گروه‌های سلفی چچنی چگونه پدید آمدند

از زمان آغاز جنگ چچن، روسیه هدف مورد علاقه مبارزان انتحاری چچنی در منطقه قفقاز بوده است. روسیه صحنه درگیری‌های مسلحانه هر روزه، انفجارها و ترور نیروهای امنیتی است و تنها چیزی که در این میان سخن می‌گوید، سلاح است.

چچن منطقه‌ای در جنوب روسیه است که اکثر ساکنان آن را مسلمانان تشکیل می‌دهند. این منطقه در سال ۱۹۹۱ میلادی یعنی اندکی پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اعلام استقلال کرد. مسکو دو جنگ علیه این منطقه انجام داد که اولین مورد در سال ۱۹۹۴ میلادی شروع شد و تا سال ۱۹۹۶ میلادی ادامه داشت. دومین مورد نیز مربوط به سال ۱۹۹۹ میلادی بود. این دو جنگ با هدف سیطره مجدد بر این منطقه انجام می‌گرفت که این موضوع باعث کشته شدن قریب به یک صد هزار شهروند غیر نظامی گردید و بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی منابع روسی در این دو جنگ همچنین ده هزار سرباز روسی نیز کشته شدند.

 

دو جریان، نماینده جنبش مسلح چچن هستند یکی از آنها «امارت اسلامی قفقاز» است. این جنبش در سال ۲۰۰۷ میلادی ایجاد شد و به عنوان چتری بود که جنبش‌های مسلح در شمال قفقاز را در سایه خود جمع می‌کرد. هدف این جنبش ایجاد یک کشور واحد آن هم در زیر لوای اسلام است. جریان دوم یک جریان ملی‌گرا می‌باشد که در جهت تشدید درگیری‌ها علیه روس‌ها در چچن می‌کوشد؛ ولی موضوع بحث ما همان جریان اول است.

 

یکی از آن ایرادهایی که بر مبارزات در چچن گرفته می‌شود، این است که مبارزان چچنی در عملیات‌های خود هیچ تفاوتی را میان نظامیان و غیر نظامیان قائل نیستند و همین موضوع باعث خلط بین مقاومت مشروع و تروریسم شده است که البته این موضوع تاثیر منفی بر هرگونه آرمان عدالت‌خواهانه دارد.

 

رهبران این جنبش اسلامگرا مستمرا بر مشروع بودن کشتار شهروندان و غیر نظامیان روس تأکید می‌کنند. جنبش «امارت اسلامی قفقاز» می‌کوشد تا تمامی گروه‌های شورشی فعال در جمهوری‌های قفقاز روسیه مانند چچن، انگوش، داغستان، اوستیای شمالی و … را در زیر پرچم خود قرار دهد.

 

وقتی عمروف خود را به عنوان رهبر «امارت اسلامی قفقاز» از جمله چچن ـ که همچون دیگر جمهوری‌های موجود در قفقاز روسیه به عنوان یک ایالت تلقی می‌شد ـ اعلام کرد، نابسامانی‌های امنیتی به تدریج وارد دو جمهوری اینگوش و داغستان گردید که در همسایگی چچن قرار داشتند و اکثر ساکنان آن را مسلمانان تشکیل می‌دادند. هنوز هم گروه‌های شورشی مستمراً حملاتی علیه نیروهای امنیتی روسیه و نمایندگان این کشور در تمامی بخش‌های قفقاز انجام می‌دهند.

 

شایان ذکر است که جنبش «امارت اسلامی قفقاز» که یک جنبش شورشی به شمار می‌آید، به عنوان یک جنبش متحد تلقی نمی‌گردد؛ زیرا بخشی از شورشیان چچنی در سال ۲۰۱۰ میلادی و به دنبال شایعات و اخبار ضد و نقیضی که درباره استعفای عمروف وجود داشت، از وی جدا شدند و مسلم و حسین گاکایف یک سازمان جداگانه اسلامگرا تشکیل دادند.

 

در سال ۲۰۱۱ میلادی شورای امنیت بین‌الملل تصمیم گرفت تا مجازات‌هایی را علیه القاعده و گروه‌های مرتبط با آن اعمال کند و به این ترتیب جنبش «امارت قفقاز» در لیست گروه‌هایی قرار گرفت که علیه آنان مجازات انجام می‌شد. ایالات متحده نیز نام عمروف را در لیست تروریست‌های تحت تعقیب قرار داد و پنج میلیون دلار برای هر کسی که اطلاعاتی در خصوص این جنبش چچنی بدهد، تعیین نمود؛ البته اطلاعاتی که در نهایت به دستگیری عمروف کمک نماید.

