سال98 روزهای سخت حوزه های علمیه

رضا تاران

مرجعیت آینده شیعی و انتشار رساله عملیه آیت الله علوی بروجردی، نامه نگاری آیت الله آملی لاریجانی با آیت الله محمد یزدی، مصوبه افزایش نرخ بنزین و تبعات آن بر دین داری مردم و بازتاب آن در حوزه علمیه، سوزاندن کتاب پزشکی هریسون توسط شیخ عباس تبریزیان، شیوع ویروس کرونا و مجادلات طب اسلامی و علم پزشکی مدرن از مهم ترین رویدادهای حوزه علمیه در سال 98 است. اما برای معنا دار کردن این وقایع تلاش می کنم تاثیرات آنها بر تضیعف یا تقویت گفتمان های حوزوی را دنبال کنم. 

بر اساس یک تقسیم بندی کلی می توان چهار گفتمان فکری در حوزه علمیه را مشاهده کرد:

  • گفتمان اسلام سنتی فرهنگی(حفظ و گسترش هویت شیعی در دوره غیبت)
  • اسلام سیاسی فقاهتی(اجرای برنامه های همه جانبه اسلام در دوره غیبت)
  • اسلام سیاسی نواندیش(زییست مومنانه در دنیای متجدد و اجرای دموکراتیک برنامه های اسلام در دوره غیبت)
  • گفتمان اسلام سکولار (زندگی اخلاقی و دولت بی طرف)

 

مناقشات انتشار یک رساله عملیه

مراجع تقلید فعلی از نمایندگان دو گفتمان اسلام سنتی فرهنگی و اسلام سیاسی فقاهتی هستند و در دهه های آینده نیز این دو گفتمان رقابت اصلی در کسب جایگاه مرجعیت دینی را دارند. مراجع مورد نظر اسلام سیاسی نواندیش پذیرش عمومی کمتری دارند و ممکن است در محافل خاصی مورد توجه باشند. گفتمان اسلام سکولار نماینده ای برای مرجعیت دینی ندارد و ممکن است تفسیرهای متفاوتی از مرجعیت داشته باشد از این رو در حاشیه این نزاع قرار دارد، اگر چه اسلام سیاسی سکولار با مرجعیت سنتی سازگاری بیشتری دارد چرا که ممکن است ادعاهای مراجع گفتمان اسلام سنتی در دوره غیبت کم باشد و این نگاه با اسلام سکولار سازگاری بیشتری دارد. اسلام سیاسی نواندیش به گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی نزدیک است گرچه از اقتدارگرایی آنها انتقاد می کند و طبعا از مراجعی که رویکردهای عقلانی و نواندیشنانه داشته باشند استقبال می کند.

بالا رفتن سن مراجع تقلید فعلی و دغدغه ادامه مرجعیت شیعی در آینده از جمله مسائلی است که در سال 98 در حوزه علمیه محل بحث و گفتگو بوده است. علی اشرف فتحی، سردبیر نشریه حوزوی «تقریرات» در گزارشی ویژه که در شماره۶ این نشریه نوشته بود به برخی از اساتید حوزه علمیه اشاره کرده و شانس آنها را برای مرجعیت در آینده بیشتر دانسته بود: از نظر او در قم، احتمالا «حضرات آیات سید علی محقق داماد، شیخ علی کریمی جهرمی، سید محمدجواد علوی‌بروجردی، سید علی‌اصغر میلانی، سید احمد مددی، محمدتقی شهیدی‌زنجانی، شیخ صادق لاریجانی، شیخ مهدی شب‌زنده‌دار، شیخ مهدی گنجعلی (گنجی)، سید منیر خباز، شیخ ابوالقاسم علیدوست و علی‌اکبر سیفی مازندرانی به‌عنوان مراجع دهه‌های آینده مطرح شوند. در میان علمای حوزه نجف، حضرات آیات شیخ محمدباقر ایروانی، سید محمدرضا سیستانی (فرزند ارشد آيت‌الله سیستانی)، شیخ حسن جواهری، شیخ هادی آل‌راضی، سید حسین حکیم و شیخ محمد سند به‌عنوان علمای قریب‌المرجعیت محسوب می‌شوند که برای دهه آینده در مظان مرجعیت قرار دارند. از نظر فتحی همچنین پدیده دیگری که به‌وضوح در قم می‌توان دریافت و آن را در امتداد سنت دیرینه بیوت فقهای بزرگ تحلیل کرد، درخشش «آقازاده‌ها»ی نسبتا جوان مراجع است که می‌توانند به عنوان گزینه‌های بالقوه مرجعیت در دهه‌های آتی در نظر گرفته شوند. حضرات آقایان شیخ محسن وحید خراسانی، سید محمدجواد شبیری زنجانی و سید حسن خمینی و شیخ جواد فاضل‌ لنکرانی مهم‌ترین آیت‌الله‌زاده‌های مطرح قم هستند که طی سال‌های گذشته درس خارج فقه و اصول را آغاز کرده و شاگردان قابل توجهی داشته‌اند. مجله خیمه به مدیرمسئولی محمدرضا زائری روحانی نواندیش در شماره 126 در خرداد ماه 98 نیز مطلبی با عنوان «مراجع آینده را بهتر بشناسیم» منتشر کرد و به معرفی برخی از علما و اساتید که می توانند در آینده مرجع تقلید باشند پرداخت.

