فوکو و انقلاب اسلامی

فوکو معتقد است مدرنیته با تمام پیشرفتش بشر را در خلاء معنوی و اخلاقی قرار داده و فاعلیت نفرت‌انگیزی برای بشر آن زمام ایجاد شده است. وجه مشترک بین انقلاب و فوکو این است که هر دو منتقد فرایند مدرنیزاسیون هستند.

به مناسبت بزرگداشت پیروزی انقلاب اسلامی کتاب «بازخوانی آراء فوکو پیرامون انقلاب اسلامی» امروز شنبه ۱۸ بهمن با حضور محمد میلانی به عنوان منتقد جلسه، مریم نوتاش، مترجم و محمد آسیابانی دبیر نشست در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.

کتاب «بازخوانی آرا فوکو پیرامون انقلاب ایران» شامل ترجمه مقالاتی حول نوشته‌های میشل فوکو درباره انقلاب اسلامی ایران است که با مقدمه و همچنین با محوریت مقاله «رعدی در آسمان آبی؛ انقلاب ایران در اندیشه فوکو» دکتر بهروز قمری تبریزی استاد مطالعات خاورمیانه دانشگاه پرینستون با ترجمه مریم نوتاش و عباس جنگ با شمارگان ۵۰۰ نسخه ،۲۰۷ صفحه و بهای ۵۵ هزار تومان توسط نشر بزنگاه در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

میشل فوکو اندیشمند نامدار فرانسوی دو بار در کوران مبارزات انقلابی مردم به ایران سفر کرد. نخستین بار از ۱۶ تا ۲۴ سپتامبر یعنی ۲۵ شهریور تا دوم مهر ۱۳۵۷ و بار دوم از نهم تا ۱۵ نوامبر ۱۹۷۸ یعنی ۱۸ تا ۲۴ آبان ۱۳۹۸ بود. او در این سفرها در تهران، قم و آبادان با برخی از رهبران ملی و دینی و گروه‌های مختلفی که در انقلاب دست داشتند ملاقات کرد. فوکو پس از این سفرها مقالات ستایش آمیزی درباره قیام مردم ایران نوشت که پیش از ۲۲ بهمن ۵۷ در رسانه‌ها منتشر شدند. متن فرانسه همه این مقالات در جلد سوم از مجموعه نوشته‌های پراکنده فوکو منتشر شدند.

محمد میلانی در این نشست با اشاره به نبود جریان نگاه تاریخمند از دید فلسفه نقادی تاریخ  و فلسفه نظری گفت: چیزی که ما در تاریخ علم خود مد نظر قرار نمی‌دهیم تقسیم بندی‌هایی است که درباره تاریخ وجود دارد. ما تاریخ را اغلب از حیث پند آموزی نگاه می‌کنیم و از جنبه نقادی تاریخ به آن نمی‌پردازیم. این کاری است که فوکو در آثارش می‌کند و بعد آن را به تاریخ انقلاب پیوند می‌دهد.

او با بیان اینکه مفهوم فلسفه چیزی است که فوکو به آن پرداخته است افزود: او درباره انقلاب نقادی تاریخ را انجام می‌دهد اما از مواضع بنیادین خود در ابتدای انقلاب کوتاه نمی‌آید. فوکو در سنت فرهنگی اروپایی بزرگ شده و میراث دار انقلاب کبیر فرانسه است. فوکو معتقد است برای رسیدن به عدالت و برابری اگر قرار است مبارزه‌ای اتفاق بیافتد باید بیافتد و آموزه انقلاب کبیر فرانسه این است.

مریم نوتاش نیز با اشاره به اینکه فوکو منتقد مدرنیته است عنوان کرد: او معتقد است مدرنیته با تمام پیشرفتش بشر را در خلاء معنوی و اخلاقی قرار داده و فاعلیت نفرت‌انگیزی برای بشر آن زمام ایجاد شده است. بنابراین وجه مشترک بین انقلاب و فوکو این است که هر دو منتقد فرایند مدرنیزاسیون هستند.

به گفته او، فوکو منتقد فرایند مدرنیزاسیون شاه است و می‌گوید او یک مدرنیته ناهم زبان را وارد ایران کرده که اساسا برای این سرزمین بومی نیست و از این منظر وجه اشتراک انقلاب و فوکو در همین امر است.

