بررسی علل سقوط سریع افغانستان در گفت‌وگو با خبرنگار افغان: شریعت طالبانی تن زنان افغان را می‌لرزاند

طالبان خیلی سریع‌تر از آنچه تصور می‌شد افغانستان را در دست گرفت. این پیروی آنقدر سریع و ناگهانی رخ داد که به گفته «حفیظ الله رجبی» استاد سابق دانشگاه کابل و روزنامه‌نگار افغانی هنوز مردم این کشور در حیرت هستند.

برای بررسی دقیق علل پیشروی سریع طالبان و تأثیر آن بر آینده افغانستان با این روزنامه نگار و تحلیل‌گر سیاسی به گفتگو نشستیم.

رجبی در پاسخ به این پرسش که چرا طالبان به این سرعت توانست افغانستان را در دست بگیرد گفت: جنگ و صلح افغانستان به عنوان یک موضوع پیچیده دو بعد داخلی و خارجی دارد. این مساله در پیشروی سریع طالبان نیز تأثیر خود را داشت. یکی از ابعاد داخلی تعریف نامشخص از دوست و دشمن است. در بعد داخلی حکومت‌های افغانستان از رئیس جمهوری «حامد کرزی» گرفته تا دوران هفت ساله «اشرف غنی»، هرگز یک سیاست خارجی مدون نداشت تا بر اساس آن دوست و دشمن واقعی خود را بشناسد. همین مساله باعث می‌شد حکومت تمام انرژی خود را صرف بازی اتهام به این کشور و آن کشور صرف نماید و نتواند قاطعانه حامیان منطقه‌ای طالبان را به دست برداشتن از حمایت این گروه مجاب سازد. تعریف حکومت‌های افغانستان از دوست و دشمن مشخص نبود: یک روز طالبان را تروریست خواندند و روز دیگر مخالفان سیاسی و روز دیگر برادران ناراضی را.

وی افزود: این تعریف گنگ از طالبان بیانگر نوعی سیاست خائنانه بود که در پشت پرده علیه ملت مظلوم افغانستان که قبلاً دوران سیاه طالبان را تجربه کرده بودند، در جریان بود. به عنوان مثال باید به مخالفت حامد کرزی با حملات هوایی آمریکا در سال‌های آخر ریاست جمهوری‌اش اشاره کرد. کرزی با لحنی تند امریکا را به کشتن غیرنظامیان بی‌گناه در روستاهای افغانستان متهم می‌کرد. این اتهام اگرچه در ابعادی به جا بود و امریکا از ارتکاب جنایات ضد بشری در افغانستان نمی‌تواند مبرا باشد؛ اما هدف کرزی به نوعی حفظ سران طالبان که با دیگر گروه‌های تروریستی از جمله القاعده گره خورده بودند در برابر حملات هوایی امریکا قلمداد می‌شد.

این روزنامه نگار افغان تصریح کرد: رئیس جمهور غنی هم نتوانست بدون تفکیک تروریستان به خوب و بد تعریف واضحی از طالبان به عنوان دشمن امنیت و رفاه و پیشرفت افغانستان ارائه کند و این گروه را مخالفان سیاسی عنوان کرد و برنامه‌ای برای سرکوب آنها نداشت.

رجبی گفت: این بی برنامگی که به نوعی می‌توان آن را خوش خدمتی به طالبان تعریف کرد سبب شد حکومت افغانستان در برابر حملات طالبان تنها موضع دفاعی اتخاذ و از موضع تعارضی خودداری کند. در سوی دیگر قضیه داستان فرق می‌کرد و طالبان به جبران شکست سال ۲۰۰۱ خود فکر می‌کرد و بسیار متحد و مصمم نشان می‌داد. طالبان با راه اندازی بازی «جنگ در بهار و تابستان و صلح در زمستان» در حقیقت فرصت احیا و بازسازی و تقویت خود را پیدا کرد.

فساد حکومت افغانستان به طالبان کمک کرد

رجبی ادامه داد: عامل دیگری که در پیشروی سریع طالبان می‌توان نام برد وجود فساد در نهادهای امنیتی و نظامی حکومت‌های افغانستان بود: پول‌های کلان خارجی که برای تمویل و تجهیز و آموزش ارتش افغانستان از سوی امریکا و دیگر کمک کننده‌های خارجی به افغانستان تزریق می‌شد در کانال‌های فساد مقامات ارشد ارتش و حکومت گم می‌شد. این در حالی بود که سربازان ارتش و پلیس در فقر تجهیزات و آموزش مناسب به سر می‌بردند. فساد به عنوان یک موریانه اعتماد نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان به مقامات ارشد خود را از بین برد و سبب افت روحیه نیروهای نظامی افغانستان شد. این مساله در دوران ریاست جمهوری غنی بیشتر خود را نشان داد و کار به جایی رسیده بود که کمتر سرباز ارتش حاضر بود جان خود را برای یک حکومت فاسد فدا کند.