در مرداد ماه بحث هایی بر سر انتشار نسخه چاپ شده رساله عملیه آیت الله سیدمحمدجواد علوی بروجردی مطرح است. او نوه آیت الله العظمی سیدحسین بروجردی و متولی فعلی مسجد اعظم قم است و درس خارج فقه و اصول او از سال 1375 برگزار می شود. آیت الله محمد یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در دیداری که با مسئولان مرکز بسیج اساتید و نخبگان حوزه علمیه قم برگزار شده بود انتقادات تندی علیه علوی بروجردی مطرح کرد «بعضی اگر یک روزی رسما اعلام مرجعیت کنند، اگر زنده باشم، رسماً جلویشان را می‌گیرم و اعلام رسمی هم می‌کنم؛ واقعا در حوزه چه کسی باید با این مساله برخورد کند؟! نوه مرجع بودن که دلیل شرعی برای مرجعیت نیست؛ کسی نگفته هرجا فلانی نوه مرجع شد، می‌تواند مرجع باشد. اگر توان علمی کسی محرز نشود و وارد این عرصه شود، مجبور می‌شوم رسما اعلام کنم که ایشان حق ادعای مرجعیت ندارند؛ چون هیچ جایی توان علمی او را تایید نمی‌کند.». سخنان یزدی بازتاب گسترده ای در میان حوزویان داشت آیت‌الله مرتضی مقتدایی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، گفته بود «آقای یزدی این گونه مطالب را که در ذهنشان بود گاهی در جلسات جامعه مدرسین مطرح می‌کردند و حالا علنی آن را بیان کرده‌اند. اگر با من مشورت می‌شد می‌گفتم طرح علنی این مسائل به مصلحت نیست».

آیت‌الله سیدهاشم بطحایی، عضو مجلس خبرگان رهبری در پاسخ آیت الله یزدی گفته بود: «جامعه مدرسین هم به‌عنوان کارشناس، نظرشان قابل توجه است و به‌عنوان خبره می‌توانند نظر بدهند و تشخیص خودشان را بیان کنند، ولی نفی دیگران نمی‌توانند بکنند. مرجعیت دکان و کاسبی نیست و غیر از انتخابات است که چه کسی رأی بیاورد و چه کسی رأی نیاورد؛ معیار علمیت است و بی‌هوایی، کسی حق ندارد تابلوی کسی را پایین بکشد، این می‌شود استبداد. یک وقتی کسی می‌خواهد مکتب جدیدی را به‌وجود آورد، یا انحرافی ایجاد کند، بله! باید با او مقابله کرد، ولی اگر کسی می‌خواهد در چارچوب کتاب و سنت حرکت کند، حق نداریم مانع شویم».  محمدرضا زائری در واکنش به سخنان یزدی نوشته بود: «تاکنون فکر می‌کردیم آقایان از جامعه بی‌خبرند و میزان محبوبیت و جایگاه اجتماعی خود در افکار عمومی اطلاعی ندارند» مرتضی جوادی، مدرس حوزه علمیه قم و فرزند آیت الله جوادی آملی هم اظهارات آیت‌الله محمد یزدی را «صرفا سیاسی» و «غیرمفید» دانست. آیت‌الله علوی بروجردی پاسخ کوتاهی دارد« مرجعیت در شیعه دستوری نیست که کسی بخواهد مرجعیت تعیین کند. مرجعیت در شیعه آزاد است و هرکسی که دارای صلاحیت باشد و اظهار تکلیف کند می‌تواند در این مساله ورود کند.»