نوتاش در ادامه به جایگاه مقوله بدن در اندیشه فوکو پرداخت و گفت: جایگاه بدن در دیدگاه فوکو هم به مدرنیته بر می‌گردد؛ او معتقد است سوژه و بدن سوژه در فرایند مدرنیته گرفتار شده و به نوعی از خودبیگانگی و اسارت و تکه پاره شدن سوژه و بدن می‌انجامد. او معتقد است معنویت سیاسی انقلاب ایران، باعث شده بدن از اسارت روح در بیاید و از انضباط و کنترل مدرنیته خارج شود که بتواند به فعالیت خلاقانه خود برسد و منتظر آینده‌ای که اروپا برایش در نظر گرفته نماند.

میلانی هم در ادامه درباره این موضوع توضیح داد: در بخشی از تاریخ بیمارستان، می‌بینید که نه تنها بدن به عنوان یک مقوله در مدرنیته مهم است بلکه در ساختار شکل گیری نظام رنسانس جدید و ورود به بحث مدرنیته هم مفهوم بدن جایگاه ویژه‌ای دارد و در آن رجعتی که در سنت اروپایی از آن دم زده می‌شود مفهوم بدن بسیار مهم می‌شود و وارد نقاشی ها و مقولات مهم می‌شود.

او ادامه داد: انسان به همان معنا که در مقوله مدرنیته متاخر مهم است اهمیتش هم به همان معنا در آثار فوکو وجود دارد. به طور مثال در ادارات می‌بینید که پرسنل باید یک لباس بپوشند فوکو این اندیشه را مورد نقد قرار می دهد که چرا باید آنقدر مقهور سیستم شویم. این نگاه در مارتین هایدگر هم به نوعی وجود دارد و در واقع سرآمدترین متفکران قرن بیستم به این موضوع اهمیت می‌دهند.

میلانی درباره جایگاه بدن در انقلاب ایران هم توضیح داد: فوکو می‌گوید در جامعه ایرانی شما وجود الله را با تمام معنای آن حس می‌کنید. این الله به اندازه‌ای کشش دارد که در انقلاب همه چیز را حل می‌کند. این کلمه سنتی را ایجاد کرده که چنان حرمتی دارد که افراد به واسطه آن از هیچ سنتی اخلاقی عدول نمی‌کنند و حتی یک نظام اخلاقی را در انقلاب ایجاد می‌کند.

یک فیلسوف در مقام تببین گر در جمهوری اسلامی نداریم
در بخش دیگری از این نشست محمد آسیابانی دبیر نشست با بیان اینکه فوکو فکر می‌کرد صدای دیگری‌هاست و اتفاقا صدای حاشیه‌ها بود گفت: انقلاب ایران هم صدای حاشیه‌ها بود و قاعدتا دیگری‌ها انقلاب کردند که حجم عمده‌ای از مردم ایران را تشکیل می‌دادند. او از سخنرانان خواست که به این سوال پاسخ دهند که آیا فوکو از نظراتش درباره انقلاب اسلامی ایران برنگشت؟

میلانی درباره این سوال گفت: اگر بخواهیم به شانیت بحث فوکو درباره جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی ایران بپردازیم، اگر واژه ایران را از این دو کلمه برداریم می‌بینیم که این‌ها را چه قدر می‌توانیم در آیینه تفکر فوکو بسط بدهیم.

به گفته این محقق فلسفه، جمهوری اسلامی آنقدر برای فوکو مهم بوده که روی آن تحقیق و تفحص کند و چه سیل عظیم و منابع مطالعاتی غنی روی مقوله جمهوری اسلامی به تاثر از فوکو نوشته شده که در جامعه ما هیچ سرنخی از آن نیست و این نشان می دهد تا چه حد این جمهوری اسلامی برای جامعه غربی مهم است.

