از طنجه تا پاریس؛ نگاهی به زندگی و آثار «طاهر بن جلون» نویسنده مراکشی

محمدسعید عبداللهی

طاهر بن جلون بدون اغراق یکی از نـام آوران و مبتکران عرصۀ ادبیات مدرن است . بی گمان جاودانه شدن نام و آثار یک نویسنده درگستره  ادبیات ، در گرو عناصر بسیاری است که از مهم ترین آنان، گزینش مضمون و هنر نویسنده در پردازش و بیان مفاهیم انسانی است . یکی از این مفاهیم و مضامین ، مسئله فرد و  هویت فردی به ویژه نزد نویسندگان مهاجر در کشورهای غربی است . در بسیاری از آثار طاهر بن جلون نیز مسئله هویت دستمایه ی ادبیات داستانی او قرار گرفته است.

زندگی و زمانه

« اگر او را دیدی سلام مرا برسان  ،  به گمانم در « طنجه »  است۱ » ( باب دیلن )

طاهر بن جلون در شهر  فاس ، قدیمی ترین پایتخت کشور مراکش۲  چشم به جهان گشود ،  اما رشد ونمو و تمامیِ دورانِ مدرسه و تحصیل متوسطه خود را در طنجه۳ سپری کرد . نویسنده ی عرب در معرفی خود می گوید : « اول دسامبر سال ۱۹۴۴ در فاس به دنیا آمدم و تا پیش از شش سالگی در همان محله ی خودمان به مکتب می رفتم . بعدها نیز به مدرسه  دو زبانه ی فرانسوی _ مراکشی رفتم که صبح ها به زبان فرانسه درس می دادند و عصر ها به زبان عربی » ۴.  طاهر بن جلون چند سال بعد از تولد به همراه خانواده  ، بار سفر بستند و طنجه را برای ادامه زندگی برگزیدند .  از این رو طنجه ، این شهر مهم و تاریخی که  نقطه وصل آفریقا به اروپا نیز به شمار می رود را می توان محل شکل گرفتن نخسستین بارقه هایِ هویت و شخصیت فرهنگیِ   طاهر بن علون دانست .

سال ها بعد وی رشته فلسفه را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد و به رباط رفت تا آنجا دانشجوی فلسفه شود . آن روز ها  هم زمان بود با برگذاری تظاهرات های  دانشجویی در شهر های بزرگ مراکش و در برابر دانشجویان حکومتی بود که برایش دانشجو و غیر دانشجو تفاوتی نداشت  و دست به بازداشت های گسترده ای می زد . مارس ۱۹۶۵ بود که بن جلون را در حال برگذاری یک تظاهرات دانشجویی و به اتهام رهبری تظاهرات بازداشت و به همراه عده ای دیگر از دانشجویان  به اردوگاه الحاجب بردند و نامش را در زمره سرکشین و مخالفان پادشاه ( حسن دوم ) سیاهه کردند .  سال های حضور در اردوگاه برای او که جوان بود و پر شور ،  مایه آفت نبود و ادبیات را راه گریزی برای عبور از بحران ِ گرفتار آمده در آن  می دید،  از این رو از برادرش خواهش کرد   تا کتاب های با ارزش و مهم  را برایش بیاورد . رمان هفتصد صفحه ای اولیس اثر با شکوه و مهم  جویس از کتاب هایی بود که در آن زمان خواند . آزادی خواهی و وسعت دید  جویس  تاثیر شگرفی در او گذاشت  و الهام بخش بسیاری از شعر های پس از آزادی اش شد   . در ژانویه ۱۹۶۸  آزاد شد و  ادامه ی تحصیل را از سر گرفت و همزمان در مدرسه ای مشغول به تدریس  گشت . ۱۹۷۰ اولین دفتر شعرش را با عنوان  « مردانی با کفن سکوت  »   به دست ناشر سپرد . و این کتاب سر آغازی شد برای آثار دیگر این نویسنده که اکنون افزون بر سی جلد رمان و داستان کوتاه دارد و در کنار آن کار ترجمه ی برخی آثار مهم جهان عرب  به زبان فرانسه را نیز انجام می دهد  .