نگرانی آیت الله یزدی این بود که تشخیص و معرفی مرجعیت آینده از انحصار جامعه مدرسین حوزه علمیه قم(نماینده گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی) خارج شود و رقبای گفتمانی آنها بتوانند هم مراجع تقلید را معرفی کنند و هم از نمایندگان آنها مراجع آینده معرفی شود. بزرگان حوزه در قبال سخنان تند یزدی واکنشی نشان ندادند دوستان و همفکران او شاید با او موافق بودند اما طرح این مباحث آن هم با ادبیات آیت الله یزدی را به صلاح نمی دانستند. این سکوت و عدم حمایت از سخنان یزدی در عمل به نفع علوی بروجردی بود. چه آنکه بیشتر اساتید حوزه از سنتی که جامعه مدرسین خود را مرجع تشخیص مراجع تقلید معرفی کنند چندان راضی نیستند. طلاب جوان البته با آیت الله یزدی همراه بودند و تا مدت ها علیه علوی بروجردی در کانال های شخصی مطلب می نوشتند و حتی به تشکیلات حامی علوی یعنی نشست دوره ای اساتید حمله می کردند. نشست دوره ای اساتید که تشکلی صنفی از اساتید حوزه علمیه است ترجیح داد سکوت کند. در حال حاضر رساله عملیه علوی بروجردی منتشر شده است و دفتر مرجعیت او به کار خود ادامه می دهد. این واقعه نشان از افول قدرت اجتماعی گفتمان اسلام سیاسی و رشد گفتمان اسلام سنتی فرهنگی در حوزه علمیه دارد.

 

مجادلات درون گفتمانی اسلام سیاسی فقاهتی

به دنبال بازداشت یکی از اعضای دفتر آیت الله صادق آملی لاریجانی رئیس سابق قوه قضائیه شایعاتی درباره مهاجرت او به نجف اشرف شنیده می شد، دفتر او تکذیب کرده بود اما گویا این تکذیب را آیت الله محمد یزدی عضو و همکار آملی لاریجانی در شورای نگهبان نشنیده بود. محمد یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در همان دیداری که با مسئولان مرکز بسیج اساتید و نخبگان حوزه علمیه قم برگزار شده بود به انتقاد از آملی لاریجانی پرداخته و گفته بود: «فلانی می گوید اگر این کار را نکنید نجف می روم! خب بروید، آیا با رفتن شما قم به هم می خورد؟ شما درقم بودنتان هم خیلی موثر نبود؛ چه رسد که نجف بروید…رئیس دفتری که ۱۰ سال، جای مهمی را اداره کرده دستگیر می شود، بعد اعتراض می کند که چرا گرفتید؟ به اسم مدرسه علمیه، کاخ ساختند!… از کجا آوردی ساختی؟»، شاگردان آملی لاریجانی که از کلاس های درس، صراحت و گاهی تندی استاد را نقل می کنند، نامه تندی به آیت الله یزدی نوشت: «بنا نداشتم با توجه به گرفتاری های مختلف مردم و کشور، نسبت به این حرکات، پاسخی دهم. ولکن اکنون احساس می کنم بازی های صداوسیما و برخی نهادهای دیگر به نقطه ای رسیده است که سکوت در مقابل آن جایز نیست و البته در موقع مناسب به تفصیل در مورد ابعاد آن صحبت خواهم کرد…. متاسفانه اخیرا جنابعالی مطالبی مطرح کرده اید که علاوه بر خلاف واقع بودن و موهن بودن، ریشه در همان امور دارد… اولا بنده هیچ گاه نگفته ام که اگر فلانی را دستگیر کنید نجف می روم. این دروغی است که عده ای شایع کرده اند و دفتر بنده هم رسما آن را تکذیب کرده است، حال شما چه انگیزه ای دارید که این دروغ را تکرار می کنید؟…آیا جز با صدای بلند و داد و قال، به مسئولین و بزرگان توهین کردن و افترا زدن و تحقیرکردن، کار دیگری هم کرده اید؟ شما با آیت الله شبیری حفظه الله، چه کرده اید: با مرجعی که آیتی است در علم و تقوی و اخلاق و متانت و مروت و انصاف و بزرگواری. آخر چرا به خودتان اجازه می دهید به همه توهین کنید. هیچ بررسی کرده اید که علما و فضلا در قم، به آثار شما و به گفته های شما چگونه نگاه می کنند؟! چقدر آنها را جدی می گیرند؟ کافی است کسی نیم نگاهی به مکتوبات شما ذیل «کتاب القضاء» مرحوم سید صاحب عروه، بیندازد تا میزان اثر شما در حوزه معلوم شود و معلوم شود حد تحصیلات جناب عالی و استفراغ وسعتان در باب استنباط احکام. متاسفانه ظاهرا حتی توجه نکرده اید که «کتاب القضاء» سید (برخلاف جلد اول عروه) کتاب استدلالی است، چقدر آن را تخریب کرده اید. ای کاش شما صرفا آن را ترجمه می کردید که اقلا خواننده بداند با سخنان چه کسی روبه رو است».

