علی مطهری نظارت استصوابی را تا چه حد قبول دارد؟

روزنامه اعتماد در این شماره به گزارش میزگرد «مجلس، انتخابات و امام خمینی(ره)» و سخنان علی مطهری، جواد اطاعت و سید طه هاشمی پرداخته و در بخشی دیگر، همایش نظام اخلاقی مولانا (گام سوم: ضرورت اخلاقی زیستن) و سخنان مصطفی ملکیان را روایت کرده است.

علی مطهری: نظارت استصوابی تا حد تحقیق از ادای «نماز» و «روزه» و پرهیز از «شرب خمر» قابل قبول است
روزنامه اعتماد در صفحه ۱ به پوشش میزگرد «مجلس، انتخابات و امام خمینی(ره)» پرداخته که توسط موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) برگزار شده است. بخش مشترک سخنان چهار سخنران این همایش نیز توجه امام به ابعاد جمهوریت نظام در کنار اسلامیت آن است و این حاصل و خروجی میزگردی است که هم یک چهره اصولگرا چون مطهری در آن حضور دارد و هم اصلاح‌طلبی چون جواد اطاعت. کما اینکه سید طه هاشمی و سید علی خمینی هم سعی کردند تا دیدگاه روحانیت را در باب این موضوع مطرح کنند.
 
علی مطهری در سخنان خود به این نکات منتخب اشاره نموده است:

  •  نظارت استصوابی را اگر به این معنا بگیریم که تحقیقات محلی درباره کاندیداها انجام شود برای اینکه غیر از آن استدلالات چهارگانه‌ای که از برخی نهادها انجام می‌دهد (از وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی، دادگستری و اداره ثبت)، غیر از آن می‌گویند ما می‌خواهیم در احوال شخصی افراد هم تحقیقی کرده باشیم که آیا این شخص اهل نماز و روزه است؟ یا اینکه مبادا اهل شرب خمر باشد؛ در این حد قابل قبول است…. نه در چیزهایی که بعضا بهانه می‌آورند و افراد را رد صلاحیت می‌کنند.

 

  • اینکه حفظ نظام از اوجب واجبات است پس هر کاری که در نظام شد همه را بپوشانیم درست نیست. عده‌ای با طرح موضوع مخالفت می‌کنند که حفظ نظام مهم‌تر است، اما ما در جواب می‌گوییم که چون حفظ نظام مهم‌تر است مطرح می‌کنیم تا نظام اصلاح شود و دیگر تکرار نشود نه اینکه این مسائل را بپوشانیم.

 

  • در مجالس ما هیچ توجهی به فصل سوم قانون اساسی که درباره حقوق ملت است وجود ندارد. ما قانون اساسی بسیار خوبی داریم که تکلیف همه مسائل روشن است، ولی وقتی از آن دفاع نکنیم چه فایده دارد؟!

 

جواد اطاعت، دیگر سخنران این همایش گفته است:

  • در ساختار فکری و اندیشه سیاسی دنیا، سه مکتب فکری وجود دارد. اندیشه هابزی، مکتب لیبرالیسم و مکتب اسلام و جا دارد علما و فضلای حوزوی روی اندیشه سیاسی مکتب اسلام کار کنند.

 

  • در مکتب اسلام انسان به طور طبیعی گرایش به خیر و شر دارد. در این گرایش، اگر انسان ابعاد خیر گونه‌اش را تقویت کند به اعلی علیین می‌رسد و بالعکس اگر ابعاد شرش را تقویت کند به اسفل‌السافلین می‌رسد، بستگی دارد که انسان این ذاتی که در گوهر وجودیش به ودیعه دارد را چطور پرورش بدهد، اگر ابعاد خیرگونه‌اش را پرورش بدهد انسان وارسته و والایی می‌شود و اگر ابعاد شرش را پرورش بدهد از چهارپایان هم بدتر خواهد شد

 

  • بر دو مکتب غربی کارهای زیادی صورت گرفته، اما در بحث اسلام از این زاویه کاری انجام نشده است که ما بر اساس تعریفی که از گرایش انسان به خیر و شر داریم، چه الگوی نظام سیاسی باید داشته باشیم. حضرت امام در کتاب چهل حدیث در اولین حدیث به این موضوع اشاره می‌کنند (شرح چهل حدیث، ص۵) و شهید مطهری اشاره می‌کند به تفویض امر بین‌الامرین. به نظرم این جای کار دارد که علما و فضلای ما بر مبنای ذات انسان، مطالعه کنند که در اسلام با شناختی که از اصالت وجودی انسان داریم چه نوع نظام سیاسی می‌توانیم داشته باشیم.

 

سید طه هاشمی  نیز در این همایش گفته است:

  •  بشر به سرعت دارد از نظر فکری گسترش پیدا می‌کند.

 

  • بحث سبک زندگی که این روزها و بارها مقام معظم رهبری فرمودند و ما روحانیون مرتبا ارجاع می‌دهیم که ائمه باید الگوی ما باشند، ما با الهام از سبک زندگی امام باید برای امروز مدل زندگی طراحی کنیم.