سال ۱۹۷۱ بود که جوان عربِ مراکشی به قصد ادامه تحصیل در مقطع دکتری،  تصمیم به ترک وطن  و مهاجرت به   فرانسه   نمود .  طاهر بن جلون از آن سال ها چنین می گوید :  «  بورسی از یک موسسه فرانسوی گرفتم . این موسسه به افرادی که به دلیل تبعیض یا رفتار های غیر   منصفانه   نمی توانستند کاری پیدا کنند ماهیانه پانصد فرانک کمک می کرد » ۵ .   سپتامبر ۱۹۷۱ فرا رسیده بود و اودیگر مقیم پاریس شده بود ، بیکار ننشست و  در روزنامه معتبر لوموند مقالاتی را  منتشر کرد و یک سال بعد نیز  دومین دفتر شعر خود را به چاپ رساند . رشته ای که برای مقطع دکتری انتخاب کرده بود روانشناسی بود ، هرچند بعد ها نوشت این رشته را دوست نداشته و  تحصیل در فرانسه  را،  تنها ، مفری برای  رهایی از شرایط سخت و محنت بار آن روزگار کشورش  می دانسته است .

باری ، نویسنده مراکشی اکنون نزدیک به نیم قرن است که در فرانسه زندگی می کند ،  تمامی آثار خود را به زبان فرانسه نوشته است و از مشهورترین نویسندگان فرانسه به شمار می رود  . آثارش به بیش  از ۴۳ زبان دنیا  از جمله ایرانی ترجمه شده  است . او به زبان فرانسه می نویسد اما تاکید می کند زبان عربی هم زبان شناسی خاص خود را دارد  و در جای خودش اهمیتی ویژه دارد ولی   او ترجیح می دهد به زبان فرانسه بنویسد چون از کودکی به این زبان نوشته  و به دنبال هدف مادی یا کسب افتخار نیست  . طاهر بن جلون  آنگونه که اطرافیانش می گویند هر روز کار می کند و از نوشتن خسته نمی شود و در خلال نوشتن رمان ها و داستان های کوتاهش  آثار نویسندگان و شاعران مهم جهان عرب را به فرانسه ترجمه می کند . مانند بسیاری از  نویسندگان و روشنفکران  عرب   ، آزادی خواه و استبداد ستیز است  و در کنار بسیاری از نویسندگان جهان از آرمان وارزش های فلسطینی دفاع می کند . به فلسطین سفر کرده و در تظاهرات ها و همایش هایی که به نفع فلسطینیان است نقشی پر رنگ دارد . همه این ها ،   محبوبیت و جایگاه خوبی را در جهان عرب زبان برای  او به بار آورده است .

آثار و اندیشه های طاهر بن جلون  

طاهر بن جلون  بدون اغراق یکی از نـام آوران و مبتکران عرصۀ ادبیات مدرن است . بی گمان جاودانه شدن نام و آثار یک نویسنده درگستره  ادبیات ، در گرو عناصر بسیاری است که از مهم ترین آنان، گزینش مضمون و هنر نویسنده در پردازش و بیان مفاهیم انسانی  است . یکی از این مفاهیم و مضامین ،  مسئله فرد و  هویت فردی به ویژه نزد نویسندگان مهاجر در کشورهای غربی است . در بسیاری از آثار طاهر بن جلون نیز مسئله  هوی  دستمایه ی ادبیات داستانی او قرار گرفته است . در دهۀ هشتاد میلادی  ، ادبیاتی به نام ادبیات مهـاجرت در فرانسـه شـکل گرفـت و برخی نویسندگان مهاجر به این کشور(مانند طاهر بن جلون)، پرداختی عمیق به  به مسـالۀ هویـت  داشتند . نویسندگان مهاجر  همواره در نوشته هایشان مسئله هویت ، دوری از وطن ، خانه پدری و …دیگر از این دست مسائل را با پرداختی هنرمندانه مطرح می کنند . بسیاری از آنان با این که به مرتبه و جایگاه اجتماعی مناسبی  رسیده اند   و سال ها از  مهاجرت شان می گذرد ، گویی گم کرده ای دارند و ذهن خود را در وطن جا گذاشته اند .  از طرفی ، در آثار و اندیشه های  طاهر بن جلون همواره سیری به سوی  مضامین اجتماعی وجود دارد . تبعیض نژادی،  جنسی ، تحقیر ، تنهایی ، فقر و فساد از جمله درونمایه های برجسته آثار وی به شمار می آیند.  بیشتر رمان های او به توصیف  جهان متفاوت مر اکشی ها می پردازد  . آثار بن جلون به شیوه ای غیر   مستقیم و نمادین و درمیانه ی  داستان ها  ، حقایق نه چندان خوشایند زندگی هموطنانش را به تصویر  می کشد. چه آنان که در کشور خود بازمانده اند و با  مشکلات بسیارِ فرهنگی همچون مردسالاری و …  دست و پنجه نرم می کنند، چه آنان که به کشورهای دیگر  مهاجرت کرده اند و به تنهایی و انزوا دچار شده و هویتشان رنگ باخته است.  نگاهی گذرا به آثار داستانی بن جلون بیانگر این واقعیت است که نگاه تحقیرآمیز برخی از جوامع به مسائل گوناگونی مانند مسئله ی   زنان ، یکی از دغدغه های دوران فعالیت ادبی اوست. و در رمان ها بسیاری  این  مضمون را نقد کرده است که اوج آن را در رمان فرزند خاک می بینیم .