 

رهبران برجسته مبارزان چچنی

 

عربی بارایف

وی یکی از فرماندهان برجسته جنگی جنبش «امارت اسلامی قفقاز» بود که در سال ۱۹۹۹ میلادی توسط روس‌ها در چچن کشته شد. مسخادوف، رئیس جمهور چچن وی را در سال ۱۹۹۸ میلادی به اتهام ربودن و گردن زدن مهندسان شرکت تلکام و مخالفتش با پذیرش دستورات فرماندهان نظامی چچن خلع درجه کرد که این امر به درگیری میان نیروهای وابسته به بارایف و گارد ملی چچن در شهر جدرمیز این ایالت انجامید و بعد از شش سال از کشته شدن وی، عمروف دستور بازگرداندن رتبه نظامی عربی بارایف را صادر کرد.

 

خطاب

نامش «سامر صالح عبدالله السویلم» و تبعه عربستانی بود. به او لقب «خطاب» دادند. خطاب رهبر پیشین مجاهدان عرب در قفقاز بود که در آپریل سال ۲۰۰۲ میلادی با استفاده از سم کشته شد. وی که قرار بود به عنوان نماینده شرکت «آرامکو» عربستان راهی آمریکا شود، از رؤیای این سفر صرف نظر نمود و به جای آن در سال ۱۹۸۷ میلادی راهی افغانستان شد تا در صف مجاهدان مسلمان علیه شوروی بجنگند. روسیه می‌گوید که او در جریان جنگ اول مسکو علیه چچن که در بین سال ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ میلادی روی داد، پا به منطقه چچن گذارده است.

 

گفته می‌شود که خطاب به مدت ۱۵ سال علیه نیروهای روسیه فعالیت داشت که این فعالیت از افغانستان آغاز شد و پس از آن به تاجیکستان رسید. وی همچنین در اثنای مناقشه قره‌باغ از مبارزان مسلمان حمایت می‌کرد.

 

به نوشته روزنامه‌های روسی، خطاب در بین سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹ میلادی در افغانستان علیه شوروی می‌جنگید و روابط گسترده‌ای با سازمان «افغانی‌های عرب» داشت یعنی همان کسانی که در قفقاز و چچن نیز تحت فرمانش می‌جنگیدند.

 

به گفته همین منبع، وی در جریان جنگ داخلی که در بین سال‌های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۷ میلادی در تاجیکستان روی داد، در کنار مخالفان اسلامگرای دولت جنگید و در جریان مناقشه قره‌باغ که در بین سال‌های ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۴ روی داد، به مسلمانان آذربایجانی کمک می‌کرد. خطاب در جریان اولین جنگ مسکو علیه چچن که در بین سال‌های ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ میلادی به وقوع پیوست، پا به این منطقه گذاشت و در آگوست ۱۹۹۹ میلادی با همکاری شامل باسایف از فرماندهان جنگی، عملیات‌های مسلحانه‌ای را در جمهوری داغستان روسیه که در مجاروت چچن قرار دارد، سکانداری کرد. این عملیات‌ها با هدف ایجاد یک کشور اسلامی در قفقاز صورت می‌گرفت.

 

رضوان احمدوف

یکی از رهبران و فرماندهان چچنی بود که در سال ۲۰۰۲ میلادی هنگام فرماندهی یک عملیات نظامی علیه نیروهای روسی در منطقه ویدنو کشته شد. تیم تحت فرمان رضوان احمدوف چندین انفجار را علیه روس‌ها در منطقه ویدنو انجام دادند که این موضوع به کشته شدن هشت سرباز روس انجامید. گفتنی است که تیم مذکور در منطقه ویدنو با استفاده از تسلیحات سنگین، حمله‌ای را علیه یک مرکز پلیس انجام دادند.

 

ابو الولید الغامدی

عربستانی‌تبار با نام کامل «عبدالعزیز بن سعید بن علی الغامدی» است. وی با لقب «ابوالولید» شناخته می‌شود و آوریل ۲۰۰۴ میلادی در چچن کشته شد. سازمان اطلاعات روسیه وی را رهبر جنگجویان و مبارزان عربی می‌دانست که از سال ۲۰۰۲ میلادی در چچن حضور داشتند و می‌جنگیدند. نیروهای ویژه روسیه، ابو الولید را جانشین الخطاب و به عنوان فرمانده مبارزان چچنی می‌دانستند.