 

  • حکومت اسلامی که در زمان ما موجود است مانند زمان ائمه(عج) است اما امام این شیوه جمهوریت را پذیرفتند و اتفاقا روی جمهوریت و روی اسلامیت یکسان اصرار داشتند.

 

 
مصطفی ملکیان: جزم و جمود در وادی عرفان راه ندارد
 اعتماد در صفحه ۸ گزارش علی ورامینی از همایش دوروزه نظام اخلاقی مولانا (گام سوم: ضرورت اخلاقی زیستن) را به چاپ رسانده و سخنان مصطفی ملکیان با موضوع «ضرورت اخلاقی زیستن برای زندگی خوش جمعی» را منعکس نموده است.
 
در گزارش اعتماد، خلاصه ای از سخنان این اندیشمندان روایت شده است:
 سخنرانی ابوالقاسم فنایی با موضوع «ضرورت اخلاقی زیستن برای استکمال معنوی انسان»،
سخنرانی حسن اسلامی با موضوع «ضرورت اخلاقی زیستن برای سامان‌یابی پیوند انسان و طبیعت»،
 سخنرانی مهناز قانعی با موضوع «ضرورت اخلاقی زیستن برای شکوفایی استعدادهای ذهنی- روانی آدمی»،
سخنرانی حسین محمودی با موضوع «ضرورت اخلاقی زیستن برای سلامت روان»،
و سخنرانی امیر صائمی با موضوع «ضرورت اخلاقی زیستن برای زندگی خوش فردی».
 

فرازهای منتخبی از سخنان مصطفی ملکیان با موضوع «ضرورت اخلاقی زیستن برای زندگی خوش جمعی»:

  • در تاریخ فلسفه اخلاق و علم اخلاق سه مکتب در منظر انسان‌ها نهاده شده است. «مکتب وظیفه‌گرایی یا تکلیف‌گرایی»، « مکتب نتیجه‌گرایی یا پیامدگرایی» و «مکتب فضیلت‌گرایی». مولانا به این اخلاق فضیلت قائل است. انجام دادن‌ها و داشته‌ها برای وی از اهمیت ثانوی برخوردار است. از نظر مولانا درون مهم است و می‌گوید تو باید در درون انسان خاصی شوی.

 

  •  آرای متفاوتی در تفسیر ارزشمندی زندگی ارایه شده است که در میان این آرا لااقل دو رای آن مهم‌تر است. یکی می‌گوید زندگی باید معنادار باشد، دیگری می‌گوید باید آن زندگی کارکرد مثبت داشته باشد. کارکرد مثبت داشتن یعنی در زندگی‌ای که می‌کنیم چیز مثبتی به هستی اضافه کنیم.

 

  • تاثیر اخلاق در خوشی‌های اجتماعی، یعنی تاثیر خوبی بر خوشی. خوشی‌های زندگی به سه دسته قابل تقسیم هستند. «خوشی‌های اجتماعی جمعی»، «خوشی‌های اجتماعی فردی» و «خوشی‌های انفرادی»

 

  • در تعداد این خوشی‌ها میان روانشناسان، کسانی که در علم‌النفس فلسفی کار می‌کنند و کسانی که در علم‌النفس عرفانی کار می‌کنند اختلاف است. اما معولا آرامش، شادی، صلح و آشتی با خود (رضایت باطن) از جمله این خوشی‌های انفرادی هستند. این خوشی‌ها را اگر داریم همه‌مان داریم، اگر نداریم هیچ‌کس ندارد. امنیت، رفاه (که غیر از ثروت است و صفت یک جامعه است)، آزادی، عدالت اجتماعی. جامعه یا آزادانه، عادلانه، مرفه و دارای امنیت است یا نیست.

 

 

  • دغدغه عارفان دغدغه فردگرایانه است، آمده تا تو را متعالی کند. دغدغه عارفان با مصلحان اجتماعی که در روزگار جدید با آنها آشنایی داریم خیلی فرق می‌کنند. عارف آمده است که درون تک‌تک ما را دگرگون کند. یک مصلح اجتماعی آمده است که سازمان‌های اجتماعی را عوض کند و با نهادها کار دارد. ممکن است که یک روشنفکر و مصلح اجتماعی همزمان عارف هم باشد، اما شأن این دو با یکدیگر متفاوت است و دو کارکرد است. عارف وقتی اصلاح فردی هم می‌خواهد انجام دهد، جزم و جمودی در کارش نیست. می‌گوید من این‌گونه فهمیده‌ام و ممکن است کسی به گونه‌ای دیگر مشکل تو را تشخیص دهد.

فرازهای منتخبی از سخنان ابوالقاسم فنایی با موضوع « ضرورت اخلاقی زیستن برای استکمال معنوی انسان»:

  • عقلانیتِ ابزاری که زیرمجموعه عقلانیت عملی است، متکفل بررسی تناسب هدف و وسیله است و پرسش از تناسب هدف و وسیله پس از انتخاب هدف قابل طرح است. در این بحث مفروض گرفته می‌شود که ما انسان‌ها در زندگی خود اهداف و غایاتی داریم، مانند استکمال معنوی یا زندگی خوش فردی یا جمعی، یا سلامت روان و غیره، که برای ما ارزش و مطلوبیت ذاتی دارند.

