
ما سه پنجیم؛ تأویلی از اسرار حروف و جایگاه عددی حضرت زهرا(س) در کتاب عنقاء مغرب
محمد جواد ادبی: در میانه گردونه اسرارآمیز اعداد و حروف که عرفای اسلامی آن را آیینهای از حقایق غیبی میدانند، جایگاه حضرت فاطمه زهرا(س) به رمزی ژرف و تأویلی نشسته بر عدد «پنج» گره خورده است. این یادداشت، با واکاوی متن کمشناخته «عنقاء مغرب» محییالدین ابنعربی، نشان میدهد که چگونه این عارف نامدار، با زبان علم الاعداد و در قالب عبارت رمزآلود «خمس و خمس و خمسه»، از جایگاه محوری صدیقه طاهره(س) در سلسله هستی و امر تکوین سخن میگوید؛ جایگاهی که او را نه تنها به عنوان یکی از «خمسه طیبه»، بلکه به عنوان «امّ ابیها» و محور معناساز این پنجگانه مقدس معرفی میکند. این جستار، با عبور از مرز زمان آفاقی و با تکیه بر مفهوم زمان انفسی، میکوشد تا نسبت امروز ما را با آن حضرت، در پرتو نوری که از عدد «پنج» میتابد، بازخوانی کند.
مقدمه: علم الاعداد و اسرار حروف
در میان مسلمانان دانش اسرار حروف یکی از اقسام پنج گانهی علوم غریبه به حساب میآید که با فنون غیبگویی، باطنی گرایی، علمالاعداد و حساب نیز مرتبط میباشد. ابن خلدون علم الحروف را شاخه ای از علم سیمیا میداند( ابن خلدون ، مقدمه :556) معانی حروف و ارتباط آنها با هستی و ویژگیهای اسرار آمیز اعداد بواسطه ارتباط آنها با حروف جزو مباحثی است که در علمالحروف مورد توجه قرار میگیرد و از دیدگاه علمالحروف، اصل صدا و سخن حرف است و تا حروف سِرّ خودشان را به آدمی نشان ندهند، آدمی به زبان آنها و کیفیات آنها آشنا نمیشود.
ابنعربی در مقدمه فتوحات از زبان یکی از ابدال بنام (مشرقی) که در معرفت شناخت حاملی که محمول لازم است سخن میگوید مطرح مینماید که اگر میفهمیدی که عدد همان احد است با هیچ کس منازعه نمیکردی[1] یعنی کارهای خداوند تماماً بر اساس ریاضی است و خداوند افعالش بر اساس حساب صورت میپذیرد. (ابنعربی، فتوحات مکیه، 1: 181) این نکته را باید یادآور شوم که ابنعربی عدد را سرّی از اسرار الاهی در دارِ وجود میداند وی در فقراتی از فتوحات از ترکیب عدد الحرف هم سخن میراند. (ابنعربی، فتوحات مکیه، 1: 349) بنابراین بحث اعداد نزد وی بیگانه از علمالحروف نیست چنان که عددِ حرف (الف) را یک و عدد حرف (باء) را دو و غیره میداند اما در باب سرّیت عدد مدنظر از ارتباطی که با حرف دارد ظهور آن را در حضرت الاهیه بالقوه میداند و نه بالفعل.
ما و زمانه میلاد حضرت زهرا(س)
نسبت زمان آفاقی ما در ۲۰ جمادی الثانی با نسبت 20 جمادی الثانی زمان انفسی در سال 5 بعد از بعثت چیست؟ مسئله این است که ما در زمان آفاتی یک نسبت پنهانی با زمان انفسی داریم. کشف این نسبت پنهانی میان زمان آفاقی و زمان انفسی به استعداد و توان مکاشفه و طلب ما باز میگردد که بستر آن توفیق الهی است. حال باید توجه داشت که میان ما با تولد صدیقه طاهره (س) حدود ۱4۵۵ سال فاصله آفاقی است اما شاید به لحاظ انفسی وجه قرابت زمانی ما دیگرگون باشد.
به قول مولانا :
زتو تا دوست هزاران سال است ور رهی از ره دل یک قدم است
تأویل عددی عدد 5 (همسا)
سوره کوثر بر اساس ترتیب سور قرآن ۱۰۸ سوره است و بر اساس ترتیب نزول به عقیدهی ابن عباس سوره 14 است و جمع 1+4 ما را به 5 می رساند.
