تأملی در آثار محمدرضا حکیمی| علی هادی پور

محمدرضا حکیمی محقق پر تألیفی بود. بیش از پنجاه اثر نوشت. مقالات متعدد در کارنامه داشت. برخی آثار را با محوریتِ مکتب تفکیک نوشت. برخی آثار را به احادیث و روایات اختصاص داد. از آموزه‌های فردی و اجتماعی اسلام غافل نماند و برخی از کتب را بر این محور نگاشت. حکیمی، در معرفی برخی چهره‌های برجسته دینی هم کوشید و آثاری در معرفی عالِمان دینی به رشته تحریر در آورد. با این وجود، برخی آثار او زبانزد شد. حکیمی را به نام آن آثار می‌شناختند. یکی از مهم‌ترین آن‌ها الحیاه بود.

مجموعه الحیات
الحیاه

این کتاب، دایره المعارفی است که محمدرضا حکیمی به همراه دو برادرش، محمد و علی به زبانِ عربی نوشته است. این اثر در ۱۲ جلد منتشر شده است. احمد آرام شش جلد از آن را ترجمه کرده است. برادران حکیمی در سال ۱۳۵۳ بود که شروع به نگارش این اثر کردند. کوشیده‌اند تا ترسیمی از اسلام و تشیع با محوریت عدالت اجتماعی به دست دهند. هدف از این کتاب، پاسخ گفتنِ اسلام به دردهای بشر بوده است. خصوصاً در موضوعاتی چون فقر، بیکاری، مالکیت و کارگری. در این زمینه احادیث و روایات و آیاتی برکشیده شده تا موضع اسلام را در خصوص این امور مشخص کند. محمد رضا حکیمی، خود این کتاب را یک اثرِ انقلابی می‌دانست.

او می‌گفت که انقلاب یعنی تغییر احوالِ ملت، نه تغییر اشخاصِ دولت. معتقد بود که هرگاه احوال ملت از ظلم به سمت عدل برود، هرگاه از بی کرامتی به سمت کرامت میل کند، هر زمانی که از اختناق به سمت آزادی مایل شود، آن زمان است که انقلاب پدید می‌آید. حکیمی معتقد بود که اسلام هم دینی انقلابی است. قرآن را انقلابی‌ترین کتاب موجود در دست بشر می‌دانست. با همین مبانی بود که حکیمی کتاب الحیاه را هم در راستای یک حرکت انقلابی تفسیر می‌کرد. در این اثر احادیثی را معرفی کرده است تا نه فقط از جنبه قدسی، بلکه از موضع عملی نیز انسان را به سمت زدودن فقر و اجرای یک عدالت اسلامی مایل کند. از همین روست که در مجلدات نخستینِ الحیاه، الگوهایی عملی نیز ترسیم شده و در جلدهای پایانی، بیشتر به تبیین مبانی نظری التفات شده است.

منهای فقر

محمدرضا حکیمی، در پی به دست دادن تفسیری از عدالت بود. او عمده تأملاتش را به عدالت اقتصادی معطوف کرده بود. فقر را نمودی از بی عدالتی می‌دانست. از همین رو بود که ماجرای فقر به دغدغه همیشگی او بدل شد. کتابِ منهای فقر نیز با همین رویکرد نگاشته شد. این کتاب، جمع آوری از مجموعه‌ای تأملات حکیمی در خصوص فقر است. در دوازده فصل تنظیم شده است. موضوعاتی چون اسلام و جامعه منهای تکاثر و اسراف؛ اسلام و هشدار در آخر الزمان، جنگ فقر و غنا، اسلام و حدود مال مشروع، اسلام و تعالیم دین از زبان بزرگان در باب اموال را در بر دارد. برخی معتقدند که این اثر، انقلابی‌ترین اثر حکیمی است. سارا شریعتی در خصوص این اثر گفته بود که کمترین حجم علوم اجتماعی در مورد فقر است در حالی که فقر همیشه مساله اصلی اجتماع است. و این کتابِ یک عالِم راستین دینی است که به ما می‌گوید هر جا فقر هست، دین نیست. این کتاب به ما نشان می‌دهد که فقر با دین نمی‌سازد.

خورشید مغرب

حکیمی در ترسیم معتقدات شیعه آثار عدیده‌ای نوشت. یکی از تأملات او در خصوص مهدویت و ظهور بود. کتاب خورشید مغرب در همین خصوص نگاشته شد. عنوان کتاب، بر اساس روایتی بود که می‌گوید در آستانه قیامت، خورشید از مغرب سر می‌زند. در چهارده فصل آن را تنظیم کرد. گویی به تبرّک چهارده معصوم چنین کرده بود. وی در این کتاب، به رسالت و وظیفه شیعیان در هنگامه غیبت اشاره کرد. گفت که یکی از ابعاد عظیم تکلیف حساس و بزرگ در روزگاران غیبت و انتظار، حفظ دین، نگهبانی مرزهای عقیدتی و حراست از باورهای مقدس است. جامعه منتظر نباید درباره این امر عظیم سستی روا بدارد.