 

ابوعمر السیف

«محمد بن عبد الله السیف» ملقب به «ابو عمر السیف» یک چهره شاخص مذهبی و رهبر مبارزان عرب در چچن به شمار می‌رفت. وی در دسامبر ۲۰۰۵ میلادی به همراه همسرش توسط نیروهای روسی کشته شد. عمر السیف که در القصیم به دنیال آمده بود، فتواهای بسیاری را در دعوت افراد به جهاد صادر نمود. ضمناً بسیاری از پیام‌های صوتی و ویدئویی وی از طریق اینترنت منتشر شد به ویژه مجموعه‌ای از پیام‌ها که عنوان آن «عراق و جنگ‌های صلیبی» بود. ابوعمر السیف در کنار الخطاب (سامر السویلم) که در سال ۲۰۰۲ میلادی به وسیله سم در چچن کشته شد، جنگید و به مفتی مبارزان چچنی مبدل گردید.

 

بر اساس گزارش پایگاه‌های اینترنتی وابسته به رادیکال‌ها، السیف به شیوه‌ای سنتی علم و دانش را فرا گرفت و بعد از آغاز درگیری‌ها با نیروهای روسی و در زمان رهبری سامر السویلم (خطاب) به صف مجاهدان عرب در چچن پیوست.

ابوعمر منصب مفتی شرعی مجاهدان چچنی را کسب کرد. وی تلاش‌های بسیاری را در گسترش علوم دینی در میان مبارزان صرف نمود و در کاستن از گسترش افکار افراط‌گرایانه‌تر و خشونت‌بارتر در میان مجاهدان تأثیر داشت. به هر حال، او متأثر از علوم دینی سنتی بود که افراد را از تکفیر، غلو و انجام کشتارهای بی‌هدف برحذر می‌داشت. شاید وی در برخی از اشتباهاتی که مبارزان چچنی کردند، مقصر باشد؛ ولی در کل گرایش‌های افراط‌گرایانه کم‌تری از او سراغ داریم.

وی تلاش‌هایی نیز در احیای اجرای شریعت در زندگی روزمره مردم در چچن داشت و این کار را با آموزش طلاب علوم دینی انجام می‌داد. وی آنها را پس از آموزش به مناطق مختلف چچن می‌فرستاد تا در راستای گسترش علوم دینی در آن مناطق فعالیت کنند و مسائل شرعی مردم را حل کنند. آخرین مطالبی که از شیخ ابوعمر السیف ضبط شده و بین رادیکال‌ها رد و بدل می‌شود، یک پیام صوتی تحت عنوان «دموکراسی و انتخابات در عراق» است. وی دموکراسی را کفر نسبت به خداوند توصیف می‌کند و از مبارزان مسلمان در عراق می‌خواهد تا به حملات خود علیه آمریکایی‌ها تشدید بخشند.

اتهامی که نیروهای روسی به ابوعمر السیف می‌زنند، این است که وی نماینده القاعده در چچن بوده و تأمین اعتبار لازم جهت انجام عملیات گروگان گیری منطقه بیسلان را بر عهده داشته است.

 

ابو حفص الأردنی

نام او «فارس یوسف عمیرات» یا «أبو حفص الأردنی» است. وی در سال 1973 میلادی در منطقه الزرقا یعنی زادگاه ابومصعب الزرقاوی، رهبر پیشین القاعده در عراق به دنیا آمد و در سال 1995 میلادی پا به چچن گذارد. وی تحت فرمان مبارز عربستانی سامر صالح عبدالله السویلم کار می‌کرد یعنی همان فردی که به نام خطاب شناخته می‌شد و در مه سال 2002 میلادی با سم به قتل رسید. ابوحفص الاردنی پس از قتل خطاب، به عنوان معاون ابوالولید الغامدی کار خود را ادامه داد.

