
«تفرقه» بدترین گناه در فقه اجتماعی و پیشنهادهایی برایِ پیشگیری
اگر روزی اجرای یک حکم شرعی به قیمت فروپاشی انسجام اجتماعی تمام شود، تکلیف چیست؟ در حالی که گفتمان «فقه اجتماعی» این روزها به یکی از جدیترین دغدغههای حوزه علمیه قم بدل شده، محمدتقی سهرابیفر، استاد درس خارج فقه و اصول در حوزه علمیه قم، در تحلیلی صریح و مستند، انگشت روی نقطهای میگذارد که هزار سال تاریخ اسلام را متأثر کرده است. او با استناد به سیره ۲۵ ساله سکوت و همراهی امام علی (ع) و همچنین همراهی «ابوذر» با لشکر معاویه علیه روم، استدلال میکند که «تفرقه» نه یک خطای سیاسی که بدترین گناه در فقه اجتماعی است؛ گناهی که در تزاحم با سایر احکام، قربانی کردن دیگر واجبات برای پرهیز از آن، نه تنها جایز که واجب است. این یادداشت، نقشه راهی برای پرهیز از این «گناه کبیره اجتماعی» در ایران امروز ترسیم میکند.
محمدتقی سهرابیفر(استاد درس خارج فقه و اصول در حوزه علمیه قم): از مباحث بسیار مهمِ حوزه علمیه قم در چند سالِ گذشته «فقه اجتماعی» است. اداره جامعه براساسِ قوانین اسلامی نیازمندِ کاوشهایِ عمیقِ فقهی در عرصه جامعه است. کتب و مقالات منتشر شده در این زمینه بیشتر به مقدمات و مباحث کلی میپردازد. ضمن احترام به تلاشهای انجام شده به نظر میرسد که امروزه ورودِ جزئیتر، شفافتر و تبیینِ تکتکِ مسائل فقه اجتماعی از اولویتهای جامعه است.
در فقه موجود که حاصلِ آن در رسالههایِ عملیه نمود پیدا میکند، اغلب خبری از فقه اجتماعی نیست و به همین دلیل احکامِ فقه اجتماعی از محدوده توجه و دغدغه دیندارانِ مقیّد به رعایتِ قوانینِ شریعت نیز بیرون میماند، در حالیکه نگاه اجتماعی به فقه، از احکامِ بسیار مهم پرده برمیدارد.
این نوشتار به یکی از مهمترین احکام فقه اجتماعی میپردازد.
تا جاییکه نگارنده بررسی کرده «تفرقه» از بدترین گناهان در فقه اجتماعی[1] است، بهگونهای که احکامِ دیگر در صورت تزاحم با «تفرقه» اولویتِ خود را از دست میدهد. میخواهیم درباره گناهی سخن بگوییم که در تاریخ هزار ساله، جوامعِ اسلامی را دچار ضعف جدّی کرد و مهمترین سلاحِ دشمنان برای تسلّط بر مسلمانان بوده است.
در بندهایِ زیر به برخی از مستنداتِ حکمِ فقهیِ «تفرقه» شاره میشود:
قرآن بارها بر حفظ وحدت تأکید میکند.[2] شگفت آنکه قرآن ظلم و سرکشی را سبب انحصاریِ تفرقه در دین معرفی میکند.[3] در قرآن خطرِ تفرقه چنان شدید و عمیق است که هارونِ پیامبر، گوسالهپرستیِ گروهی را تا بازگشتِ موسی (ع) از طور سینا تحمّل میکند تا مبادا از سوی موسی (ع) متهم به تفرقه انداختن شود.[4]
در سیره معصومان (ع) امام علی (ع) قهرمانِ پرهیز از تفرقه است. در عین حال که امامت از مهمترین باورهایِ شیعیان است، امام (ع) جهتِ حفظِ مسلمانان از تفرقه احتمالی، مصائبِ تعطیلیِ اصلِ امامت را به جان میخرد.[5] او 25 سال نه تنها صبر بلکه در مواقع لازم جهت حفظِ انسجامِ جامعه اسلامی، در تصحیح و تقویتِ حکومتِ خُلَفایِ سهگانه نقش ایفا میکند [6]