سال ۱۹۷۳ ین جلون اولین رمانش را به نام «  آرودا  »    نوشت که ستایش و تحسین شماری از نویسندگان بزرگ آن زمان را به همراه داشت . رمان بعدی خود را به نام  «  خلوت انزوا » روانه بازار کرد . پس از این دو رمان بود که با دفتر شعر « درختان بادام از زخم های تن شان مرده اند »   جایزه دوستی میان فرانسه و مراکش را به دست آورد  . چندین سال بعد رمان  «  فرزند خاک  » را نوشت. کتابش در زمره ی نامزد های جایزه گنکور قرار گرفت و شهرتی بسیار برای او فراهم آورد .  دو سال بعد در ۱۹۸۷ ادامه رمان قبلش را با نام شب قدر یا شب مقدس به چاپ رساند و جایزه گنکور را  به چنگ آورد . آکادمی گنکور بعد از دادن جایزه به بن جلون اعلام داشت که : «  طاهر بن جلون  با خلق آثاری به غایت زیبا و شاعرانه به غنای درونی زبان فرانسه کمک بسیاری کرده است  . »   همچنین  «   روز سکوت در طنجه  » ،  «  با چشمان  شرمگین  »  ، فرشته کور و مرد خسته  رمان های دیگری بودند که طاهر بن جلون منتشر ساخت  . چندین سال بعد بن جلون با رمان مهم « مرگ نور  »  دوباره نام خود را بر سر زبان ها انداخت و جوایز بسیاری را کسب نمود .رمان های بن جلون، قصه ی مردمی اسـت کـه از فضـای بسـتۀ فرهنگـی کشورشان می گریزند و به سرزمین دیگری پناه می آورند. شخصیت هایی که او می آفریند  مانند  خـود او، پیوسته در تلاش اند تا در برابر   نظامهای فرهنگی غلط و رایج  جامعۀ خود قد علم کنند، ولـی در ایـن مسیر  با  گاهی شکست مواجه می شـوند و نـاگزیر خسـته از فضـاهـای بسـته و حصـارهای پیرامـون خویش، به کشور دیگری مهاجرت می کنند و سختی دور ماندن از وطن  و مشکلات بسیار  را  باید تحمل کنند . اما  پس از مهـاجرت است که تازه ، بـا مفـاهیم، افکـار، نگـاه و دنیایی متفاوت که در تضاد با آموخته های پیشینشان است، مواجه می شوند .

در ادامه  چند اثر  مطرح و مهم  بن علون را مرور می کنیم :

فرزند خاک ۶

( بازتاب سیمای  زن در جوامع سنتی )     