ابن عربی در کتاب رمزی و کم نظیر عنقاء مُغرب فی ختم شمس الاولیای المغرب در ابتدای کتاب ابیاتی خاص می آورد:
فاشخاصنا خمسٌ و خمسٌ و خمسه علیهم ترى أمر الوجود یقوم (ابن عربی، عنقاءمغرب: 116)
ما سه پنجیم خمس وخمسه و خمس مست الیوم و باده خورده امس
سر سپرده به ذات حضرت دوست کرده امر وجود را تعظیم (همان:5)
حال بنگریم به تاویلات عددی :
ا: وقتی ۱۴ معصوم را لحاظ کنید: 5=4+1
ب: پنج اول تاویلا ناظر به حضرت ختمی مرتبت(ص) است، پنج دوم ناظر به امیر المومنین(ع) و پنج سوم ناظر به حضرت زهرا(س) است و ابن عربی میگوید به این سه ۵ امر وجود اقامه پیدا میکند. براساس آن که قرآن فرموده «علی له الخلق و الامر»، امر وجود در حضرت علمی براساس این سهگانه مقدس که نمودی از حقیقت تام 5 تن آل عبا هستند اقامه میشود که ۱۴ نیز جمع میان 1 و 4 باز به 5 میرسد و مابقی اهل بیت جز 5 تن آل عبا به 5 تن آل عبا قائم اند.
ج: نکته بعدی آنکه در یک رفتار شناسی عددی آداب دانهی مکاشفهای، در متن عربی بیت خمسه پس از دو خمس میآید و این نمود پیامبر، امیرالمومنین وصدیقه طاهره علیهم السلام است که هر سه کمال عدد 5 را دارا هستند و بر اساس ضوابط عددی ظهور اعداد مذکر ابتدا است و ظهور اعداد مونث پس از آنها خواهد بود و اینجا نیز همین وجه عام ساختاری حفظ شده است اما آنچه که در ام ابیها مطرح میشود ساحتی است که خمسه طیبه را به خود معنادار میکند پس اگر در ظاهر مؤخر است که ابتدا پیامبر در 17 ربیع الاول عام الفیل به دنیا آمد وامیرالمومنین در ۱۳ رجب ۳۰ عام الفیل، به لحاظ زمان آفاق آن عزیزه خلقت موخر است (خمس و خمس و خمسه) اما به لحاظ معنایی و زمان انفسی و با کلید واژه ام ابیها و با التفات به روایت لو لا فاطمه لما خلقتکما، آن مستورهی خلقت مقدم بر آن دو استوانه هستی مقدم است! به قول مولانا:
من به صورت گرچه ، ز آدم زاده ام لیک معنا جدِ جد افتادهام
د :حال نظری دوباره به این اعداد رمزی دیگر را برای ما باز میکند:
در جمع عددی 17+13+20 به عدد 50 میرسیم که 5 در آن خودنمایی میکند. از جانب دیگر ۱7 (۱+۷)، ۱3 (1+3) ، ۲۰ (۲) که باز هم جمع را به عدد ۱۴ میرساند که باز هم (1+4) ، 5 را نمود میدهد.
ه: ابن عربی در ادامه گفته است.
فسبعتهم فی الارض لا یجهلونها فثامنهم عند النجوم لزیم (ابن عربی، همان: 116)
هفت از ایشان بود به حق زنده به زمین دوست را شناسنده
هشت از ایشان لمیده بر افلاک گویا گشته با نجوم ندیم (همان: 5)
اگر در دایره امامت، امام باقر را که امام پنجم است در نظر داشته باشیم، امام هفتم بعد از امام باقر، امام زنده است که دوست را شناسنده است و هم اینک برزمین است.
حال اگر بر همان مبنا عمل کنیم، عدد 8 نیز معنا دار خواهد شد. ۸+۵=۱۳
سیزدهمین معصوم در چرخه ۱۴ معصوم امام حسن عسگری است و در چرخه نجوم 14 معصوم ملازمت میان پدر و پسر به تمامه قابل صحت نهادن است. اما همه باز به همان خمسه باز میگردد.
به یاد دارم در شهر طنجه در کشور مراکش (مغرب العربی) روی همه دربها خصوصا در کوچههای قدیمی یک عکس دست 5 میدیدم! سوال کردم عدد 5 نماد چیست؟ از قضا در کوچهها گم شده بودم و پیرمردی نورانی که نخود فروشی داشت گفت این دست حضرت زهرا دخت پیامبر است .آری! آن پیرمرد حقیقتی را به من بیان نمود همانکه هُمسا میباشد.