علی (ع) بعد از این مدت، با اصرارِ مردم خلافت را میپذیرد. ایشان در حدیثی بیش از بیست مورد از بدعتهای خُلَفایِ سابق را مطرح نموده و ضمن اعلام این نکته که این امور، منطبق با دین نیست، اما به دلیل پرهیز از تفرقه لشکریان، از مخالفتِ عملی با آنها خودداری میکند.[7]
از جمله بدعتها در میان برخی مسلمانان «نماز تراویح»[8] است. در دوران حکومت علی (ع) عدهای میخواستند همچون دوران خلیفه دوم و سوم، این نماز را در مسجد به جماعت بخوانند. ایشان ابتدا مانع شدند اما با اعتراض برخی مسلمانان روبهرو شدند که چرا سنتِ خلیفه دوم تعطیل بشود. لذا علی(ع) اجازه اقامه نمازِ جماعتِ تراویح را دادند.[9]
ابوذر صحابیِ پیامبر(ص) و یار وفادارِ امام علی (ع)، با همه صراحت و رُکگویی که علیهِ خلفایِ سهگانه داشت، طبق نقلِ شیخ مفید، توسطِ عثمان به شام تبعید شد. او هر روز مشغولِ موعظه مردم بود و احادیثِ پیامبر(ص) در فضائلِ اهل بیت (ع) را بر شامیان نقل میکرد. معاویه حاکمِ شام احساسِ خطر کرد و طیِّ نامهای فعالیّتِ ابوذر را به عثمان گزارش داد و خلیفه دستور بازگرداندنِ ابوذر به مدینه را صادر کرد. هوادارانِ ابوذر در شام، در حالی که با ناراحتی او را تا بیرونِ شهر بدرقه میکردند، به او گفتند:
«اى اباذر … مىخواهى (برخلافِ حکمِ عثمان) تو را بازگردانیم و مانع سفر تو شویم؟ ابوذر گفت: باز گردید …. و از اختلاف و پراکندگى بپرهیزید.»[10] جالب اینکه همین ابوذر در دوران حضور خود در شام طبق نقل تاریخ طبری، در جنگ معاویه با رومیان حاضر میشود و او را همراهی میکند.[11]
حفظ وحدت در نگاه فقیه بزرگ کاشف الغطا چنان اهمیت دارد که آن را همردیف توحید قرار میدهد و در جمله معروف خود بنایِ اسلام را مبتنی بر دو پایه «کلمهُ التوحید» و «توحیدُ الکلمه» میداند.[12] آیتالله سبحانی این سخن را مستند به قرآن دانسته و محتوایِ آن را مسلم میداند.[13]
به نظر میرسد این مقدار شواهد از قرآن و سیره معصوم(ع) جهت اثبات این نکته کافی است که وجوبِ حفظِ وحدت و حُرمتِ تفرقه، از مهمترین تکالیفِ فقهی است و درصورت تزاحم با دیگر احکامِ دین، اولویّت حفظِ وحدت و پرهیز از تفرقه است.
پیشنهادهایی برای پرهیز از گناه تفرقه
جهت پیشگیری از تفرقه مطمئناً اندیشمندان در رشتههای مختلف، هر کدام از منظر تخصص خود میتوانند راهکارهایی ارائه دهند. نگارنده نیز تلاش میکند از منظر دینی برخی پیشنهادهایِ خود را مطرح کند:
قطعِ ارتباط میان افراد و گروههای جامعه، سرآغازِ گسستِ خطرناک
اختلافِ آرا امری طبیعی و ناگزیر است. از اینرو پرسشِ مهم این است که چگونه میتوان ازمنتهی شدنِ اختلافِ آرا، به نزاعها و درگیریها جلوگیری کرد؟
طبقِ آنچه از منابع دینی میفهمیم، نباید ارتباطِ صاحبانِ هر نوع گرایش از خیلِ جمعیّت، قطع بشود. به تعبیر دیگر قهر یا حذفِ یک فرد یا گروه به معنای سرآغازِ تفرقه و گسستهایِ خطرناک است. باید همه افراد و گروههایِ جامعه هرچند با افکارِ متضاد، ارتباطِ خود با یکدیگر را حفظ کنند.