حکیمی در این کتاب، بر آموزش نوجوانان و جوانان نیز تأکید کرده بود. گفته بود که جانِ نوباوگان، نوجوانان و جوانان می‌باید هر دو در برابر تابش اعتقادات حقه قرار بگیرد و از این تابش و تجلی آکنده گردد. این کتاب به صورت خلاصه نیز به گونه‌ای منتشر شد تا قابلیت استفاده بیشتری برای نوجوانان و جوانان داشته باشد.

دانش مسلمین

یکی از دغدغه‌های حکیمی، نشان دادن دستاوردهای جهان اسلام بود. معتقد بود که در جهان اسلام، سنگ بناهایی گذاشته شده است که نمی باید از آن غفلت ورزید. می‌گفت که این مبانی و دستاوردهای جهان اسلام، گاه چنان عظیم بوده که اسباب تعجب همگان است. وی در کتاب دانش مسلمین برخی از این دستاوردها را عنوان کرده بود. گفته بود که در حدود هزار سال پیش در بغداد بیش از یکصد کتاب فروشی وجود داشته است. گفته بود که هزار سال پیش فقط و فقط فهرست کتاب‌های کتابخانه عمومی ری به ده هزار جلد می‌رسید. کتابخانه بصره به طالبان علم که در آنجا مطالعه می‌کردند، مقرری و اعانه می‌داده است. یا وقتی که مغولان بغداد را به ویرانی کشاندند، سی و شش کتابخانه عمومی در آنجا بوده است. یا گفته بود که بزرگانی چون صاحب بن عباد به قدر کتابخانه‌های اروپا کتاب داشته‌اند.

حکیمی در این کتاب گفته بود که حدود هزار سال پیش، هیچ کس جرأت نداشت مال فراوان داشته باشد، مگر آنکه با مال خود ادبیات و هنر را کمک کند. حکیمی در این کتاب همچنین گفته بود که مسلمین با آمیزش جبر و هندسه، اصول اندیشه تحلیلی دکارت را به وجود آوردند. مسلمین برای اولین بار اصول رسم بر سطح کره را شناختند. حتی مسلمین برای اولین بار به کروی بودن زمین و دوران آن به گرد محورش قائل شدند.

حکیمی اینها را بر می‌شمرد تا نشان دهد که توجه به علم و دانش در جهان اسلام همیشه مورد توجه بوده که بعضاً در زمانه حاضر شگفت می‌آید. حکیمی در این کتاب گفته بود که با نگارش این اثر، نخواسته‌ام غروری بی جا بیافرینم. بلکه خواسته است تا زمزمه کند که آنچه بشر امروز به آن دست یافته، از دانش مسلمین بهره برده‌اند. اما چه شده که امروزه با جهان اسلام به مخالفت برخاسته‌اند؟ غرب و مسیحیت وامدار اسلامند و می‌باید این مهم را به آنها یادآوری کرد.

شیخ آقا بزرگ تهرانی

محمدرضا حکیمی برخی آثار را در ذکر احوالات و آراء برخی بزرگان شیعی نوشت. یکی از اینگونه آثار او، کتابی است که در وصف آقا بزرگ تهرانی به رشته تحریر در آورد. حکیمی، کتاب الذریعه که شیخ آقا بزرگ نگاشته بود را پسندیده و مورد توجه‌های مکرر قرار داده بود. الذریعه دایره المعارفی بود در فرهنگ شیعی. سبب نگارش این اثر را حکیمی اینگونه توضیح داده بود که: جرجی زیدان در کتاب مشهور خود «تاریخ آداب اللغه العربیه» در مورد شیعه سخنی بدین مضمون گفت: «شیعه طایفه‌ای بود کوچک و آثار قابل اعتنایی نداشت و اکنون شیعه‌ای در دنیا وجود ندارد»؛ این شد که شیخ آقا بزرگ و دو هم ردیف و دوست علمی‌اش، شیخ محمد کاشف الغطاء و سید حسن صدر هم پیمان شدند تا هر یک در باب معرفی شیعه کاری را بر عهده گیرند و به این صورت پاسخ سخن جرجی زیدان را بدهند. سید حسن صدر با نگارش کتاب «تأسیس الشیعه لعلوم الإسلام» این کار را انجام داد. علامه شیخ محمدحسین کاشف الغطاء نیز متعهد شد کتاب «تاریخ آداب اللغه» جرجی زیدان را نقد علمی بکند. از این بین شیخ آقا بزرگ هم مأمور شد فهرستی برای تألیفات شیعه بنویسد که حاصل آن کتاب «الذریعه» شد.