ابوحفص الأردنی که با لقب ابوحفص الشیشانی (چچنی) نیز شناخته می‌شد، در مجلس شورای نظامی عضویت داشت و به عنوان فرمانده مجاهدان در چچن بود. وی معاون ابوالولید بود و از جمله مجاهدانی به شمار می‌رفت که در افغانستان، بوسنی و تاجیکستان جنگیده بودند. وی به همراه «خطاب» چندین عملیات بزرگ را ترتیب داد و روابطی صمیمی با شامل باسایف، رهبر مشهور چچنی داشت و باسایف شخصا در جشن انتصاب وی به منصب فرمانده مجاهدان چچنی حضور داشت. ابو حفص در آپریل سال ۲۰۰۴ میلادی و بعد از اعلام خبر کشته شدن عبدالعزیز ملقب به «ابوالولید الغامدی» این منصب را عهده دار شد.

ابوالوید، همان فردی که نیروهای ویژه روسیه وی را به عنوان جانشین «الخطاب» عربستانی در فرماندهی مبارزان چچنی می‌دانستند.

 

اصلان مسخادوف

وی در سال ۱۹۹۷ میلادی به عنوان رئیس جمهور چچن انتخاب شد. با وجود آن‌که مسکو در بسیاری از حملات صورت گرفته علیه نیروهای روسی مسخادوف را گناه‌کار می‌دانست؛ ولی وی از میانه‌روترین رهبران چچنی به شمار می‌آمد.

بعد از آن‌که شورشیان چچنی در سپتامبر 2004 میلادی مدرسه‌ای را در شهرک بیسلان در اوستیای شمالی مورد حمله قرار دادند و بیش از ۳۰۰ نفر نیز در آن ماجرا کشته شدند، مقامات روسی ده میلیون دلار جایزه برای کسی که اطلاعاتی جهت دستگیری مسخادوف و نیز شامل باسایف، فرمانده نظامی چچن ارائه دهد، تعیین کرد.

وی در سال ۲۰۰۵ میلادی و در جریان عملیاتی که نیروهای ویژه روسیه در نزدیکی شهرک تولستوی یورت در حوالی گروزنی، پایتخت چچن روی داد، به قتل رسید.

 

شامل باسایف

شامل سلمان (سلمانویچ) باسایف، فرمانده مجلس شورای نظامی چچن و متولد ۱۴ ژانویه ۱۹۶۵ میلادی است. در پی جنگ اول چچن که در بین سال‌های ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ میلادی روی داد، به عنوان دشمن اول روسیه معرفی شد. مسئولان روسی او را مسئول دو مورد شورشی می‌دانند که در ماه‌های آگوست و سپتامبر ۱۹۹۹ میلادی در جمهوری داغستان در مجاورت چچن به وقوع پیوست. روس‌ها همچنین وی را مسئول موج انفجاراتی می‌دانند که در شهرهای مختلف روسیه انجام گرفت و قربانی آن ۲۳۹ غیر نظامی بودند.

 

باسایف در فوریه سال ۲۰۰۰ میلادی و در هنگامی که مشغول هدایت عملیات فرار مبارزان چچنی از گروزنی، پایتخت چچن بود از روی یک مین رد شد و پای خود را از دست داد. وی سکانداری گروه‌های مسلحی که در آگوست سال ۱۹۹۹ میلادی با هدف ایجاد یک جمهوری اسلامی وارد داغستان شدند، بر عهده داشت. نیروهای روسی به تحرکات نظامی باسایف در داغستان خاتمه بخشیند و حمله گسترده ای را برای تعقیب نیروهای وی در چچن انجام دادند.

 

مهند

عربستانی‌تبار بود و در دسته‌بندی ارائه شده توسط نیروهای امنیتی روسیه، ‌وی به عنوان نماینده عالی سازمان القاعده در چچن به شمار می‌رفت. مهند در سال ۱۹۹۹ میلادی از طریق گرجستان وارد چچن شد و به گروهی پیوست که ریاست آن بر عهده خطاب عربستانی بود. بعد از کشته شدن خطاب و دو تن از اخلافش در سال ۲۰۰۲ میلادی مهند به عنوان هماهنگ کننده اصلی در زمینه تأمین هزینه‌های گروه‌های تروریستی در خارج تعیین گردید.

مهند در واقع رقیب دوکو عمروف در تصدی مقامات رهبری گروهک‌های تروریستی بود. این چهره مستقیماً در برنامه‌ریزی جهت عملیات‌های تروریستی که با استفاده از افراد انتحاری در روسیه انجام می‌گرفت، مشارکت داشت. سازمان اطلاعات روسیه مهند را در سال ۲۰۱۱  میلادی به قتل رساند.