برای مثال یکی از دلایلِ شکافِ عمیق میان شیعیان و وهابیان، نبود ارتباط میان آنها در دهههایِ گذشته است.[14]متاسفانه اغلب در همایشهای مربوط به وحدت، مخالفانِ جدّی حاضر نبودند و همین قطعِ ارتباط سرآغازِ مقدمه شکافها و فاصلههای هر چه بیشتر شد.
سخن فوق برداشتِ نگارنده از تفسیر المیزان است. علامه طباطبائی به استنادِ قرآن، جنگ و نزاع را معلولِ اختلافِ آرا میداند[15] و در جایی دیگر اختلافِ آرا و عقاید را معلولِ جداییِ فیزیکی و قطع ارتباطِ افراد و گروهها از هم میداند.[16] با توجه به برداشتِ فوق میتوان فرمولِ وقوعِ تفرقه و نزاع را به ترتیبِ زیر ترسیم کرد:
«قطع ارتباط میان اشخاص و گروههایِ جامعه»
↓
«عمیقتر شدنِ شکافها و گسستها»
↓
«نزاعها و درگیریها»
نتیجه اینکه سرآغازِ نزاعها و جداییهایِ خطرناک، قهر کردن یا کنار نهادنِ فرد یا گروه از جامعه است و در جامعهای که تصمیم به تعالی و پیشرفت گرفته است، همه اعم از حاکمان و گروهها باید متعهد شوند که از خط قرمزِ بسیار مهمِ قطع ارتباط عبور نکنند.
تمرکز بر آموزههایِ مسلّمِ دین و خوداری از پرداختن به آنچه دینی بودنش معلوم نیست
یکی از مخاطرات جامعهای که بناست منطبق با آموزههای دین اداره شود، تعیینِ گستره دین است همه میدانیم که دین اسلام و نیز مذهب تشیع دهها قرائتِ گوناگون دارد و نیز متخصصانِ دینی میدانند که انبوهِ ادله دینیِ ما با انبوهی از ابهامات در دلالت و سند و … مواجه است – بنده برخی از ابهامات را در برخی مقالاتِ قبلی مختصر بیان کرده ام –[17] عالمان دین میدانند که ما آموزههایی رواج یافته و مسلّم انگاشته در میان دینداران داریم که هیچ سند و اعتبارِ قابل قبولی ندارد. یکی از راههای پرهیز از تفرقه، پرهیز از پرداختن به اموری است که دینی بودنِ آن روشن نیست. برای مثال به یاد داریم که بسیاری از آهنگهایِ مجازِ امروزی، پوشیدن پیراهنِ آستین کوتاه، خالکوبی و … در گذشته چقدر در جامعه ما تنشزا و تفرقهساز بوده و پرداختن به این امور چقدر از وقت و انرژی مسئولانِ جامعه کاست. البته در زندگی فردی اشخاص میتوانند بر محتملاتِ دینی نیز مقید باشند اما آنچه بر حاکمان شایسته و بایسته است تمرکز بر اجرایِ اصول مسلم دین است.
اولویت حفظ وحدت در تقابل با دیگر احکام دینی
از شواهد قرآنی و حدیثی که در بخش آغازینِ مقاله عرض کردم به روشنی این نکته کلیدی به دست می آید که اگر اجرای برخی احکام منجر به تفرقه بشود، اولویّتِ اول پرهیز از تفرقه است.
توجه به تفاوت انسانها
نگارنده در برخی تألیفات خود آورده[18] که از نگاه دین انسانها ضمنِ داشتنِ فطریاتِ مشترک، تفاوتهایِ بسیار جدّی دارند، بهگونهای که حتی برخی اندیشمندان همچون ملاصدرا [19] و فخر رازی،[20] هر فرد از انسان را نوعی متفاوت از دیگر افرادِ انسان قلمداد میکنند. توجه به این تفاوتِ جدّی به ویژه از سوی کارگزاران و مسئولانِ جامعه، کمک شایانی خواهد کرد تا تفاوتِ دیدگاهها را به رسمیّت بشناسیم و وحدتِ جامعه را با وجودِ تفاوتها حفظ کنیم.