غنی نمی‌خواست طالبان نابود شود

این تحلیل‌گر سیاسی افغان گفت: از دیگر عوامل پیشروی طالبان باید به نبود اراده برای نابودی طالبان در روسای جمهور افغانستان اشاره کرد. کرزی طالبان را برادران ناراضی می‌خواند و غنی مخالفان سیاسی. این نگرش این دو رئیس جمهور از نگاه قومی آنها به طالبان سرچشمه می‌گرفت. برای کرزی و غنی طالبان بیش از اینکه دشمن امنیت و رفاه افغانستان باشند یک گروه بزرگ از قوم پشتون به حساب می‌آمد که نباید نابود می‌شدند. اینکه بیشترین بمباران‌های امریکا و ناتو در ولایات (استان‌ها) پشتون نشین انجام می‌شد و از پشتون‌ها قربانی می‌گرفت برای کرزی و غنی قابل تحمل نبود.

دولت رهبران جهادی را تضعیف کرد

وی افزود: از دیگر عوامل پیشروی سریع طالبان باید به تضعیف رهبران جهادی در افغانستان توسط کرزی و غنی اشاره نمود: کرزی رهبران جهادی که تجربه جنگ با طالبان را داشتند را به هر طریق ممکن به کابل کشاند و زیرنظر گرفت. غنی هم به بهانه شکستن جزایر قدرت و تطبیق حکومت داری خوب عملاً به جنگ با رهبران با نفوذ قومی نظیر مارشال دوستم و عطا محمد نور رفت. این مساله در زمان پیشروی‌های اخیر طالبان بیشتر خود را نشان داد: رهبران جهادی در این زمان دیگر آن توان جنگی گذشته را نداشتند و بیشتر خانه نشین شده بودند.

بازنشستگی عمدی جنرالهای کارآزموده افغان

استاد پیشین دانشگاه کابل تصریح کرد: از دیگر عوامل پیشروی تند طالبان باید به بازنشسته نمودن اجباری جنرالان کار کشته افغانستان در ارتش و پلیس ملی از سوی غنی اشاره کرد. غنی از قدرت جنگی جنرالان دوران مبارزه با شوروی سابق که بیشتر از طیف مجاهدین بودند و در دوران امارت اسلامی طالبان جبهه ائتلاف شمال را تشکیل داده بودند، می‌هراسید. غنی ارتش و پلیس ملی افغانستان را از وجود این جنرالان باتجربه خالی نمود و به جای آنها افراد وفادار به خود که جوان و با تجربه بودند را یک شبه جنرال ساخت و در بدنه ارتش و پلیس ملی جابه جا کرد. در زمان حملات برق آسای طالبان این جنرال خودی غنی نتوانستند کاری از پیش ببرند.

 

توافق صلح دوحه، توافق آمریکا با طالبان

رجبی از توافقات پشت پرده امریکا با طالبان در توافق نامه صلح دوحه به عنوان یکی از عوامل مهم خارجی پیشروی طالبان نام برد و گفت: پیشروی سریع طالبان در کنترل مناطق، مراکز ولایات و در نهایت کابل و کل افغانستان بی ارتباط با توافقات پشت پرده این گروه با امریکا در توافق نامه صلح این گروه با امریکا نمی‌تواند باشد. این توافقات پنهانی که هیچ کس به صورت دقیق به آنها دست نیافت موضع طالبان را تقویت و موضع حکومت افغانستان را تضعیف کرد. طالبان درست پس از این توافق‌نامه با روحیه و جسارت بیشتری می‌جنگیدند و با تصرف مناطق بیشتر به قدرت خود می‌افزود. توافق صلح امریکا با طالبان در اصل صلح بین امریکا و طالبان بود تا تلاش برای ختم جنگ در افغانستان. امریکا به همین که طالبان دیگر نیروهای امریکایی را در افغانستان هدف نگیرند و خروجی امن از افغانستان داشته باشند بسنده کرد و در این میان افغانستان فراموش شد.

وی افزود: با روی کار آمدن «جو بایدن» در امریکا سیاست واشنگتن در قبال افغانستان تغییر یافت: امریکا با خروج نیروهایش از افغانستان از یک سو هزینه‌های جنگ را کم می‌کرد و از سوی دیگر وقت کافی برای تمرکز روی مهار رقبای اصلی خود در منطقه یعنی چین و روسیه به دست می‌آورد. از سوی دیگر امریکا در یک حساب دودوتا چهارتا به این نتیجه رسید که از کانال طالبان ارزان‌تر و بهتر می‌تواند رقبای خود را زمین گیر کند. طالبان خلاف آنچه می گویند با امریکا رابطه خوبی دارند و کاملاً به عنوان یک نیروی تحت امر می‌توانند منافع امریکا در منطقه را برآورده سازند.

