سیّدی که محمود زیست | بهرام انجم روز

دعایی دایره خودی ها را آن اندازه تنگ و محدود نمی دید که جز خود و هم فکرانش در آن نگنجند. آرزوی محمد رضا شجریان این بود که نمازش را دعایی بخواند. سید نازنین وظیفه ای بر دوش می کشید که شاید نتوان تا مدت ها بدیلی چون او یافت.

بعضی چهره ها ناخوداگاه بر دل ها می نشینند ؛ گاهی چهره ای اجتماعی است ، گاهی هنری ، گاه ورزشی و … «سیّد محمود دعایی»  از آن نادر مردانِ نازنینی بود که چه نظراً مخالفش بودی و چه موافق،  بر دل می نشست و راز و رمزش در مشی اعتدال و بی ریایی و بی پیرایگی آن مرد بی تکلف بود. سیِّد ساده زیست و ساده رفت و ردا از روی و ریا پاک نگه داشت.

1-  چند سال پیش مراسم بزرگداشتی را برای دکتر محمد علی اسلامی ندوشن در خانه هنرمندان برپا کرده بودند . سید هم از راه رسید و با دیدن صندلی های پر و انبوه جمعیت -که بعضاً سرپا ایستاده بودند- به انتهای سالن رفت و قبل از اینکه از سوی برگزارکنندگان جلسه روئیت شود عبایش را گرد کرده و بر کف زمین نشسته و از دیده ها دور شد. دیده شدن را خوش نداشت و به تعبیر سید مرتضی آوینی « کهف گمنامی» را بر آوازه و نام جویی ترجیح می داد.

2-شاید بعضی هنوز به خاطر داشته باشند مرد عباپوشی را که با پیکان قدیمی ارزان قیمتش در مسیر منتهی به موسسه اطلاعات رهگذران مانده در کنار خیابان را نیز با خود تا مسیری می رساند و درِ اتاقِ محلّ کارش به روی هیچ کس بسته نبود و مناعت طبعی داشت که از بابت نمایندگی ملّت از مجلس حقوقی دریافت نکرد و آنگاه که کارمند مجلس جدید برایش چک حقوقی صادر کرده بود آن را عیناً عودت داد و در یادداشتی یادآور شد که از ابتدای انقلاب تاکنون بابت وکالت ملت حقوقی دریافت نکرده است و چه بسا بسیاری هنوز ندانند و اکنون با رفتنش بسیاری ویژگی های این چنینی است که دوستان نزدیک آن مرد بزرگ نقل خواهند کرد. سید محمود دعایی قناعت پیشه بود و آنانی که می شناسندش می دانند که هیچ گاه برای خود کیسه ای ندوخت.

3-دعایی دایره خودی ها را آن اندازه تنگ و محدود نمی دید که جز خود و هم فکرانش در آن نگنجند. سید،  حلقه واسطی بود میان قشرِ روحانی و قشرِ نویسنده و روشنفکران و می دانیم که چه ظرافتی می خواهد که میانه ی دو نحله ای باشی که علی الظاهر آبشان به یک جوی نمی رود و خرده گیری ها را هم بشنوی و دم بر نیاوری و شکیبایی پیشه ورزی. آرزوی خسرو آواز ایران بود که نمازش را فقط سیّد بخواند (1) و او در مراسم مشابه بسیاری از هنرمندگان و اهالی فرهنگ دیده می شد. وظیفه ای احساس می کرد و بر دوش می کشید که شاید نتوان تا مدت ها بدیلی چون او یافت.

خدایش بیامرزد و مقامِ «محمود» عطایش فرماید:

اللَّهُمَّ رَبَّ هَذِهِ الدَّعْوَهِ التَّامَّهِ، وَالصَّلاهِ الْقَائِمَهِ، آتِ مُحَمَّدًا الْوَسِیلَهَ وَالْفَضِیلَهَ، وَابْعَثهُ مَقَامًا مَحْمُودًا

 

ارجاعات:

1-محمود دعایی گفت: استاد شجریان به من گفتند کسانی که تو برایشان نماز می خوانی سعادت مند هستند و من آرزو دارم این سعادت نصیب من هم بشود

شبکه خبر؛ سایت خوان روزنامه دنیای اقتصاد
مطالب مرتبط
درج دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.