نویسنده ی رمان فرزند خاک از درد هایی می نویسد که زندگی مردم را تهدید می کند  از  رنج و درد زندگی مردمانی که خرافه پرستند و به تعصبات کور دامن می زنند .  اثر او بازتابی از موقعیت برخی خانواده هایی سنتی در کشور مراکش است  .   در این اثر، بن جلون با تداعی خاطرات زادگاه خود و با حذف مرز بین واقعیت و خیال، رمانی می آفریند که  دنیای آمیخته از هر دو عنصر را به خواننده ارزانی می دارد. آن چه مایۀ اصلی  این رمان است، مضمون تراژیک آن است که نمایانگر زندگی برخی از مردمان جوامع سنتی است . در این اثر، بن جلون به طرح موضوع جستجوی  هویت   در شخصیت داستان خویش که شباهت  بسیاری   به هموطنانش و جوامع شرقی دارد، می پردازد. او تنها به واگویۀ واقعیت های عریان پیرامونش در کشاکش داستان ها و زندگی شخصیت ها بسنده  نمی کند، بلکه آگاهانه هویت باختگی آنان رانیز موردنقد و بررسی قرار  می دهد .    فرزند خاک، در باب  زندگی دختری  در یک خانواده مراکشی است ، او هشتمین دختر خانواده است و پدر شرمسار از این واقعیت ،   نام «احمد»  را برای دخترش انتخاب می کند و چنین جلوه می دهد که فرزندی پسر دارد .  اما  احمد پسری با چهره ای دخترانه است. از این رو در زندگی اش با مشکلات بسیاری روبه رو می شود و تا پیش از مرگ پدر با هویت و شخصیت دوگانه و متناقض خود هماره در ستیز است . بن جلون  بعد ها در رمان دیگر خود به ادامه این داستان می پردازد و  با مرگ پدر، «احمد» نام «زهرا» را برای خود بر می گزیند و از  هویت واقعی خود پرده بر می دارد . در رمان  فرزند خاک، چهره ی پدری مستبد و خرافه پرست را  می بینم که یکسره ضد زن است و در برابر   دختران خود  هیچ وظیفه ای ندارد و نقش پدری را فراموش نموده است .  از طرفی او که برای نگاه اطرافیان ارزش بسیاری  قائل است، با تولد  هشتمین دخترش،نطفه ی دروغ را در بطن خانه و خانواده شکل می دهد .  شخصیت اصلی رمان  فرزند خاک از همان ابتدا با دروغ همراه می شود و هماره نقاب بر چهره خود دارد  و هیچ گاه نمی تواند خود واقعی اش  باشد . به گمان پدر ، این نقاب موجب تغییر هویت جنسی اوست، هویتی که تنها زمانی که مذکر باشد ارج و قرب دارد و  ارزش او را در جامعه دو چندان می کند پدر خانواده  بر این باور است که زن بودن، یک ضعف طبیعی است که همه ی زنان آن را دارند  . این اثر را می توان مانند  آینه ای دانست  که چهره ی  زن را در جوامع سنتی باز می نماید. مفاهیم اجتماعی مانند  «خانواده» «ازدواج» و  به واسطه ی کج فکری ها، خرافه پرستی و استبداد پدر ،  ارزش و اهمیت لازم را ندارند .

مرگ نور

( ادایِ دین به وطن )

طاهر بن جلون  رمان مرگ نور  را بر اساس واقعیت و جنایتی نوشته است که در تاریخ معاصر مراکش رخ داده است  . در پیش گفتار کتاب آمده: «تازمامارت زندان سیاسی مخفی و ویژه ای است در جنوب شرقی شهر مراکش در کوههای اطلس. این زندان در سال ۱۹۷۲ و پس از شکست دومین کودتا علیه سلطان حسن دوم در ماه اوت ساخته شد. پس از کودتا ۵۸ افسر به این زندان فرستاده شدند. بنا به گفته ی زندانیان، زندانی های در بند در تاریکی مطلق به سر می بردند و ارتفاع سقف سلول شان آنقدر کم بود که کسی نمی توانست در جای خود بایستد .»

مرگ نور، از اردوگاه‌های کار اجباری که پادشاه حسن دوم از آن‌ها برای حصر دشمنان سیاسی خود در سلول‌های زیرزمینی تنگ و تاریک استفاده می‌کرد، می‌گوید. زندان‌هایی تاریک‌ و جهنمی که اسیران آن فقط به اندازه‌ای غذا و آب دریافت می‌کردند که نه مرگشان فرا برسد و نه احساس زنده بودن کنند. طاهر بن جلون سرگذشت سخت، نامتعارف و غیر عادی اما واقعی نوجوانی به نام سلیم را می‌نویسد. سلیم در سال ۱۹۷۱ در کودتای شکست خورده علیه سلطان حسن دوم در مراکش نقشی ایفا کرده بود، و همراه ۶۰ نفر دیگر در یک زندان در بیابان‌های مراکش، حبس شد، جایی که نزدیک به ۲۰ سال  را در انجا گذراند  .  سرانجام در سپتامبر ۱۹۹۱ رژیم حسن تحت فشار‌های بین‌المللی، مجبور به گشودن این دخمه‌های جهنمی شد اما فقط تعداد اندکی از جان به در بردگان پس از ده‌ها سال از سلول‌های زیرزمینی بسیار کوچک خود بیرون می‌آیند.