 

دوکو عمروف

ملقب به ابوعثمان بود و از زمان جنگ اول استقلال چچن که در سال‌های ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ میلادی روی داد، مقابله با نیروهای روسی را شروع کرد. عمروف در ژوئن ۲۰۰۶ میلادی رئیس جنبش جدایی طلب چچن شد و بعد از آنکه عبدالخالد سعیدولایف در یک عملیات نظامی کشته شد، او سکاندار شورش علیه روسیه گردید.

این چهره رادیکال در اکتبر سال ۲۰۰۷ میلادی خود را به عنوان رهبر «امارت اسلامی قفقاز» اعلام کرد، قفقازی که چچن یکی از ایالت‌های آن به شمار می‌رفت.

وی نامه‌های بسیاری را برای طرفدارانش صادر نمود و از آنها خواست تا کشورهایی همچون ایالات متحده، روسیه، انگلستان و روسیه که آنان را به عنوان دشمن بر می‌شمرد، حمله نمایند.

 

برجسته ترین عملیات‌ها (از حمله تا آدمربایی)

از زمان آغاز جنگ چچن، روسیه هدف مورد علاقه مبارزان انتحاری چچنی در منطقه قفقاز بوده است. روسیه صحنه درگیری‌های مسلحانه هر روزه، انفجارها و ترور نیروهای امنیتی می‌باشد و تنها چیزی که در این میان حرف می‌زند، سلاح است.

در هشتم نوامبر ۱۹۹۱ میلادی چچنی‌ها یک هواپیمای توپولوف ۱۵۴ روسیه را ربودند. این هواپیما که ۱۷۸ مسافر داشت از مینیرالنی فودی (قفقاز) به سمت ایکاتیرین بورگ در حال حرکت بود که چچنی‌ها هواپیما را مجبور به تغییر مسیر به سمت آنکارا کردند. هواپیماربایان مسافران را در گروزنی، پایتخت چچن پیاده کردند. گفتنی است که فرماندهی این عملیات هواپیماربایی بر عهده شامل باسایف یکی از برجسته ترین فرماندهان جنگی چچن بود.

 

در ۱۴ ژوئن ۱۹۹۵ میلادی و در جریان عملیات گروگانگیری که در بودنوسک در جنوب روسیه به وقوع پیوست، ۱۵۰ نفر کشته شدند. فرماندهی این عملیات بر عهده شامل باسایف بود. روس‌ها و چچنی‌ها ـ در پی این حادثه ـ تصمیم به آتش بس گرفتند و تا دسامبر ۱۹۹۵ میلادی پایبند آن بودند.

 

از ۹ تا ۲۴ ژانویه ۱۹۹۶ میلادی گروهی از کوماندوهای چچنی ۲۰۰۰ نفر را در کیزلیار (در داغستان در منطقه قفقاز روسیه) و بیرفومایسکا (مرزهای داغستان با چچن) گروگان گرفتند. به گفته منابع خبری، تعداد کشته شده‌های این حادثه بین ۵۰ تا ۱۰۰ نفر بود.

 

در ۱۶ ژانویه ۱۹۹۶ میلادی یک گروه از کوماندوهای ترک هوادار چچن، کشتی «افراسیا» که در بندر تریبیزوند در ساحل ترکیه پهلو گرفته بود، به کنترل خود درآوردند و ۱۵۰ سرنشین این کشتی که بیشتر آنها روس بودند و برای حرکت به سمت بندر سوچی روسیه آماده می‌شدند، گروگان گرفتند. در ۱۹ ژانویه بود که افراد مذکور گروگان‌ها را رها کرده و خود را تسلیم نمودند. گفتنی است که در ۷ مارس ۱۹۹۷ میلادی دادگاه ۹ فردی که در ماجرای کشتی روسی دست داشتند، به تحمل ۹ سال حبس محکوم کرد.

 

در سال ۱۹۹۹ میلادی روسیه سپتامبر سیاه را تجربه کرد. سلسله حملات انتحاری این کشور را تکان داد. این حملات دست کم سیصد کشته و هزاران زخمی بر جای گذاشت و در پی آن، مسکو جنگ دوم خود علیه چچن را به راه انداخت.

