مناظره سلیمانی اردستانی و حامد کاشانی؛ جای خالی خوانش رسمی

محمدباقر حقانی‌فضل: این روزها همه درباره مناظره حامد کاشانی و عبدالرحیم سلیمانی اردستانی حرف می‌زنند؛ بحثی که قرار بود علمی و تاریخی باشد، اما خیلی زود به دوقطبی احساسی تبدیل شد. اگر کمی عقب‌تر بایستیم، این مناظره فقط گفت‌وگویی دو نفره نبود؛ آینه‌ای بود از مسیری که فضای دینی و مذهبی ایران در چند دهه گذشته طی کرده است. من در این یادداشت قصد داوری مناظره را ندارم و تلاش می‌کنم آن را دستاویزی برای تحلیل فضای دینی ایران در این چند دهه قرار دهم.

بعد از انقلاب بلافاصله جنگ شد و جنگ شد همه چیز. بنابراین مجالی پیش نیامد که جمهوری اسلامی بتواند شیوه دینداری‌اش را پایه‌گذاری و دیکته کند. با این حال اما سخنرانی رهبری در مهرماه ۱۳۷۰، در دیدار با مداحان شاید اولین خط‌کشی‌ها و تلاش‌ها بود برای سروشکل دادن به شیوه دینداری و بازخوانی اسلام در جامعه. رهبری در آن دیدار گفتند:

«روضه‌خوانی و سینه‌زنی راه انداختن، مخصوص امام حسین است… درباره حضرت زهرا مناسبت ندارد که ما بیاییم نوحه‌خوانی و سینه‌زنی کنیم؛ بهتر این است که در آن موارد شرح مصایبشان گفته بشود. شرح مصایب، گریه‌آور است.»

 

این حرف‌ها را می‌توان تلاشی دانست برای جلوگیری از گسترش مناسک‌گرایی شیعه و شیوه‌های عزاداری در همه مناسبت‌ها. احتمالاً همان نواندیشی که مطهری را می‌توان سردمدارش دانست؛ رفتن به سمت تعریفی عقلانی و همگام با جهان مدرن از اسلام. همان زمان روشنفکران دینی هم همین مسیر را می‌رفتند. در این نقطه زمانی می‌توان گفت که خوانش دینی حاکمیت به نواندیشان دینی نزدیک‌تر بود.

این سخنرانی وجه دیگر هم دارد: اینکه رهبری جریانی را در جامعه دیده است که تلاش بر مناسبت‌سازی دارد و به جای تلاش بر وحدت اسلامی بر طبل هویت شیعی می‌کوبد؛ جریانی که شاید ریشه‌اش به انجمن حجتیه بازگردد. پیش‌بینی رهبری اشتباه هم نبود؛ چرا که در همان سال‌ها هیئت‌های عزاداری جدیدی تأسیس شد که به وضوح با خوانش حاکمیت همراه نبودند؛ تا دیر وقت سینه‌زنی می‌کردند، قمه می‌زدند، به وفور خلفا و عایشه را لعن می‌کردند و از همه مهم‌تر به اسلام سیاسی اعتقاد نداستند. این جریان خیلی زود و با پشتیبانی مراجعی مثل آیت الله وحید خراسانی و صافی گلپایگانی توانست در سال 1378 به دولت اصلاحات بقبولاند سوم جمادی الثانی را تعطیل رسمی کند.

نواندیشان دینی در دوران خاتمی به دلایل سیاسی روزبه‌روز و به مرور از حاکمیت و رهبری دورتر شدند. از آن سوی، هیئت‌های مذهبی مثل هیئت رزمندگان اسلام شکل گرفتند که با آرمان‌های سیاسی انقلاب همراه بودند اما در مسائل اندیشه‌ای به شیعیان هویتی و حجتیه‌ای مشابهت بیشتری داشتند. این جریان جدید با نزدیک شدن به حاکمیت و از تریبون صدا و سیما ‌گفتمان خودش را گسترش داد. از اواسط دهه ۸۰، دیدار سالانه مداحان با رهبر انقلاب به یکی از مهم‌ترین دیدارهای تقویمی بیت تبدیل شد و در دهه ۹۰، مداحان جوان و پرمخاطب یکی‌یکی به حسینیه امام خمینی (ره) دعوت شدند. اکنون نیز مراسم ایام فاطمیه در حسینیه امام خمینی همراه با روضه و سینه‌زنی به طور مرتب برگزار می‌شود.