سخنان آملی لاریجانی بصورت فنی تخصص فقهی آیت الله یزدی را نشانه گرفته بود. آیت الله مکارم شیرازی پیامی به طرفین دعوا فرستاد: «به همۀ شما احترام می گذاریم و متواضعانه تقاضا دارم این باب را به کلی مسدود کنید و به آبروی روحانیت و نظام کمک فرمایید» همچنین آیت الله نوری همدانی دیگر مرجع تقلید انقلابی به یزدی و آملی لاریجانی تلفنی صحبت کرده بود: « لازم می دانم با هر شکلی که صلاح می دانید این موضوع حل شود و بار دیگری یأس و نامیدی دشمنان را فراهم ساخته و موجبات خرسندی دوستان انقلاب را فراهم آورید». این نزاع درون گفتمانی گرچه تمام شد اما به تضیف بیرونی گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی منجر شد. گفتمان های اسلام سنتی فرهنگی، اسلام سکولار تماشاگرا این جدال ها بودند. خصوصا آنکه این جدال همزمان با طرح انتقادات آیت الله یزدی از آیت الله علوی بروجردی بود و نامه نگاری آملی لاریجانی موجب شد دعوای گفتمانی داغ شده و رقیب گفتمانی در حاشیه بماند.

افزایش قیمت بنزین و تبعات اجتماعی آن بر روحانیت

مردمی بودن روحانیت و حوزه علمیه یکی از ارزشهای کانونی حوزویان است که مورد تاکید آنان است. آنها مدعی هستند که در طول تاریخ از سوی مردم حمایت شده اند اگر چه بعد زا تشکیل حکومت جمهوری اسلامی هم در عرصه نظر و هم در عرصه عمل این ادعا با خدشه هایی همراه شده است اما همچنان این ادعا یکی از شعارهای اصلی حوزویان است. بالا رفتن نرخ بنزین و اعتراضات خیابانی و شعار علیه روحانیت و حمله به برخی از مدارس دینی نشان از افت جایگاه مردمی روحانیت دارد و از این جهت اهمیت دارد.