او با تاکید بر اینکه ما هیچ گاه درباره فلسفه جمهوری اسلامی و فلسفه انقلاب اسلامی بحث نکردیم و بی تاثیری میزان مباحث و تحلیل‌های ما به دلیل این نقص است عنوان کرد: یکی از مهمترین آسیب‌هایی که نظام جمهوری اسلامی دارد می‌بیند این است که یک فیلسوف در مقام تببین گر در جمهوری اسلامی نداریم. انقلاب اگر پیش از این کسانی را داشته که فیلسوف انقلاب بودند یا شهید شدند یا اجازه ورود به این مباحث را پیدا نکردند. شما ممکن است مثالی از افراد مختلف بیاوردید که این‌ها فیلسوفند، اما من می‌گویم ریشه‌شناس، تاریخ، نقاد، متفکر، مورخ  و …داریم ولی فیلسوف نداریم.

او در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به مقوله حاشیه بر علیه متن در اندیشه فوکو گفت: جمهوری اسلامی وقتی شکل می‌گیرد که حاشیه بر متن فشار می‌آ‌ورد. نظام طبقاتی بی سر و تهی که شاه بر مبنای فشار گذاشته بود که ـن را به جامعه برتر در جهان تبدیل کند تبدیل به سیل خروشانی شد که متن را بلعید. برای فوکو هم همین راندن حاشیه بر متن بسیار مهم است. چیزی که برای فوکو و دنیای امروز مهم بود چیز غریبی بود. گذشتگان می‌توانند بگویند که دنیا چه قدر درباره انقلاب اسلامی در بهت فرو رفته بود که در اینجا پرچم‌های لیبرالیسم، چپ و … به کناری رفته بود و جمهوری اسلامی در حال شکل گیری بود. آن ها جمهور افلاطون را در یک سو و اسلام را در سوی دیگر می‌دیدند و همین امروز هم این امتزاج بهت آور است.

نوتاش نیز درباره بازخوانی فوکو از آراء خود درباره انقلاب اسلامی عنوان کرد: آن چیزی که مطرح است نه نظراتی است که او درباره انقلاب داشته بلکه روش و اسلوبی است که او برای مطالعه پدیده‌های تاریخی به کار می‌گرفته و از تبارشناسی تاریخی برای رفتن به قلب پدیده‌های اجتماعی استفاده می‌کند.

او افزود: این روش باعث می‌شود گاهی اشتباهاتی رخ دهد. فوکو از اندیشه‌های خودش نسبت به انقلاب برنگشت و پس از آن تحولی در نظام فکری او به وجود آمد و آرای پیشین خود را بازخوانی کرد و نظراتش را نسبت به اخلاق، تاریخ و معنویت عوض کند و بگوید این نظرات در همان زمان بوده است.

آیا انقلاب ایران فقه محور بوده یا فلسفه محور؟
آسیابانی در بخش دیگری از این نشست گفت: بعد از گذشت ۴ دهه از انقلاب تازه بحث این مطرح شد که آیا انقلاب ایران فقه محور بوده یا فلسفه محور؟ برخی گفتند امام خمینی(ره) با نگاهی که از حکمت صدرایی داشت حرکت انقلابی را شکل دادند برخی هم بر اساس فقه نظر دادند. این مساله سه دهه دیر مطرح شد و پرسش اصلی برای رسیدن به چرایی انقلاب پاسخ به این پرسش بود. چرا فیلسوف ایرانی به انقلاب نپرداخته است؟

میلانی در پاسخ به این سوال گفت: در یک برهه تاریخی نقص معرفتی وجود داشت که شما برای خواندن شاهنامه باید چاپ مسکو را می‌خوانید یا گاهی برای خواندن منابع معتبر فقهی باید به منابع آکسفورد مراجعه می‌کردید. یک دوره‌ای این‌ نقص معرفتی را می‌طلبید اما در قرن ۲۱ این کم کاری جایگاهی ندارد و یک سرافکندگی و شرم را می‌تواند برای ما به همراه داشته باشد.

او ادامه داد: وقتی می‌گوییم انقلاب اسلامی ایران فیلسوف ندارد؛ آن را از این منظر نگران کننده می‌بینیم. به همان میزان که غربی ها به جمهوری اسلامی پرداختند نگاه اپوزیسیون گرایانه و نقادانه دارای کمترین بار معرفتی شد. امروز در کمال تاسف یک شخص مخالف ساختار جمهوری اسلامی در کمال شرمندگی هیچی برای گفتن ندارد جز فاکت های رویدادی تاریخی. این بهترین فرصت است برای کسی است که به آرمان های جمهوری اسلامی وفادار است و می‌تواند رقیب را از راه به در کند اما ما برای تببین فلسفی انقلاب اسلامی هیچی نداریم.