مناظره اخیر بازآرایی افراطی همان تقابل دیرین بین دو سر طیف نواندیشان دینی و شیعیان هویتی است. عبدالرحیم سلیمانی شاید از همان خاستگاه که مرتضی مطهری را به بیان و نوشتن تحریفات عاشورا واداشت و احتمالاً از همان منظری که رهبری انقلاب در سال ۱۳۷۰ می‌کوشید مناسک‌گرایی شیعیان را جهت‌دهی عاقلانه کند، احتمالاً با هدفی خیرخواهانه و البته با مشکلات روشی و دانشی در انتخاب موضوع و تحلیل آن، خواست وارد مناظره شود و در مقابل حامد کاشانی بنشیند که نماینده شیعیان هویتی است؛ حامد کاشانی، خطیبی است که از دل هیئت‌های تهران بیرون آمده و صدها هزار نفر مخاطب دارد. در این مناظره، بحث دیگر فقط تاریخی نبود؛ بحث «هویت شیعی» بود.

تفاوت اصلی این رویارویی با دهه ۷۰ این است که حاکمیت و خوانش رسمی جمهوری اسلامی در آن جایی ندارد و نمی‌تواند هیچ واکنشی نشان بدهد؛ طرفداری از حامد کاشانی صحه گذاشتن بر مسئله شهادت حضرت زهرا و به تبع آن لعن خلفا و عایشه و احتمالاً مقبولیت اسلام غیرسیاسی و طرفداری از اردستانی تن دادن به روایت کژدارومریزی است که بدنه اجتماعی محکمی در میان شیعیان ندارد و حتی امروز نواندیشان دینی نیز از اظهارنظردرباره آن پرهیز می‌کنند!

 

برنده/بازنده مناظره سلیمانی اردستانی و حامد کاشانی

برنده یا بازنده این مناظره احتمالا ربطی به محتوای آن و قدرت استدلال‌ها ندارد؛ چه اینکه سراسر گفت‌وگوی این دو روحانی یکی به مشرق می‌رفت و یکی به مغرب. با این حال بازنده اصلی، متولیان خوانش رسمی دین در ایران بودند که جایی در این همه هیاهوی دینی نداشتند و مات و مبهوت اتفاقات را فقط دنبال کردند؛ حتی نتوانستند یک موضع میانه اتخاذ کند.

بازنده دیگر این مناظره احتمالاً عبدالرحیم سلیمانی بود، نه به خاطر اینکه نتوانست خوب مناظره کند، به این دلیل که حاشیه‌ای از پروژه اصلی‌اش تبدیل به متن اصلی شد و او را با خود برد. سلیمانی طی این سال‌ها می‌کوشید در زمین نواندیشی دینی و در مقابل جبهه آتئیست‌ها و جریان‌های الحادی به ایفای نقش بپردازد و دین را در جهان معاصر کارآمد نشان دهد، اما امروز او سوژه مبارزه با جریانی هویت شد که برای رویارویی با آنان هیچ شناختی ندارد. شاید اگر سلیمانی با حوزوی دانشوری چون آیت‌الله علیدوست مناظره می‌کرد این همه بازخورد نمی‌دید که حالا با حامد کاشانی روضه‌خوان محبوب و سلبریتی جامعه هیئتی مواجه شده است. سوژه سلیمانی این بار به مواجهه با جامعه هیئتی رفته بود نه دانشجویان کانون توحید یا مجامع دانشگاهی.

نواندیشان دینی نیز بازنده این ماجرا بودند. آنان به جای آنکه صورت‌بندی گفتمان خود را در این موضوعات حساس دینی و مذهبی نشان دهند و رطب و یابس را مشخص کنند نگاه خود را از معرکه گرفتند و بسیاری از آنان از سلیمانی تبری جستند و رفتند. این نهادها به همفکرانشان و جامعه نشان دادند که همراهان و همفکرانشان را به ثمن بخس حاضرند بفروشند و تنها بگذارند.

این مناظره برنده هم داشت: آتئیست‌ها! این گروه از این مناظره و درگیری درون‌دینی حداکثر استفاده را می‌کنند؛ چراکه در ایام با دامن زدن به حواشی این ماجرا، بهترین محتوای رسانه‌ای خود را برای نفرت‌پراکنی از دین و دینداری به هردوقرائت ارتدوکسی و اصلاح‌طلبانه رصد می‌کنند.