بیاعتنایی به گمانهزنیها و حدسیّات
قرآن به «قولِ سدید» دعوت میکند[21] طبق برخی احادیث، پیامبر(ص) بر منبری ننشست مگر اینکه این دعوت و این آیه را تکرار کرد.[22] علامه طباطبائی در تفسیر «قول سدید» اطمینان داشتن به راستی و درستیِ سخن را لازم میشمارد.[23]
آیهای دیگر تصریح میکند که «گمان» ما را از حقیقت بی نیاز نمیسازد.[24]
شرطِ لازمِ سخنِ مُتقَن و مُحکَم در هر موضوعی بهویژه در امور اجتماعی، اشراف اطلاعاتی است و اگر چنین احاطه ای نداریم نباید به ضرس قاطع سخن بگوییم. و زمینههایِ تفرقه را فراهم نماییم. همانگونه که مخاطبان در ترتیبِ اثر دادن به اخبار، مکلف به بررسی و راستیآزمایی هستند بهویژه اگر این اخبار از سوی دشمنان منتشر شده باشد.[25]
به امید رعایتِ همگانیِ تقوایِ الهی در حفظِ وحدت و پرهیز از بدترین گناه (تفرقه)!
محمدتقی سهرابی فر
فروردین 1405
ارجاعات:
[1] برای «فقه اجتماعی» چند تعریف گفته شده است از نگاه نگارنده هر فِعل یا تَرکی که که تأثیرِ مثبت یا منفیِ جدّی بر جامعه مسلمانان داشته باشد، در محدوده فقه اجتماعی قرار میگیرد.
[2] از جمله: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» (آل عمران/103)
[3] «شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى وَعِیسَى أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ ….. وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ» (شوری/13 و 14) و «کَانَ النَّاسُ أُمَّهً وَاحِدَهً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلَّا الَّذِینَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ» ﴿بقره/ ۲۱۳﴾ و نیز رک به: تفسیر المیزان، ج2، ص 121 و 122
[4] « قَالَ یَا ابْنَ أُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَلَا بِرَأْسِی إِنِّی خَشِیتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِی» (طه/94)
[5] « و ایم الله لو لا مخافه الفرقه بین المسلمین و أن یعود الکفر و یبور الدین لکنا على غیر ما کنا لهم علیه » ترجمه: « به خدا سوگند اگر از پراکندگى و تفرقه مسلمانان و بازگشت کفر و اضمحلال دین بیمناک نبودم, با ستمگران غاصب به طرز دیگرى رفتار مى کردم » (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج1، ص 308) و نیز: «فرایت ان الصبر على ذلک افضل من تفریق کلمه المسلمین …» ترجمه «صبر و شکیبایی را بهتر از تفرقه میان مسلمانان دانستم» (مجلسی، بحار الأنوار، ج۲۹، ص۶۳۲)
[6] رک به مقاله: ««وحدت، وفاق» سُنّتِ فراموش شده اهل بیت (ع)» به قلم نگارنده در سایت دین آنلاین
[7] «… قَدْ عَمِلَتِ الْوُلَاهُ قَبْلِی أَعْمَالًا خَالَفُوا فِیهَا رَسُولَ اللَّهِ ص مُتَعَمِّدِینَ لِخِلَافِهِ نَاقِضِینَ لِعَهْدِهِ مُغَیِّرِینِ لِسُنَّتِهِ وَ لَوْ حَمَلْتُ النَّاسَ عَلَى تَرْکِهَا وَ حَوَّلْتُهَا إِلَى مَوَاضِعِهَا وَ إِلَى مَا کَانَتْ فِی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص لَتَفَرَّقَ عَنِّی جُنْدِی حَتَّى أَبْقَى وَحْدِی أَوْ قَلِیلٌ مِنْ شِیعَتِیَ …» (کلینی، کافی، ج8، ص 58 – 63)
[8] نماز تَراویح نمازهای مستحبی شبهای ماه رمضان که اهلسنت بهدستور خلیفه دوم آن را به جماعت میخوانند، اما شیعیان بهجماعت خواندن آنها را بدعت میدانند.