و: خمسه طیبه واژه ایست که اصطلاحی رمزیست و دقیقاْ کاربردی تعویذی و مابعد الطبیعی دارد. رمزی قدسی برای شخصیتهای بی بدیل هستی.
در برخی از نسخههای قدیمی ادعیه یا حرزها آمده است: «یا هُمسا، یا اصحاب الکسا، اشفعوا لنا عند الله» یا آمده است: «توسلت إلى الله بهمسا أهل العباء.»
عدد 5 توسل به اهل بیت است که یک وجود مبارک در آن زن است و 4 دگر مرد. در ۱۴ معصوم نیز یک تن ایشان زن است و ما بقی مرد.
ای دوست دست حافظ تعویض چشم زخم است یا رب ببینم آن را در گردنش حمایل
پس صدیقه طاهره سلام اله علیها رمز مکنونیست که هماره پنهان میماند زیرا ظهور فرزندان و بروز آنان در جامعه همیشه بیش از مادران است و مادران موجودات عفیفی هستند در خانه یعنی میان دیوارها و در پنهانی تربیت فرزندان را بر عهده میگیرند که رَحِم سهم غیبی اسم رحمان است و پیامبر فرمود: الرَحِم اِشتُقَ من الرحمن.
ز: در تقسیمبندی متافیزیکی فهم آخرالزمان، ابن عربی به زمینی اشاره میکند که عجایبی در آن دیده است. زمینی که اولین زمین است برای خلقت آدم و باز آخرین زمین است برای خلقت خاتم (ص) و پیامبر از خاکی گرد آمده که آدم از آن آفریده شده بود. (ارض سمسمه) ارض سمسمه در ترکیب عربی قدیم زمین نرم را گویند که پا در آن فرو میرود و ابن عربی گزارشهای خاص از این زمین میدهد. اما نکته قابل توجه در گزارشهای ابن عربی آن است که وقت در آنجا به 4 تقسیم میشود. تقسیمی که از عهود تکوینی ازلی برآمده است.
- سال اول مانند یک ماه است.
- سال دوم مانند یک جمعه است.
- سال سوم مانند یک روز است .
- سال چهارم چونان یک ساعت.
- و سال دیگر چونان خیال. (ابنعربی، عنقا مغرب، 188)[2]
بر اساس ساختار گفتار و تناسب عددی در آن زمان، ۴ وجود دارد و 1 که دوباره ما به عدد 5 میرسیم.
در تعبیر ابنعربی (شهر، جمعه، یوم، ساعت) قابل فهم و تاحدی رصد است. ایامی که ما با آن آشناییم اما (خطرات الأمانی والاوهام ) مفهومی حضرت الخیالی است که با آن آشنا نیستیم گویی هم هست هم نیست . به قول مولانا
می رسید از دور مانند هلال هست بود و نیست بر شکل خیال
آن ابیات در ابتدای کتاب عنقاء مغرب است و این تعابیر دقیقا درپایان کتاب. آنچه پنهان است همین 1 در پس این 4 است و ابن عربی خاتم ولایت محمدیه را آشکارکننده راز این 5 میداند چرا که میگوید خداوند پرده را کنار میزند و رازها را آشکار میکند.
ح : در دعاهای ماثوره در مجامع شیعی در باب سلام حضرت زهرا (س) اینگونه آمده است: «السلام على الزهرا و ابیها و بعلها و بنیها و السرِ المستودع فیها» اینجا نیز باز با 5 تعبیر و 5 سلام مواجهیم. سِر به ودیعه نهاده شده در مادر، ختم اولیاء محمدی است. سِری که تا لحظه ظهور آشکار نمیشود اما از ازل در بن وجود صدیقه طاهره (س) به ودیعه نهاده شده است و نهایتا ابنعربی میگوید: او (حضرت مهدی) عرب است و رنگ پوستش گندم گون متمایل به سرخی و سروقد است و رویش گویا که ماه شب 14 است.[3]
نتیجه
سخن نهایی آنکه ابن عربی در ابتدای متن عنقا مغرب به وضوح از ازل تا ابد در سه گانه خمس و خمس و خمسه جمع میکند، دقیقا مطابق بیان بزرگان دانای به علم الاعداد در سنت اسلامی سخن میگوید و امسال که ۱۴۴۷ ه.ق است. بر اساس قاعدهای که ابتدای مقاله بیان شد ۱۳۴۷ + ۸ (5 سال پس از بعثت که حضرت زهرا به دنیا آمد) عدد نهایی ۱4۵۵ میشود و ما باز در این عدد سراسر در 5 خواهیم بود.