حکیمی در خصوص اخذ اجازه از آقا بزرگ گفته بود که: مرا روزگاری دراز این آرزو بود که با اخذ اجازه روایت از او نائل شوم و به واسطه او به بزرگ محدث متأخر، مرحوم نوری و سلسله اسنادش تا یاران ائمه پیوست یابم. این بود که در سال‌های اخیر که حضرت شیخ به مشهد مشرف بود، در حرم امام دیدارش کردم و پس از مدتی درنگ تا از حال خاص و توجه خویش به در آید از او اجازه نقل حدیث خواستم. آن بزرگ مرد به شدت گریست و ناله کرد و گفت دریغا که هم اکنون تنها یک کس دیدم که به فکر اجازه روایت است و محتاط در نقل حدیث.

مکتب تفکیک

یکی از اصلی‌ترین ایده‌ها و کتابهای محمدرضا حکیمی، مکتب تفکیک است. اگرچه ایده او در سایر آثارش نیز ریزش کرده است، اما در خصوص مکتب تفکیک کتاب مستقلی را نیز مکتوب کرد. این ایده نخستین بار در مقاله‌ای در مجله کیهان فرهنگی در اسفندماه ۱۳۷۱ منتشر کرد. وی سپس در سال ۱۳۷۵ کتاب مستقلی را در همین موضوع به رشته تحریر در آورد. وی در این کتاب به تفسیر دیدگاهها در خصوص مکتب تفکیک پرداخته است. همچنین بزرگانِ این مکتب را معرفی کرده و از روش فکری آنها سخن به میان آورده است. او سید موسی زرآبادی، میرزا مهدی اصفهانی، مجتبی قزوینی را به عنوان سه رکن اصلی مکتب تفکیک معرفی کرده است.

وی در این کتاب، از روش تفکیکی سخن گفته و به نقد رویکرد فلاسفه پرداخته است. گفته که فلاسفه درباره میزان قدرت عقل محدود بشر برای ادراک قضایای ماوراء الطبیعی که خدا پرده از آنها برنداشته بود نیز قضایایی ماوراء فلسفی که از دسترس ادراک عقل به دور بود؛ به اشتباه افتادند و دچار سردرگمی و پریشانی‌های گرانبار شدند. و همین است که می‌بینیم عقل بشری در طول تاریخ آنگاه که بیش از توان خود در پی شرح قضایای عالم غیب برآمده است، دچار سردرگی شده و هیچ گاه به یقین نرسیده است. دلیل قاطع این سخن آراء فلاسفه و متفکران درباره این تفصیلات ماوراء الطبیعی از روزگاران پیشین تا به امروز است، آرایی که مجموعه‌ای از افکار پریشان، بیمار و متناقض در بسیاری از زمانهاست و نشان دهنده قصور تفکرات آن روزگاران است. حکیمی با این مواضع، هیچگونه ردپایی از فلسفه و یا دیگر دانشهای بشری را بر ساحت دین روا نمی‌دانست. وی کتاب مکتب تفکیک را در همین راستا نگاشته بود.

الهیاتِ الهی و الهیاتِ بشری

حکیمی برای تبیین موضع خود در خصوص تفکیک و بسط بیشتر این نظریه، کتاب الهیات الهی و الهیات بشری را هم نگاشت. می‌خواست به نحو منسجم و دقیقی نشان دهد که آنچه در کلام الهی بیان شده، متفاوت است از آنچه که به دست بشر ساخته و پرداخته می‌شود. هدف اصلی این کتاب نیز تبیینی از نظریه تفکیک بود. وی در این کتاب گفته بود که «معارف قرآنی و علوم محمدی و تعالیم اوصیایی یعنی مکتب قرآن و اهل الذکر یا به تعبیر دیگر مکتب ثقلین در ذات خویش و با اصول و مبانی خویش همه گونه استقلال مبنایی دارد و از کمال انسجام و غنای معارفی و استحکام ساختاری تام برخوردار است. این مکتب در چرخه‌های گوناگون زمان و در هر جای جهان از هر مکتب و مذهب و فکر و نحله و فلسفه و عرفان بی نیاز است. و به هیچ کمکی و تکمیلی و التقاطی و ترمیمی نیازمند نیست.

