اضافه شده بودند که البته واکنش‌های متفاوت‌تری در مقابل مطالبی که در این نشست بیان می‌شد، داشتند. چنانکه برخی از مردان هیات‌دار، در واکنش به هدف برگزاری این نشست، می‌گفتند که آنها افراد سالمی هستند و این نشست‌ها باید برای جوانان و گروه‌های خاص مثل دانش‌آموزان در مدارس و سربازان در پادگان‌ها و دانشجویان در دانشگاه‌ها برگزار شود. آنها همچنین می‌گفتند که با برگزاری یک جلسه دو ساعته، آسیب‌شناسی جامعه امکان پذیر نیست و نیازمند اقدامات زیربنایی هستیم. آنها همچنین می‌گفتند هر کسی را برای کاری ساخته‌اند و مجالس عزاداری صرفا به ذکر مصیبت اختصاص دارد و جای اطلاع‌رسانی درباره ایدز نیست.»

              در بخش هایی از این گزارش آمده است:
              «یکی دیگر از مسوولان این انجمن هم در توضیح علت انتخاب مبلغان مذهبی برای اطلاع‌رسانی درباره ایدز و به عنوان یکی از مهم‌ترین گروه آموزش‌دهندگان در جامعه عمومی گفت: «نفس شما حق است. شاید اگر من در جمع مردم حرف بزنم، حرف مرا نشنوند اما شما، افرادی هستید که اعتبار و آبرو دارید و ما می‌توانیم از اعتبار و آبروی شما یاری بگیریم. کمی تعصب‌ها را کنار بگذاریم و نگاه‌مان به این بیماری عوض شود….»
               

              چرا روحانیون و مبلغان مذهبی؟
              هایده نکته‌دان؛ مدیر گروه سلامت جامعه دانشگاه علوم پزشکی تهران که باید بیماری ایدز را از بعد علمی، پزشکی و اجتماعی مصور می‌کرد علت انتخاب مبلغان مذهبی و اطلاع‌رسانی از طریق آنان را چنین توضیح داد: «ما وقت شما را گرفتیم که بگوییم مشکل امروزمان چیست و شما چه نقشی در کنترل این مشکل دارید و انتظار ما از شما چیست…. شما می‌گویید ما سالم هستیم اما من می‌گویم همه ما بیمار هستیم چون کسی تصور نمی‌کند که ممکن است در اثر حجامت یا نادیده گرفتن اصول بهداشتی در مطب دندانپزشکی یا آرایشگاه هم مبتلا شود…. ما می‌خواهیم به شما یاد بدهیم که حتی یک جوان پرانرژی متعهد به اصول اخلاقی و اسلامی هم ممکن است کنترل خود را از دست بدهد….»

              روزنامه اعتماد در شماره امروز به تفسیر صادق خرازی از اهدای قرآنی خطی توسط پوتین به رهبری پرداخته و در کنار بازتاب سخنان جدید تقی آزاد ارمکی در خصوص نظریه اجتماعی ابن‌خلدون، سخنرانی رضا داوری اردکانی به مناسبت روز جهانی فلسفه را به چاپ رسانده است. گزارش کلاس آموزش راه های پیشگیری از ایدز برای مبلغان دینی نیز از مطالب جالب توجه «اعتماد» است.مرور مطبوعات/ ‌سه‌شنبه‌ ۳ آذر / روزنامه اعتماد

              مطالب مرتبط
              درج دیدگاه

              آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.