البته حامد کاشانی و جریان دینداری هویتی شیعه در این میدان برنده شدند؛ نه به این معنا که استدلال‌های کاشانی برتری داشت؛ به این دلیل که این جریان ضمن ابراز و نمایش خودش، نشان داد که می‌تواند گفتمان رسمی نظام را به چالش بکشد و جهت دهد.

حرف آخر اینکه شاید این مناظره بازآرایی و نظم جدید زیست دینی جامعه ایران در سالیانی باشد که پیش روی ماست و با اضطراب و تردید به سوی آن می‌رویم…

مطالب مرتبط
منتشرشده: 4
  1. م

    گروهی که ادب و ادبیات خودشو در قالب توهین و فحش رکیک از پشت میکروفن و همراه شعار حیدر حیدر نشون داده و دستش برای مردم رو شده که چیزی بیشتر از ادبیات اراذل و اوباش بارش نیست، برنده‌ست؟ چه قضاوت جالبی!

  2. مرادی

    برای “سروشکل دادن به شیوه دینداری و بازخوانی اسلام در جامعه” ، باید به میزان و آخرین کتاب الهی تمسک جست نه به ذکر مصائب گذشتگان:

    راهی که بعلت منافع آشکار و نهان فرقه ای و دنیوی انتخاب نشد و نمی شود…راهی که خود شخص شخیص پیامبر نیز مامور به آن بوده اند :

    وَالَّذِینَ یُمَسِّکُونَ بِالْکِتَابِ وَأَقَامُوا الصَّلَاهَ إِنَّا لَا نُضِیعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِینَ ﴿۱۷۰﴾ اعراف

    فَاسْتَمْسِکْ بِالَّذِی أُوحِیَ إِلَیْکَ إِنَّکَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ ﴿۴۳﴾ وَإِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَلِقَوْمِکَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ﴿۴۴﴾ الزخرف

    این راه در درون خود معیاری دارد برای معتبر دیدن و دانستن چیدمان فعلی قرآن و ایمان به آن و کنار گذاشتن اختلافات مذهبی و فرقه ای درباره خود قرآن…

    چون راه و اقدام اساسی فوق انتخاب و اجرایی نشد ، اختلافات سیاسی لاینحل ماند و به اقدامات خشونت آمیز کشیده شد…همانند قرون گذشته …

    قرآن برای درست خواندن خود روشی را بالاشاره ذکر نموده است و آن رعایت اتصال قول الهی است از ادیان گذشته تا کنون…

    وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ ﴿۵۱﴾ الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ یُؤْمِنُونَ ﴿۵۲﴾ قصص

    بجای تعریف و تمجید زبانی از قرآن و مسابقات قرائت با صوت زیبا یا در کنار آنها باید معرفی و مرور مدام این روش انجام شود و از نزدیک قرآن مورد مطالعه تمام کسانیکه توان آنرا دارند واقع گردد تا راه از بیراهه شناخته شود…و همه صاحب
    نظران روش و معیاری قانونی و الهی برای ارزیابی خود و اسلاف خویش یا دیگران داشته باشند…

    سایت : میزان در میزان

  3. امیرحسین روستا

    متاسفم از این نوشته!
    فقط یه تیکه بگم، حامد کاشانی فقط روضه خون هست! بماند که روضه خوندن هم لیاقتی میخواد که خیلی ها این لیاقت را ندارن!
    به جرات میگم حامد کاشانی یکی از معدود افرادی هست که از نظر تاریخی تسلط فراوان بر تاریخ اسلام داره و دستش، دست پری هست!
    و حتی موضوعات منبرهاش رو طوری انتخاب می کنه که گپ نادانسته های بچه شیعه ها را در مورد تاریخ شیعه، به درستی پر کنه.
    به نظرم این خود بزرگ بینی نویسنده، بهش احازه نداده که آثار شنیداری ایشون را به درستی مورد کنکاش قرار بده!

  4. زینب

    اونقدر نقدت بی ارتباط به مناظره بوده که نمیشه در موردش حرفی زد
    معلومه نه دو طرف رو میشناسی نه حتی ده دقیقه از مناظره رو گوش دادی
    فقط حرفهایی که قرار بوده بزنی رو برای تضعیف هیئت و دین و تشیع تکرار کروی

درج دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.