ما سه پنجیم خمس و خمسه و خمس مست الیوم و باده خورده امس
* محمدچواد ادبی (استادیار مدعو دانشگاه تهران)
ارجاعات:
[1] . لو علمتَ ان العدد هو الاحد لما شرعت فی منازعه احد.
[2] واعلموا أن زمانه أربع من صوره العقود الأول على حسب ما خط له فی الأزل فکان العام الأول کشهر والعام الثانی کجمعه، والعام الثالث کیوم، والعام الرابع کساعه، وما بقى من الأعوام کخطرات الأمانی والأوهام، وإنه زائل عن مرتبته بختمه و ظاهر بعلم غیره لا یعلمه
[3] انه البدر الازهر
منابع:
ابنعربی. (1985). الفتوحات المکیه فی معرفه الاسرار المالکیه و المکیه. تحقیق د. عثمان یحیی قاهره: الهیئه المصریه العامه للکتاب
ابنعربی. (1399). عنقاء مُغرب فی ختم شمس الاولیای المغرب. ترجمه امیرحسین الهیاری. تهران: انتشارات مولی.
آیه ذیل از قرآن “امر” و “خلق” را منحصرا به خدا نسبت میدهد و حالا اینکه چند “امر” نهفته دارد معلوم نیست…
إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ ﴿۵۴﴾ اعراف
اگر “امر” ، نتیجه کلام الهی باشد طبق آیه ذیل تعداد “امر” ها بسیار خواهد بود :
وَلَوْ أَنَّمَا فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَهٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَهُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ کَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ﴿۲۷﴾ لقمان
چطور گفته میشود :
“…و ابن عربی میگوید به این سه ۵ امر وجود اقامه پیدا میکند. براساس آن که قرآن فرموده «علی له الخلق و الامر»”
الگوهای ذهنی ما باید تابع قرآن باشد ، قرآنی که باید متصل خوانده شود…
افکار فرقه ای و سرگردان خود را نباید با آیات قرآن صرفا زینت دهیم…
سایت : میزان در میزان
علاوه بر آیاتی امثال آیات ذیل :
إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ ﴿۸۲﴾ یس
فَسُبْحَانَ الَّذِی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۸۳﴾ یس
که در آنها “امر” ها به “خلقت” ختم میشوند ، در آیاتی از قبیل آیات ذیل :
وَلَقَدْ آتَیْنَا بَنِی إِسْرَائِیلَ الْکِتَابَ وَالْحُکْمَ وَالنُّبُوَّهَ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ ﴿۱۶﴾ جاثیه
وَآتَیْنَاهُمْ بَیِّنَاتٍ مِنَ الْأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ إِنَّ رَبَّکَ یَقْضِی بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ فِیمَا کَانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ ﴿۱۷﴾ جاثیه
ثُمَّ جَعَلْنَاکَ عَلَى شَرِیعَهٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۱۸﴾ جاثیه
در آنها “امر” ها برای “هدایت” هستند…
آیا جایی در قرآن هست که اشاره کند کلیه “امر” ها از چند “امر” خاص نتیجه میشوند؟
ممکن است گفته شود آیه ذیل یکی از آنهاست :
وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ ﴿۵۶﴾ ذاریات
آیه اخیر “امر” نیست ، چرا که خداوند بر خودش امر نمیکند…
سایت : میزان در میزان
از تمام اینها گذشته برای الگوهای ذهنی اعتقادی خودمان وقتی میتوانیم از اعداد الهام و تاییدیه بگیریم که اشاره ای برای آن در اتصال با آیات دیگر در قرآن وجود داشته باشد…حتی اگر آن اعداد در قرآن ذکر شده باشند…
مثلا چون اعداد دوازده و نوزده در تقدیرات بعضی “امر” ها اشاره دارند ، آیا میتوانیم بگوییم دوازده یا نوزده نفر معصوم وجود دارند؟!!
چنین است که میزان اتصال آیات در قرآن تعیین کننده میباشد…