 

  •  اخلاقی زیستن مطلوبیت ذاتی و واجب نفسی ندارد، بلکه اگر مطلوب باشد، مطلوبیت ابزاری دارد، یعنی صرفا در صورتی مطلوب و واجب خواهد بود که بتوان نشان داد که برای رسیدن به یکی از این اهداف ضرورت دارد؛ یا اگر هم مطلوبیت ذاتی داشته باشد، مطلوبیت ذاتی آن در حدی نیست که به تنهایی انگیزه لازم برای اخلاقی زیستن را در روح و روان ما تولید کند.

 

  • زندگی اخلاقی بسیار غنی‌تر از آموختن علم اخلاق و رفتار بیرونی اخلاقی است؛ به این معنا که علم اخلاق و رفتار اخلاقی از شرایط لازم اخلاقی زیستن هست، اما به هیچ‌وجه کافی نیست. برای اخلاقی زیستن ما به امور دیگری هم نیاز داریم، که آن امور نیز از مولفه‌های اخلاقی زیستنند، مانند تربیت اخلاقی، تجربه اخلاقی، تخیل اخلاقی، شهود اخلاقی و حکمت عملی. بدون اینها رفتار بیرونی شخص ممکن است با ارزش‌های اخلاقی سازگار باشد، اما زندگی او اخلاقی نخواهد بود.

 

  • اخلاقی زیستن کل زندگی شخص را دربر می‌گیرد، نه بُعد خاصی از زندگی او را. به تعبیر دیگر، اخلاقی زیستن نوعی سبک زندگی جامع و فراگیر است که شخص در پیش می‌گیرد.

 

بخش های منتخبی از سخنرانی حسن اسلامی با موضوع «ضرورت اخلاقی زیستن برای سامان‌یابی پیوند انسان و طبیعت»:

  • اخلاق زمانی آغاز می‌شود که ما بتوانیم با دیگران رابطه من- تویی ایجاد کنیم. هرچه میزان این رابطه در ما بیشتر باشد ما انسان‌های اخلاقی‌تری هستیم. برای اینکه ما بتوانیم چنین نگاهی داشته باشیم نیازمند مجموعه‌ ویژگی‌های منشی هستیم که به آنها فضیلت، یا هنر در معنای اصلی آن، می‌گویند.

 

  • به میزانی که ما بافضیلت می‌شویم به همان میزان انسان‌تر می‌شویم. اخلاقی زیستن یعنی انسان‌تر بودن و اخلاقی زیستن یعنی رشد دادن خود. این فضیلت‌ها را اگر ما جدی گرفتیم در مناسبات‌مان با انسان‌های دیگر به آنها چون شیء نگاه نمی‌کنیم.

 
 
بخش های منتخبی از  سخنرانی مهناز قانعی با موضوع «ضرورت اخلاقی زیستن برای شکوفایی استعدادهای ذهنی- روانی آدمی»:

  • وقتی قوای ادراکی درست پرورش یافته‌ باشند، وظایف خود را به بهترین شکل انجام می‌دهند اما فضیلت‌ها حواس ظاهری را تعالی می‌بخشد و مبدل به حواس باطنی می‌کند.

 

  • خیالات و عادات ذهنی، عجب و تکبر و سایر بدخویی‌ها، دل‌خوشی‌های دروغینی در انسان ایجاد می‌کنند که احساس طلب را در او می‌کشد. بنابراین دیگر انسان در جست‌وجوی حقیقت و دانایی نخواهد بود و چون بر جان وی عرضه شد، آن را نخواهد دید. این، نه تنها شخص را از درک حقیقت محروم می‌کند، بلکه در صورت استمرار، به تدریج استعدادهای ذهنی روحی او را نابود می‌سازد.
        

 
 
دیگر عناوین برگزیده «اعتماد» امروز:
 
انفجار انتحاری در مراسم شیعیان نیجریه در کانو ۲۱ کشته و شماری زخمی برجای گذاشت. کانو در شمال نیجریه منطقه فعالیت گروه تروریستی بوکوحرام است. بمبگذار انتحاری خود را وارد روستایی در ۲۰ کیلومتری جنوب شهر کانو کرده و بمب را در میان جمعیتی از شیعیان منفجر کرد.
 
 روزنامه اعتماد در این شماره به گزارش میزگرد «مجلس، انتخابات و امام خمینی(ره)» و سخنان علی مطهری، جواد اطاعت و سید طه هاشمی پرداخته و در بخشی دیگر، همایش نظام اخلاقی مولانا (گام سوم: ضرورت اخلاقی زیستن) و سخنان مصطفی ملکیان را روایت کرده است.مرور مطبوعات/ ‌‌یک‌شنبه ۸ آذر / روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط
درج دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.