تصمیم دولت در بالا بردن نزخ بنزین در 24 آبان ماه واکنش های متفاوتی از سوی حوزویان داشت. در 25 آبان ماه آیت الله گلپایگانی از مراجع تقلید از افزایش قیمت بنزین به شدت ابراز تاسف و نگرانی کرده و خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی خواستار لغو این طرح شدند« متأسفانه در حالیکه گرانی ، تورم و بیکاری بسیاری از اقشار مملکت را در وضعیت سخت و ناراحت کننده‌ای قرار داده، طرحی در شب میلاد رسول رحمت (صلی الله علیه و آله وسلم) توسط سران قوا تصویب شد؛ که موجب تأسف و نگرانی شدید است» آیت‌الله علوی گرگانی دیگر مرجع تقلید نیزگفته بود: «خبر ناراحت کننده افزایش ناگهانی قیمت بنزین در شرایط فعلی که اثر تحریمها و افزایش غیر متعارف ارز بر زندگی مردم فشار زیادی را وارد کرده است موجب ناراحتی شدید اینجانب گردیده است» او هم از نمایندگان و دولت خواسته بود تا در تصمیم خود تجدید نظر کنند. این تصمیم دولت واکنش بسیار تند طلاب جوان و انقلابی را در پی داشت. کانال ها و گروه های طلبگی که عمدتا در شبکه اجتماعی ایتا فعال هستند به گمان این که تصمیم قوه مجریه است به انتقاد از آن پرداختند و خواستار لغو فوری این تصمیم بودند. سخنان آیت الله خامنه ای در درس خارج 26 آبان ماه دیدگاه های طلبه های جوان را در وضعیتی متناقض قرار داد او گفته بود « بنده در این قضیه سررشته ندارم یعنی تخصص این کار را ندارم، گفتم هم به آقایان؛ گفتم من چون نظرات کارشناس‌ها هم در این قضیه‌ی بنزین مختلف است، بعضی‌ها آن را لازم و واجب میدانند بعضی‌ها مضر میدانند، بنابراین من هم که صاحبنظر نیستم در این قضایا؛ گفتم من صاحبنظر نیستم لکن اگر سران سه قوه تصمیم بگیرند من حمایت میکنم. من این را گفتم، حمایت هم میکنم. سران قوایند، نشستند با پشتوانه‌ی کارشناسی یک تصمیمی برای کشور گرفتند، باید عمل بشود به آن تصمیم؛ این یک نکته». این نکته نشان داد که این تصمیم، تصمیم نظام است. از سوی دیگر شروع حرکت های اعتراضی و مناقشات خیابانی عملا طلاب را به مدافعان تصمیم نظام تبدیل کرد. اساتید میانی حوزه البته نظر دیگری داشتند بسیاری از آنان از اوضاع معیشت مردم و از تاثیر بالا رفتن نرخ بنزین و تاثیر آن بر معیشت مردم ناراضی بودند اما اوضاع اعتراضات و بر هم خوردن آرامش آنها را به سکوت وادار کرد. درخواست حضرات آیات صافی گلپایگانی و علوی گرگانی گرچه نادیده گرفته شدند اما آن را باید تلاشی در راستای دفاع از دغدغه های مردم و حفظ پایگاه مردمی مرجعیت دانست.

در شب اول اعتراضات به مدرسه علمیه صالحیه مکتب الصادق(ع) شهر کازرون حمله شده و مدرسه به آتش کشیده شد مجموعا در این دوره به ده مدرسه علمیه تعرض شده و شعارهای تندی علیه حوزه و روحانیت سر داده شد. ادامه اعتراضات و کشته شدن تعدادی از مردم و نیروهای نظامی و ایجاد نارضایتی عمیق در بین مردم تبعاتی را بر حوزه و روحانیت بر جای گذاشت. ذهنیت مردم این است که حوزه علمیه و روحانیت مدافع جمهوری اسلامی است و تبعات ناکارآمدی آن دامن حوزه علمیه را خواهد گرفت. همین مسائل دغدغه روحانیت در این روزها بوده است. برخلاف وقایع سال 1388 مراجع تقلید و مدافعان اسلام سیاسی فقاهتی در قابل اقدامات جمهوری اسلامی در برخورد با معترضان چندان واکنشی نشان ندادند و اتفاق جدید این بود که حامیان نیز سکوت کردند. البته باید بسیاری از طلاب جوان را مدافع نظام در این روزها دانست، اگر چه خودشان درگیر مشکلات معیشتی بودند. گفتمان اسلام سنتی فرهنگی نگران از دست دادن جایگاه مردمی روحانیت بود و ترجیه می داد فاصله خود را با نظام سیاسی بیشتر کند. گفتمان اسلام سیاسی نواندیش بر رفع دموکراتیک مشکلات تاکید می کرد و گفتمان اسلام سکولار نیز بر ناکارآمدی نظام سیاسی مبتنی بر دین تاکید می کرد.

طب اسلامی یا طب مدرن?

در اوایل بهمن ماه فیلمی کوتاه در شبکه های اجتماعی منتشر شد که نشان می داد عباس تبریزیان که خود را پدر طب اسلامی می خواند یکی از کتابهای پزشکی(هریسون) را آتش زده است. او پزشکی مدرن را قاتل انسانها دانسته و کار خود را بت شکنی نامید. انتشار این فیلم بازتابهای فراوانی داشت. بلافاصله علیرضا اعرافی مدیر حوزه های علمیه کار او را حرکت ناپسند و جاهلانه دانست و از طرف حوزه های علمیه و بزرگان آن و شورای عالی و مدیریت حوزه های علمیه آن را محکوم کرد او گفته بود که این تفکرات و اقدامات در حوزه علمیه  جایگاهی نداشته و انتسابی به حوزه و روحانیت ندارد. آیت الله سبحانی از مراجع تقلید این اقدام را جاهلانه خواند از نظر او کتاب ‌های علوم طبیعی و پزشکی که به نیت کشف علل و معالیل پدیده‌ ها نگاشته می‌ شود از احترام کامل برخوردار است و هر نوع تعرض به آنها بر خلاف روح اسلام و دعوت اسلام به علم و دانش است.