کتاب مرگ نور فضایی کاملا سورئالیستی دارد. با اینکه بازتاب یک داستان واقعی در سال ۱۹۷۲ است اما آنقدر فضای داستان در تاریکی و خواب و رویا به سر می برد که برای ذهن خواننده تصور یک همچین فضایی به شدت دشوار است .سلیم کاراکتر اصلی داستان ،از همان ابتدای ورودش به زندان ، به خود گوشزد می کند وحشی گری در برابر معنویت و نیرویی که در درون ما وجود دارد مقاومت می‌کند و پایداری در راه ایمان و اعتقاد، قوی‌تر از شکنجه‌های جسمانی است .  بن جلون، با پیگیری داستان سلیم، یکی از این نجات‌یافتگان، با زبانی بسیار ساده و صریح، رمانی شوکه‌کننده به مخاطب عرضه می‌کند؛ رمانی با داستانی همگانی و جهانی که مرزهای نامحدود بی‌رحمی و ستم و قدرت باورنکردنی اراده را به تصویر می‌کشد.

 

با چشمان شرمگین

(  مهاجرت و ذهن جامانده در وطن  ) 

نام کتاب برگرفته از  شعر عاشقانه ی ساموئل کالریج است که در آن دلداده ای در مقابل معشوق از شرم سر به زیر انداخته است .  کتاب در مورد دخترکی مراکشی است که پدرش در فرانسه کارگری می کند و به دلیلی  تصمیم می گیرد همسرش و دخترش را از روستا پدری شان     به فرانسه ببرد. با چشمان شرمگین،‏  مشکلات زندگی یک دختر آفریقایی را در دو بخش قبل و بعد از مهاجرت،‏ در دو دنیای متفاوت به تصویر می کشد. مکان  ، جنسیت و تضادهای معنایی مفاهیمی چون مدرنیته و  سنت،‏ مجموعه دوگانه هایی ویژه  را می سازند  .  بن جلون  با برجسته کـردن مجموعـه ای از تضـادهای مکـانی و فرهنگـی در آثـار خـود، تضادهای معنایی مدرنیته و سنت را به نمایش می گـذارد و بـه واسـطۀ همـین تضادها، نقد  خود را  به   جامعۀ مراکش که بر باورهای تبعیض آمیز، نـابرابری هـای جنسـیتی، نگرشی خرافی استوار است، بیان می  کند. رمان او روایت دردناکِ کنده شدن از ریشه‌ها و زادبوم است  .  داستان دختری که در وطن پا می‌گیرد و در غربت می‌بالد.  بیشت  وقایع ابتدایی  رمان ، در  روستایی در مراکش روایت می شود .  اما فضای داستانی، تنها به توصیف و قیاس مناظر و چشم اندازهای سرزمین مراکش و فرانسه محدود نمی شود، بلکه به تشریح فرهنگ بومی هر دو کشور، افکار و اعتقادات، آداب و رسـوم و شیوه متداول زندگی مردم گسترش می یابـد. این خانۀ روستایی در داستان نقش مهمی ایفا می کند و با پیشروی داستان و مهاجرت خـانواده بـه فرانسـه، فضـای حاکم بر داستان و کنش شخصیت ها رنگ دیگری می یابد و این تضاد زیباییِ خیره کننده  ای به رمان می بخشد .  نیمۀ نخست داستان؛ شاهد  خانۀ روستایی، جنگل و بیشه ایم .  البته این ها  همه  ،  تا اندازه ای هـراس و اسـارت  را به ذهن خواننده متبادر می کند و  در بخش دوم داستان، خواننده از فضای تلخ جامعۀ روستایی مراکش خـارج می شود و با مهاجرت شخصیت داستان به پاریس، به دنیای شگفت انگیز شهری متمدن  و مدرن   وارد مـی شـود.اگرچه که   در نظر بن جلون فضای شهری پر هیاهو نیز به گونه ای دیگر دلهـره آور و هولناک است .

باری ،  بن جلون در قامت یک نویسنده ی مدرن که خاستگاهی سنتی دارد سعی در پیوند  سنت های فرهنگی و ادبیات مدرن  دارد و این امر را با  طرح مضامین کهن در قالب داستانی نمادگرا و مدرن انجام می دهد . ساخت و پرداخت این ترکیب  یکدست  از عناصری متضـاد ، یکی  از  ویژگی ها و نوآوری های او در خلق رمانی مدرن است.