میلانی افزود: ما رشته آینده پژوهی داریم که تا مقطع دکترا ادامه داد اما رشته فلسفه انقلاب اسلامی نداریم. ما این رشته را نداریم چون فیلسوف انقلاب اسلامی نداریم.

او با تاکید بر اینکه باید نظریه‌ها برای تببین فلسفه انقلاب اسلامی شکل بگیرد گفت: امروز کسانی که تا دیروز انبان و خورجین‌شان پر بود و در برنامه‌های مختلف ساختار و کارکرد جمهوری اسلامی را نقد می‌کردند و هیچ گاه دوست نداشتند به ساختار فسلفی بپردازند در عین اینکه فیلسوف نبودند، به دلیل اینکه مردم حافظه تاریخی خوبی ندارند امروز از مدافعان سرسخت انقلاب اسلامی هستند و خودی و غیر خودی می‌کنند. این افراد بزرگترین ضربه را می‌زنند چون در ادعاهای قدیمی‌اشان دغدغه‌های مالی داشتند و خودشان را با فوتبالیست‌ها مقایسه می‌کردند.

میلانی گفت: آنها به پیتیارگی فکری رسیدند در حالی که فکر می کنند رشد علمی دارند. جمهوری اسلامی از این افراد که می‌توانند فلسفه ورزی داشته باشند اما به خاطر مطامع مالی این کار را نمی‌کنند بزرگترین ضربه را می‌خورد بنابراین تا وقتی جمهوری اسلامی ساختار فسلفی نداشته باشد با آسیب‌های فراوانی روبه برو هستیم.

نوتاش هم درباره اینکه چرا فلسفه انقلاب شکل نگرفته گفت: این به اندیشه حاکم بر اندیشمندان ما بر می‌گردد. چیزی که از زمان مشروطه وجود داشته نزاع بین مساله قانون باوری و شریعتمداری است. این تفکر غالب روی اندیشمندان ما تاثیرگذاشته آنها نمی‌خواهند خودشان را داخل این نزاع قرار دهند که مبادا در جبهه‌ای قرار بگیرند که بخواهند قضاوت شوند.  بنابراین باید فضای بهتری فراهم آید.

بررسی ساختار کتاب «بازخوانی آراء فوکو پیرامون انقلاب اسلامی»
بخش پایانی این نشست هم به نقد و بررسی کتاب اختصاص داشت. میلانی در این باره گفت: کتابی که امروز درباره آن حرف زدیم حرکت مبارک و میمونی است چون ساختار بحث را کسی مانند قمری تبریزی به عنوان یک فرد مسلط بر اندیشه فوکو در غرب مطرح می‌کند. اساسا نگاه افرادی که به زبان مادری فکر می‌کنند اما در آن ساختار غربی زندگی می‌کنند مهم است. کتاب از حیث آغاز یک حرکت برای طرح نظرات مرتبط با انقلاب اسلامی در اندیشه فوکو بسیار مهم و کامل است و از سوی دیگر نشان می‌دهد چه قدر می‌توان بعد از این کتاب روی نظریات جمهوری اسلامی بحث کرد.

به گفته او، در این کتاب سعی شده ترجمه خوانا باشد و بسیاری از بخش‌ها استنادات و ارجاعات خوبی دارد که به منابع اصلی اشاره می‌کند که هیچ کدام متاسفانه در ایران ترجمه نشده است.

نوتاش نیز در این باره گفت: این کتاب مخاطب را آزاد می‌گذارد تا انتخاب کند که کدام خوانش از فوکو می‌تواند درست تر باشد. همچنین به سوالات مخاطب درباره فوکو و انقلاب پاسخ می دهد از جمله اینکه آیا او از نظریاتش درباره انقلاب برگشته است یا خیر.

منبع: ایکنا

مطالب مرتبط
درج دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.