رسول جعفریان استاد تاریخ دانشگاه تهران، که خود در یادداشتی کار تبریزیان را را زشت و شرم‌آور دانست، او به مسئولان حوزه اعتراض کرد که چرا اجازه داده اند تبریزیان طی سالها در مرکز حوزه یعنی فیضیه تدریس داشته و به تربیت شاگردان مدعی طب بپردازد. همچنین جعفریان کتاب سوزی  را نشانه ای از گسترش تفکر اخباری در حوزه علمیه دانست. مهراب صادق‌نیا، عضو هیات علمی دانشگاه ادیان و مذاهب قم نوشته بود که حوزویان نمی‌توانند تبریزیان را تنها یک استثنا جلوه دهند و دامن خود را از علم‌سوزی او پاک کنند، تبریزیان روحانی پرآوازه‌ای است که سال‌ها است در حوزه‌های علمیه درس خارج می‌دهد و محکوم کردن او از سوی حوزویان، از جمله از سوی مدیر حوزه‌های علمیه ایران، تبریزیان را تبدیل به استثنا نمی‌کند، تبریزیان نه یک استثناست او و شماری دیگر چون او عملِ ناصالح رویّه‌هایی هستند که چند دهه است با عنوان‌هایی مانند “اسلامی‌سازی” و یا “بومی‌سازیِ” علوم، بدگمانی اجتماعی به دانش‌های جدید بشری را در میان مردم تزریق می‌کنند. تبریزیان‌ها میوه‌های درختِ توهین به دانشگاه‌اند.

ابوالقاسم علیدوست استاد درس خارج حوزه علمیه قم، کتاب سوزی را حرکت نسنجیده‌ای دانست، از نظر او قبول مطلق داده‌های دانشهای بشری ناصحیح است لکن رد مطلق آنها – آن هم در قالب حرکاتی مشمئز کننده، بهانه دهنده به مخالفان و گمراه کننده- ناصحیح‌تر است. حوزه‌های علمیه، حوزه تعقل و احترام به علم و دانش است. عبدالحسین خسروپناه روحانی دیگر حوزوی این واقعه را بر اثر گسترش تفکر اخباری تفسیر کرد و از اندیشه های اخباری انتقاد کرد،. مهدی نصیری که در نوشته های خود اخبار را مد نظر قرار می دهد در پاسخ خسروپناه تبعات رویکرد عرفانی و فلفسی در حوزه علمیه را یادآور شد.  علی اکبر صادقی رشاد از مدیران حوزه علمیه تهران از وضعیت پیش آمده ابراز ناراحتی کرد و گفت «نمی‌دانم چه بلایی بر سر روحانیت و حوزه آمده است که هر دم اتفاق تلخ جدیدی ناشی از رفتارهای نسنجیده و خلاف شؤون از سوی افرادی می‌افت».  سید کمال حیدری از منتقدان علوم حوزوی طبّ اسلامی را یک دروغ بزرگ خواند و گفت نود و پنج درصدِ احادیث طبّی یا ضعیف است و یا جعلی. ابوالحسن نواب رئیس دانشگاه ادیان و مذاهب قم از جامعه پزشکی عذرخواهی کرد. او گفته بود در چه زمانی روحانیتی که اهل گفت وگو بوده و همیشه مسایل و مشکلات خود را با گفت وگو حل کرده، کتابی از کسی سوزانده!؟ در تاریخ تشیع و تاریخ حوزه های علمیه یک روحانی نمی توانید مثال بزنید که کتابی سوزانده باشد؛ تشیعی که با علم و گفت وگو همراه بوده و حتی با «زنادقه» یا «ملاحده» گفت وگو کرده است. برخی از  نهادهای رسمی مانند دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و رییس کل سازمان نظام پزشکی نیز طی بیانیه‌های جداگانه‌ای این کتاب‌سوزی را محکوم کردند.

اگر چه کتاب سوزی محکوم شد اما نشان از رشد جریان آخباری گری در حوزه بود جریانی که اخبار و روایات را محور قرار داده و عقلانیت را به حاشیه می برد. سکوت اکثر طلاب جوان در این باره معنا دار بود چه آنکه بسیاری از آنان در طول سالهای فعالیت تبریزیان به طب اسلامی گرایش پیدا کرده اند و در این حادثه نهایتا روش تبریزیان را درست نمی دانستند اما با طب اسلامی همراهی می کردند.