حکیمی سپس سخنانی را از ائمه معصومین نقل می‌کرد و آن را در تأیید مکتب تفکیک قلمداد می‌نمود.

امام در عینیت جامعه

حکیمی توجه ویژه‌ای به بحث امامت داشت. می‌گفت که اثرگذاری تعالیم ائمه می‌باید در سطح جامعه به چشم آید. باید در نظر همگان ملموس باشد. وی کتاب امام در عینیت جامعه را به همین منظور نوشت. وی گلایه می‌کرد که گذشتگان به نقش ائمه معصومین توجه و تأکید بسیار داشته‌اند اما معاصرین از این توجه به دور مانده‌اند. گفته بود که در قدیم برخی از دانشمندان و متفکران بزرگ شیعه مانند شیخ مفید و سید مرتضی و شیخ طوسی و سپس بزرگانی چون علامه حلی به صورتی عمیق به تحلیل بخشی از مسائل فرهنگ سیاسی و اجتماعی اسلام پرداخته‌اند. اما در روزگار بعدی و سده‌های اخیر، تالیفات شیعه رو به کم مایگی و سستی رفت و مأخذ قدیم مهجور ماند و معارف اصیل به دست فراموشی سپرده شد. حکیمی سپس در خصوص نگارش این کتاب گفته بود که چند سال پیش از این، یک تن از مردم محترم، از موالیان آل محمد که با این بنده سابقه دوستی دیرین داشت، از من خواست تا درباره صلح امام حسن (ع) مقاله‌ای بنویسم. با اینکه سرگرم اندیشیدن درباره برخی دیگر از مسائل و مبانی فرهنگ شیعه بودم، خواسته او را بر زمین هشتن نیارستم و به نوشتن مقاله‌ای در این مقوله دست یازیدم. بخشی از این کتاب، همان مقاله است. و فصلی که در آغاز آورده شده دربردارنده طرحی و گفتاری است بس کوتاه درباره شناخت عینیت گرایی در زندگانی اجتماعی و سیاسی هر یک از امامان. تحلیلی است مختصر از دوره زندگانی امامان تا پایان عهد امام یازدهم حضرت امام حسن عسگری.

جامعه سازی قرآنی

حکیمی به بُعد اجتماعی اسلام توجه بسیاری داشت. کتاب جامعه سازی قرآنی را نیز در همین راستا نگاشته بود. در شش مقاله، به این موضوع توجه داده بود. گفته بود که نماز یک فرد مسلمان، می‌باید اثرات خود را بر جامعه بگذارد. در مقاله نماز و عدالت عنوان کرده بود که نماز و عدالت، دو نشانه جامعه قرآنی محسوب می‌شوند. در مقاله‌ای دیگر، بحثی را با عنوان احکام دین و اهداف دین مطرح کرد. روی سخن او بیشتر به روحانیون و مجتهدین بود. در آنجا نیز بر مساله اجتماعی در اسلام تاکید کرد و گفت که غایت اصلی دین در بُعد اجتماعی، اقامه عدل است که این مساله مورد غفلت قرار گرفته است. وی در ادامه، با ذکر احادیثی کوشید تا موضوع عدالت در جامعه را مورد توجه قرار دهد. وی در این اثر، از موضوعِ اتحاد جماهیر اسلامی هم سخن گفت. حکیمی در این کتاب، کوشیده بود تا با طرح مبانی فکر اسلامی، تحقق جامعه‌ای را نشان دهد که بر مدار عدالت استوار است و اجتماعی را رقم می‌زند که مطلوبِ قرآن قرار می‌گیرد.

نان و کتاب

یکی از آثار شهیرِ محمدرضا حکیمی، نان و کتاب است. ایده‌ای در این کتاب مطرح شد که به عنوان یکی از ایده‌های مورد توجه از حکیمی عنوان می‌شود. وی در این کتاب خواهان این مهم شده که دو چیز می‌باید در جامعه اسلامی به نحو رایگان توزیع شود. یکی نان است و دیگری کتاب. یکی خوراک جسم است و دیگری خوراک روح. وی در این کتاب عنوان کرد که وقتی که از مردم سخن می‌گوییم برای استفاده ابزاری از آنها نیست. بلکه برای احقاق حقوقشان است. از جمله حقوق آنها یکی غذای روح است و دیگری غذای جسم. در واقع نان و کتاب برای انسان، همچون آب و هوا برای نباتات است. چنانکه گیاهان بدون این دو رشد نمی‌کنند، انسان‌ها نیز بدون نان و کتاب رشد نخواهد کرد. 

مطالب مرتبط
درج دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.