[9] حرّ عاملی، وسائل الشیعه (الاسلامیه)، ج۵، ص۱۹۲
[10] رک به: امالی، شیخ مفید، ص 162 – 164
[11] رک به : تاریخ طبری، ج4، ص 241
[12] «وقد شاعت وانتشرت کلمتنا حیث قلنا قبل عشرین سنه: (بنی الإسلام على دعامتین: کلمه التوحید وتوحید الکلمه). فکان هذا الدین دین التوحید، دین الوحده، دین المساواه، دین محق العصبیات و سحق العنصریات، ونبذ القومیات وعنعنات الطبقات، والتفاخر بالأنساب والتعالی والتفوق بالآباء الأمهات»کاشف الغطاء، محمدحسین، الخطب الأربع، ج1، ص91
[13] « لا شکّ أنّ الإسلام بنی على کلمتین: کلمه التوحید، وتوحید الکلمه. وهذه الکلمه الطیبه مأخوذه من قوله سبحانه: «أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَ لاٰ تَتَفَرَّقُوا فِیهِ»[13]، فالفقره الأُولى إشاره إلى التسلیم أمامه سبحانه حیث یقول: «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللّٰهِ الْإِسْلاٰمُ»[13] ومن أظهر تجلیاته توحیده سبحانه، والفقره الثانیه إشاره إلى وحده المسلمین ورصف صفوفهم » (سبحانی تبریزی، جعفر. ، 1436 ه.ق.، الإیضاحات السنیه للقواعد الفقهیه، قم – ایران، مؤسسه الإمام الصادق علیه السلام، جلد: ۳، صفحه: ۳۸۵)
[14] این سخن را آیت الله جوادی آملی نقل میکنم.
[15] علامه در تفسیر آیه «تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعضَهُمْ عَلى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ کَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ وَ آتَیْنا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّناتِ وَ أَیَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ وَ لکِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَ مِنْهُمْ مَنْ کَفَرَ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَ لکِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ ما یُرِیدُ» (بقره/253) می فرماید: «أن القتال معلول الاختلاف الذی بین الأمم إذ لو لا وجود الاختلاف لم ینجر أمر الجماعه إلى الاقتتال» (طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن ؛ ج2 ؛ ص309)
[16] علامه در تفسیر آیه «لاتَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَ اِخْتَلَفُوا» این برداشت را دارد که جدایی فیزیکی و قطع ارتباط، منجر به اختلافِ آرا و عقاید میشود. (طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج3، ص 373 و 374)
[17] از جمله رک به: مقاله «خدای قران – خدای فقه» در سایت دین آنلاین
[18] از جمله رک به کتاب «ذاتمندی انسان» به قلم نگارنده و مقاله ««ماهیات متفاوت، فطریات مشترک» ره آوردِ انسان شناسی دینی» به قلم محمدتقی سهرابی فر، در سایت دین آنلاین.
[19] از جمله رک به مقاله: «صدرالمتألهین و ذاتمندی انسان»، مجله قبسات، شماره 79، به قلم محمدتقی سهرابی فر
[20] رک به مقاله: «تفاوت ماهوی انسان ها در اندیشه فخر رازی»، مجله انسان پژوهیِ دینی، شماره 38، به قلم محمدتقی سهرابی فر
[21] «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیداً» (احزاب / 70)
[22] همان، ص 353 و 354
[23] طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج16، ص 347
[24] وَ مَا یَتَّبِعُ أَکْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لَا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِمَا یَفْعَلُونَ (یونس: 36)
[25] یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَهٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ (الحجرات: 6)
ابتدا باید از هر حزب و گروه یا افرادی که قصد شرکت در وحدت بین مسلمین دارند یک سوال پرسیده شود : آیا این چیدمان فعلی قرآن نزد شما معتبر است؟
چرا که باید سند مشترکی بین آنها یافت… قرآن باید سند مشترک باشد…آیا سند الهی و مقدس مشترک دیگری داریم؟
با اسناد سیره معصومین یا سیره خلفا یا سیره عقلا ، نمیتوان به وحدت رسید…چون پس از بدیهیاتی چند ، عقلا به اختلاف خواهند رسید و احتیاج به آزمایش و امتحان و راستی آزمایی خواهیم داشت که در این موضوعات و حوادث تاریخی امکان آن نیست…
تنها راه رسیدن به وحدت بین مسلمین مبنا قرار دادن قرآن جمع آوری شده و معتبر دانسته شده و روش رعایت اتصال در خوانش آن است…و تسلیم شدن به نتیجه آن … روشی که توسط خود قرآن معرفی میشود :
وَ لَقَدْ وَصَّلْنَا لهَُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ(51) قصص
سایت : میزان در میزان : “میزان در میزان” : quranmizan[.]com