از نظر گفتمانی پیروز این واقعه گفتمان اسلام سکولار بود چه آنکه به طب اسلامی معتقد نیستند و طب اسلامی را تاریخچه علم شیمی می دانند که طرفداران حوزوی آن در قرن های گذشته زندگی می کنند. اسلام سیاسی نواندیش نیز که عقلانیت را برجسته می کند منتقد این ماجرا بود. دو گفتما اسلام سیاسی فقاهتی و اسلام سنتی فرهنگی متهمان این واقعه بودند تبریزیان با ویترین انقلابی گری و مبارزه با غرب پرچم طب اسلامی را بلند کرده است از این رو گفتمان اسلام فقاهتی تلاش می کرد او را از خود جدا نشان دهد از این رو کار او را محکوم کردند. بخش هایی از اسلام سنتی فرهنگی نیز در لایه های هویتی رویکرد اخباری دارند از این رو نقد اخباری گری می توانست متوجه آنها باشد.

ویروس کرونا در قم

ظهر چهارشنبه یک روز مانده به انتخابات مجلس شورای اسلامی، کیانوش جهانپور رییس مرکز روابط عمومی وزارت بهداشت  اعلام کرد که نتایج آزمایش اولیه ۲ مورد مشکوک ابتلا به کرونا در قم مثبت گزارش شده است. از دو جهت ویروس کرونا حوزه های علمیه و روحانیت را به چالش کشید. از سالهای گذشته برخی از منبری ها و حتی امامان جمعه بلایای آسمانی را نتیجه گناهان انسانها می دانستند، حالا قم مرکز دین و معنویت مورد هجوم ویروس کرونا قرار گرفته بود. در روزهای اول برخی از کاربران شبکه های اجتماعی محتواهایی منتشر می کردند که قم را مورد تمسخر قرار می دادند همین مساله اعتراض برخی از شهروندان قم را به دنبال داشت. اما مساله اصلی زمانی رخ داد که بحث تعطیلی مراکز عمومی از جمله نماز جمعه، نماز جماعت مساجد، هیات های مذهبی و حرم های متبرکه مطرح شد. محمد سعیدی تولیت آستانه حضرت معصومه (س) اعلام کرد شهر مقدس قم به‌عنوان حرم اهل‌بیت(ع)، خاستگاه انقلاب اسلامی، پناهگاه شیعیان جهان، مرکز حوزه علمیه و شهر مراجع عظام تقلید و مردم دلاور، قهرمان و ولایت‌مدار است و دشمن می خواهد به بهانه پدیده کرونا ضربه فرهنگی و حیثیتی به قم بزند، البته او بر رعایت امور بهداشتی تاکید کرده بود. در فیلم کوتاهی که از او منتشر شد گفته بود«ما این حرم مقدس را دارالشفا می دانیم، دارالشفا یعنی مردم بیایند و از امراض روحی و جسمی شفا بگیرند». انتشار این فیلم در شبکه های مجازی جو سنگینی علیه قم و روحانیت ایجاد کرد. در همین روزها تصویری از حضور برخی از روحانیون رسانه ای از جمله آقایان میرباقری، طائب، عالی و عابدینی در کنار ضریح حضرت معصومه (س) منتشر شد که آنان را مخالف بسته شدن حرم نشان می داد. انتشار دو فیلم از زیارت نامتعارف ، حرم های مشهد و قم حساسیت ها را بیشتر کرد.