 

نویسنده: محمد سعید عبداللهی

 

پی نوشت ها : 

  1. ۱. (  If You See Her, Say Hello )  از آلبوم   Blood on the Tracks  ، شاهکار اواسط دهه هفتاد باب دیلن  شاعر نوازنده و خواننده ی آمریکایی . این  ترانه و آهنگ یکی از اندوه آور ترین ترانه های این آلبوم با مضامین به شدت شخصی است. باب دیلن که بیشتر برای ترانه های اعتراضی و جریان خودآگاهی فکری اش مشهور بود، در این دوره بیشتر به سمت سبک مستقیم روی می آورد، کنکاشی در بقایای شخصیتی جامانده در دهه پر آشوب ۶۰ میلادی.

If you see her, say hello, she might be in Tangier
She left here last early spring, is liv in there, I hear
Say for me that I’m all right though things get kind of slow
She might think that I’ve forgotten her, don’t tell her it isn’t so….

 

اگه اونو دیدی سلا‌م‌ اش کُن، ممکنه توی شهر طنجه باشه

شنیدم اواخرِ (آغازِ) بهار اینجا رو ترک کرد تا بره اونجا زندگی کنه

به خاطر من بهش بگید که حالم بد نیست، هرچند زندگی‌ام کُند میگذره

شاید فکر کنه فراموش‌اش کردم، بهش نگید اینجوری نیست……

  1. ۲. نوشتن از مراکش همواره با یک گرفتاری ابتدایی همراه است و آن هم نام این کشور است .مراکش در حقیقت نام چهارمین شهر بزرگ کشور morocco   است . شاید ما تنها مردمی در جهان باشیم که به این کشور مراکش می گوییم . جالب تر اینکه ترکیه نیز تنها کشوری است که مراکش را با نام فاس می شناسد . فاس سومین شهر بزرگ مراکش است . ایرانیان  هم تا چندی پیش واژه مغرب را به کار می بردند ، اما از آن جایی که مغرب به بخش بزرگتری از آفریقا یعنی مراکش ،  الجزایر و تونس گفته می شده است ، در بیشتر منابع نام مراکش جایگزین شده است .    نجفی در غلط ننویسیم می نویسد :  « این کشوردر قدیم مغرب نامیده می‌شده ….مراکش فقط ایالتی از این کشور، … و نیز نام کرسی این ایالت است. علت این اطلاق جزء بر کلّ ظاهراً این بوده که در دوران اخیر کلمه  مغرب به کشورهای اروپا و آمریکا اطلاق شده‌است و در کتاب‌های فارسی، برای رفع ابهام، لفظِ مراکش را بر کلّ کشور مغرب تعمیم داده‌اند … باید دانست که هم در متون گذشته  فارسی و عربی و هم در اصطلاح امروزه کشورهای عربی‌زبان، نام این کشور مغرب است و نه مراکش »  به هر حال ، نام «مراکش» در فارسی امروز معمولتر از «مغرب» است و نیز نام بین‌المللی پادشاهی مغرب موراکو است که برگرفته از نام مراکش است. دولت آن کشور هم نام رسمی بین‌المللی مراکو را به رسمیت می‌شناسد و نه نام عربی المغرب .
  2. ۳. در انگلیسی به تنجیر و در فرانسه به تانژه مشهور است، سومین شهر مهم مراکش به شمار می‌رود که در نزدیکی جبل‌الطارق، بین دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس قرار دارد. همچنین ، طنجه سرزمین ابن بطوطه است ، شهری با قدمت تاریخی است که سابقه آن به قرن پنجم میلادی می‌رسد. در سال ۱۹۲۳ قدرت‌های استعماری که سال‌ها مراکش و طنجه را زیر سلطه استعماری خود داشتند، تصمیم گرفتند آن را به صورت شهری بین‌المللی و بندری آزاد درآورند و از آن پس این شهر به مقصد و محل زندگی و کسب و کار بسیاری از سیاستمداران، تجار و بازرگانان، جاسوسان بین‌المللی و نویسندگان و هنرمندان اروپایی و امریکایی تبدیل شد. این شهر در نقطه‌ای قرار گرفته که آفریقا را به اروپا متصل می‌کند و زمانی مخفیگاهی مناسب برای جاسوسان بین‌المللی محسوب می‌شد که با آمیختن در میان هنرمندان، خود را استتار می‌کردند. طنجه، امروز محل اتراق و پناهگاه بسیاری از مهاجران آفریقایی است که برای مهاجرت به اروپا، باید از جبل الطارق عبور کرده و وارد خاک اسپانیا شوند.
  3. برگرفته از سایت شخصی نویسنده
  4. همان
  5. Ben Jelloun, Tahar (1985). L”Enfant de sable. Paris: Seuil
مطالب مرتبط
درج دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.