 

در سال ۲۰۰۲ میلادی یک گروه از کوماندوها در هنگام اجرای یک نمایش، به تالار محل اجرای آن در چچن هجوم آوردند و هشتصد نفری را که در آن به سر می‌بردند، به گروگان گرفتند. بعد از گذشت سه روز مذاکره، مسکو از گاز استفاده کرد که نتیجه آن کشته شدن بیش از ۱۲۹ تن بود که البته بیشتر آن‌ها را تماشاچی‌ها تشکیل می‌دادند.

 

چرخ ماشین مرگ توقف نداشت و در سال ۲۰۰۳ میلادی دو بمب در دو قطار در منطقه استافروبوا منفجر شد که نتیجه آن کشته شدن ۶۱ نفر و زخمی شدن صدها تن بود. رد پای حضور مبارزان چچنی در این حمله مشهود بود.

 

در سال ۲۰۰۴ میلادی بود که موج حملات مبارزان چچنی به قلب پایتخت روسیه رسید. در حمله این افراد به یکی از ایستگاه‌های مترو در مسکو ۲۱ تن کشته شدند. ضمنا دو عامل انتحاری زن نیز خود را در داخل یک هواپیمای مسافربری منفجر کردند که نتیجه آن کشته شدن نود نفر بود.

 

خونبارترین درگیری سال ۲۰۰۴ میلادی مربوط به یک گروگان گیری در یک موسسه آموزشی در آوستیای شمالی بود که در جریان تلاش برای آزادی گروگان‌ها، دست کم ۳۳۰ نفر کشته شدند که بیش از نیمی از آنها را کودکان تشکیل می‌دادند.

 

در ۳۱ آگوست ۲۰۰۷ میلادی بود که انفجار یک بمب حرکت قطار سریع السیر مسکو ـ سن پترزبورگ را متوقف نمود و باعث زخمی شدن ۳۰ تن گردید.

 

۱۷ آگوست ۲۰۰۹ میلادی یک فرد انتحاری کامیونی را به سمت مرکز اصلی پلیس در نازران (بزرگ ترین شهر منطقه اینگوش) هدایت کرد که در نتیجه آن، ۲۴ تن کشته و دست کم ۱۳۰ تن زخمی شدند.

 

در ۲۷ نوامبر ۲۰۰۹ میلادی بود که انفجار یک بمب باعث انحراف قطار سریع السیر نیویسکی با ۷۰۰ مسافر از خط شد. در این ماجرا دست کم ۲۶ تن کشته و صد تن دیگر زخمی شدند.

 

در ششم ژانویه ۲۰۱۰ میلادی دست کم هفت تن از نیروهای پلیس در داغستان کشته شدند. این ماجرا وقتی صورت گرفت که یک فرد انتحاری، خودروی بمب گذاری شده را در انبار پلیس راه منفجر کرد.

 

در ۲۹ مارس ۲۰۱۰  میلادی دو انفجار انتحاری در دو ایستگاه مترو مسکو ـ آن هم در ساعت اوج شلوغی ـ روی داد که منجر به مرگ ۴۰ تن شد.

 

در ۳۱ مارس ۲۰۱۰ میلادی دو انفجار در کیزلیار (واقع در جمهوری داغستان) به وقوع پیوست که به مرگ ۹ تن انجامید.

 

در ۲۶ مه ۲۰۱۰ میلادی دو انفجار در جنوب شهر استافرپل به وقوع پیوست که با کشتار هشت تن همراه شد. این دو انفجار پیش از آغاز جشنی روی داد که یک شرکت وابسته به رمضان قدیروف، رئیس جمهور حامی روسیه چچن برگزاری آن را بر عهده داشت.

 

۹ سپتامبر ۲۰۱۰ میلادی یک عامل انتحاری با منفجر کردن خود در اوستیای شمالی جان ۱۸ نفر را گرفت. بیشتر ساکنان محل انفجار را مسیحیان شمال قفقاز تشکیل می‌دادند.

 

در ۲۴ ژانویه سال ۲۰۱۱ میلادی یک عملیات انتحاری در فرودگاه مسکو به وقوع پیوست که نتیجه آن مرگ ۳۶ تن و زخمی شدن بیش از ۱۵۰ نفر بود.
از زمان آغاز جنگ چچن، روسیه هدف مورد علاقه مبارزان انتحاری چچنی در منطقه قفقاز بوده است. روسیه صحنه درگیری‌های مسلحانه هر روزه، انفجارها و ترور نیروهای امنیتی است و تنها چیزی که در این میان سخن می‌گوید، سلاح است.

مطالب مرتبط
درج دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.