آیت الله شبیری زنجانی از مراجع تقلید رعایت ضوابط پزشکی را بر همگان لازم دانسته بود. آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی مردم را به رعایت بهداشت و پیروی از دستورات بهداشتی کرده بود و از آنها خواسته بود در مراکز عمومی حاضر نشوند. آیت الله جعفر سبحانی نیز قول پزشکان را حجت دانسته و مردم را دعوت به رعایت توصیه های پزشکان کرده بود. آیت الله سیدمحمد حسینی زنجانی از علمای ساکن زنجان اعلام کرد که چنانچه کسی مسائل بهداشتی را رعایت نکند و موجب بیماری دیگران شود از نظر شرعی ضامن خواهد بود. آیت الله صانعی پذیرش توصیه های پزشکی را بر همگان لازم عقلی و شرعی دانسته بود از مردم خواسته بود در اماکن مذهبی حاضر نشوند. آیت الله بیات زنجانی نیز عمل به توصیه مراجع بهداشتی را شرعا واجب دانست. محمد عندلیب همدانی از مدرسان عالی رتبه حوزوی از سیدمحمد سعیدی به شدت انتقاد کرد و دیدگاه های او را موجب وهن روحانیت شیعه دانست. ابوالقاسم علیدوست دیگر استاد عالی رتبه حوزه علمیه تصمیم گیری های کارشناسی را لازم الاطاعه دانسته بود و از فضای تخریبی علیه حوزه و روحانیت انتقاد کرد، او گفته بود اگر تصمیمات مسئولین بر قرنطینه قم تعلق گیرد علما مقاومتی نخواهند کرد.

از سوی دیگر عضوگیری و انتشار مطالب متعدد در کانال تلگرامی شیخ عباس تبریزیان علیه پزشکی جدید و ادعای درمان کرونا با طب اسلامی فضا علیه روحانیت را تشدید می کرد. این تنش ها بگونه ای بود که علی اکبر صادقی رشاد از مسئولین حوزه علمیه تهران اعلام کرد اگر کسی به استناد اخبار ضعیف دارویی تجویز کند و موجب مرگ بیماری شود قتل عمد مرتکب شده است. رول جعفریان روحانی نواندیش از نهادهای قضایی خواست تبریزیان را به جرم تشویش اذهان عمومی مورد پیگیرد قانونی قرار دهند. در همین روزها گروهی از طلاب جوان که مورد حمایت سازمان تبلیغات اسلامی و بخش هایی از حوزه علمیه بودند بصورت جهادی در بیمارستان های قم حاضر می شدند تا در این شرایط بتوانند کمکی به بهتر شدن اوضاع داشته باشند.

حوزه های علمیه، مراسم اعتکاف در مسجد جمکران، نماز جمعه قم و بسیاری از هیات های مذهبی تعطیل شد. اکثر علما بر تبعیت از مسئولین بهداشتی تاکید کردند. اما اینکه از نظر معرفتی و اجتماعی-سیاسی این ویروس چه تبعاتی بر حوزه و روحانیت خواهد گذاشت؟ باید منتظر شد و آینده را دید. از نظر گفتمانی شیوع ویروس کرونا در قم می تواند به نفع گفتمان اسلام سکولار باشد چه آنکه آنها هم در حوزه الهیاتی و هم در حوزه بهداشتی بر گذر از روش های سنتی تاکید می کردند و جانب علم مدرن را می گرفتند. اما سه گفتمان دیگر هر کدام به گونه ای درگیر الهیات بودند. و باید برای مومنین خود رابطه شرور و الهیات را توضیح می دادند توضیحاتی که جایشان پر نشد.

در حاشیه حوزه

شاید این چند مساله بیشتر دیده شدند اما حوزه با مسائل دیگری هم روبرو بود، ظهور برخی از شخصیت های حوزوی و طرح مساله های چالش برانگیز بخش هایی از حوزه را تحت تاثیر قرار داد، بطور مثال ظهور سیدکمال حیدری و انتشار فایل های صوتی و تصویری او در فضاهای فکری چالش هایی را در داخل حوزه ایجاد کرد، در گفتمان مورد نظر او روایات و احادیث کاملا به حاشیه می روند و این نوع نگاه تبعات مهمی بر حوزه طرفدار اخبار و روایات دارد. محمدتقی اکبر نژاد روحانی جوانی است که تحول کتابهای آموزشی حوزه را دنبال می کند او با جسارت رسانه ای به نقد برخی از بزرگان حوزه می پردازد و توانسته است برخی از طلبه های جوان را جذب کند. زیرسوال بردن لباس روحانیت توسط او نیز خبرساز شده بود. چالش حوزه علمیه با مشکلات مالی نیز از مسائل مهمی بود که حوزه را درگیر کرده بود و بر زندگی طلبه ها تاثیر گذاشت، بسیاری از مراکز فرهنگی و علمی حوزوی دست به تعدیل نیرو زدند و تعداد زیادی از طلاب بیکار شدند و به کارهای غیرمرتبط طلبگی رو آوردند.

 

منتشر شده در ویژه نامه صدا

مطالب مرتبط

درج دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.