دیدگاه گاردین دربارۀ سقوط حلب

با گذشت نزدیک به سه هفته از عملیات گسترده ارتش سوریه در حلب،، سرانجام شورشیان این شهر را ترک کردند تا آزادسازی آن کامل شود. رسانه‌های غربی مخالف دولت سوریه این شکست شورشیان را به دلیل حمایت نیروهای ایرانی و روسی می‌دانند و البته عاقبت خوشی را برای این پیروزی نمی‌بینند. گزارش گاردین که در روزهای پایانی شکست کامل شورشیان در حلب نوشته شده نمونه‌ای از آن است:

به‌‌زودی شرق حلب نیز سقوط خواهد کرد. ظرف این چند روز نیروهای طرفدار دولت تقریباً تمام نواحی اشغالی را آزاد کرده‌اند. این پایان کار شورشیان سوری خواهد بود که در سال 2012 به امید سرنگون‌سازی بشار اسد به شهر آمدند، اما در چند ماه اخیر بی‌وقفه به شکست نزدیک و نزدیک‌تر شدند. حملات هوایی روسیه، تصمیم غرب مبنی بر عدم واکنش نظامی و ضعف دیپلماتیکِ آن، تصمیم ترکیه و دیگران برای تلاش در جهت خلع اسد و پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات همه و همه یک‌سمت‌وسو داشته‌اند.

هنوز ده‌ها هزار تن از مردم در شرق حلب موردمحاصره هستند و ذخیرۀ آب و غذای اندکی برایشان باقی مانده و دسترسی به سرپناه و حتّی بیمارستان نیز ندارند. حلب به یک گورستان عظیم تبدیل شده؛ چنانکه گویا در این شهر دنیا به پایان رسیده است. این برای نسل ما مایۀ شرمساری است. در این هفته، دیوان حقوق بشر سازمان ملل نسبت به ناپدید شدن صدها تن از مردانی که به محلّه‌های تحت کنترل دولت گریخته بودند، اجازه ندادن گروه‌های نظامی به غیرنظامیان برای ترک شهر و کشته و ربوده شدن کسانی که از شورشیان خواسته بودند عقب‌نشینی کنند عمیقاً ابراز نگرانی کرد.

برای شورشیان جبران شکست‌ها بسیار دشوار است، چراکه حامیانشان دیگر از آنها پشتیبانی نمی‌کنند. علاوه بر این، ممکن است مناطق تحت‌محاصرۀ آنها مجدّداً مورد حمله قرار بگیرد. اما همان‌طور که سفیر ویژۀ سازمان ملل «استفان دی میستورا» در روز شنبه تأکید کرد، آزادسازی حلب به منزلۀ خاتمه یافتن درگیری‌های سوریه که ظرف شش سال گذشته منجر به کشته شدن صدها هزار تن و آواره شدن نیمی از جمعیت 22 میلیونی این کشور شده نیست.

برای اسد پیروزی در حلب به این معنا خواهد بود که کنترل پنج شهر اصلی سوریه در دست دولت خواهد بود، اما این تنها حدود یک سوم خاک این کشور است. همچنان بخش بزرگی از شرق سوریه در چنگال داعش است. کردها نیز بخش بزرگی از بخش شمال‌شرقی سوریه را در تصرّف خود دارند. به نظر نمی‌رسد که دولت بتواند دوباره بخش زیادی از خاکی را که از دست داده به دست آورد و ممکن است مناطقی که تحت کنترلش است نیز درگیر جنگ‌های چریکی شود.

اسد بقای خود را مدیون روسیه و ایران است، نه نیروهای خسته و بی‌کفایت سوری. روسیه مایل نیست در سوریه گرفتار شود و لذا مذاکراتی را با شورشیان در ترکیه آغاز کرده است. اما به هر حال ایران و اسد برای اقدامات نظامی برنامه‌ چیده‌اند و ایران می‌خواهد جای پای خود در منطقه را محکم کند.
نه ایران و نه مسکو هیچ‌کدام پول یا تمایلی برای پروژه‌های کلان بازسازی ندارند. اقتصاد سوریه و بخش عظیمی از شهرهای آن به نابودی کشیده شده است. فقر، بی‌ثباتی، تجزیۀ دولت و ظهور جنگ‌سالاری، شکست شورشیان میانه‌رو، حضور بلندمدت شبه‌نظامیان شیعی ایرانی و نفرت محضی که این جنگ وحشیانه به وجود آورده است، همه به افراطی‌گری دامن می‌زنند. بزرگ‌ترین تراژدی حلب این است که فعلاً برای درد و رنج سوری‌ها پایانی متصوّر نیست.
 

درج دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.