مردم افغان مبهوت مانده‌اند

این روزنامه نگار افغان در پاسخ به این پرسش که واکنش مردم به این رویدادها چه بوده گفت: مردم مظلوم افغانستان که بیش از چهاردهه طعم تلخ جنگ را چشیده‌اند و در آرزوی صلح مانده‌اند، با مشاهده تسلط دوباره طالبان بر افغانستان مات و مبهوت شدند و از ناکامی دولت و ارتشی که به آن دل بسته بودند شوکه شدند. دولتی که نتوانسته بود امنیت شهروندانش را تأمین کند و هم اکنون رئیس جمهورش از کشور گریخته بود تمام امیدهای مردم به آینده‌ای روشن را نقش بر آب کرده بود. مردم از لحاظ روحی و روانی طالبان را نپذیرفته‌اند و نخواهند پذیرفت؛ اما چون بحث اجبار و سرنیزه و جنگ بود در مقابل هجوم ملخ‌وار طالبان سکوت کردند و از بین بد و بدتر بد را برگزیدند. مردم از انتقال جویی و خونریزی طالبان ترس دارند و با دلهره به تصرف افغانستان توسط طالبان نگاه می‌کنند.

 

رجبی در پاسخ به این پرسش که کدام قشر نگرانی بیشتری از حضور طالبان دارند گفت: اولین قشری که از به قدرت رسیدن دوباره طالبان در افغانستان در هراس شده‌اند اقلیت‌های مذهبی و قومی است. طالبان کارنامه سیاهی در برخورد با اقلیت‌های مذهبی از جمله شیعیان افغانستان و هندو تباران دارد. هنوز قتل عام‌های هزاران نفری طالبان در مزار شریف و دیگر مناطق شیعه‌نشین افغانستان از اذهان پاک نشده است.

وی از زنان به عنوان دومین گروه نگران از حضور طالبان نام برد و گفت: تطبیق شریعت طالبانی تن و بدن زنان را می‌لرزاند. ممنوعیت از تحصیل و کار و حتی انجام امورات روزانه بدون یک فرد محرم از سوی طالبان هنوز زنان و دختران افغانستان را می‌ترساند. از سال ۲۰۰۱ میلادی به بعد زنان افغانستان مشارکت‌های خود در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و حتی بازسازی افغانستان را افزایش داده‌اند و دستاوردهای خوبی در این عرصه‌ها داشته‌اند. آمدن دوباره طالبان یعنی از دست رفتن تمام این دستاوردهای هجده ساله برای زنان.

این خبرنگار افغان با اشاره به تصویر بد اهالی رسانه از طالبان افزود: طالبان اگر مثل گذشته رفتار کنند که احتمالش خیلی زیاد است، می‌توانند تهدید جدی برای اهالی رسانه باشند. آزادی بیان یکی از دستاوردهای بزرگ افغانستان در نظام جدید سیاسی بود که به مدد رسانه‌های آزاد در این کشور حاصل شد. دموکراسی ولو در حد یک مشق و تمرین سبب گسترش آزادی بیان در افغانستان شده است و اکنون با آمدن طالبان و حکومت تک قومی‌شان صدای دیگر اقوام شنیده نخواهد شد و تنوع فرهنگی و مذهبی جای خود را به خفقان خواهد داد.

طالبان به حکومت موقت تن نمی‌دهد

رجبی درباره پیش‌بینی خود از آینده افغانستان گفت: طالبان همان طور که در مذاکرات بین الافغانی دوحه از خود نشان دادند به دنبال تمام قدرت در افغانستان هستند. هم اکنون یک شورای هماهنگی با حضور کرزی رئیس جمهور پیشین، داکتر عبدالله عبدالله رئیس شورای عالی مصالحه ملی و گلبدین حکمتیار رئیس حزب اسلامی افغانستان تشکیل شده تا برای انتقال قدرت به صورت مسالمت آمیز با رهبران طالبان گفت و گو کنند. تشکیل دولت موقت برای مقامات باقی مانده حکومت افغانستان و سیاسیون و رهبران احزاب گزینه ایده آل است؛ اما طالبان بعید است به حکومت موقت تن درهند. این دوگانگی به احتمال زیاد سبب درگیری و جنگ در افغانستان خواهد شد. مگر اینکه جامعه جهانی و امریکا و حامیان منطقه‌ای طالبان این گروه را وادار کنند انعطاف پذیری از خود نشان دهند و در تشکیل یک حکومت همه شمول به دیگران نیز سهم قائل شوند. به هر صورت اختلافات جدی گذشته حکومت قبل از فرار غنی با طالبان هنوز حل نشده باقی است و اکنون که طالبان کنترل نظامی افغانستان را به دست گرفته‌اند شاید توافق روی آن اختلافات هرگز صورت نگیرد. باید منتظر ماند و دید آیا طالبان قدرت را با دیگران شریک می‌کند یا تمام قدرت را می‌خواهد که در این صورت اداره افغانستان و کنترل مخالفین کار سختی برای این گروه خواهد بود.

مطالب مرتبط
منتشرشده: ۱
  1. kihanco

    سلام یک سوالی که چند وقتی هست ذهن من را درگیر کرده چرا توی این چند وقت به وجود امدن طالبان و توهین هایی که به ما ایرانی ها میشه همه سکوت کردند و هیچ خبری نیست از طرفی چرا ایران هیچ موضعی نگرفته در قضیه افغانستان

درج دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.