سید محمود طالقانی؛ اصلاح اندیشه دینی با محوریت قرآن

هادی باقری

یکی از اصلی ­ترین فعالیتهای مصلحان دینی در اسلام، توجه و محوریت دادن به قرآن است. گویی در جهان اسلام، توجه به قرآن مورد غفلت واقع شده و برخی مصلحانِ دینی، یکی از مهمترین گامها در راه اصلاح را رجوع به این متن مقدس می ­دانند.

سید محمود طالقانی از جمله مصلحان دینی بود که به قرآن توجهی ویژه داشت. او محور فعالیتهای خود را بر روی قرآن استوار کرده بود. تفسیری بر قرآن نوشت و نامش را پرتویی از قرآن گذاشت. معتقد بود که تنها پرتو و نوری از قرآن را می توان دریافت و رسیدن به کُنه و حقیقت قرآن امری دشوار است. جلسات متعدد قرآنی تشکیل می داد و به این وسیله می کوشید تا هم از قرآن غبار زدایی کند و هم به اصلاح اندیشه دینی بپردازد. او از عدم توجه به قرآن نیز گلایه کرده بود.

 گلایه­ غفلت از قرآن

طالقانی از عدم توجه به قرآن گلایه دارد و آن را یکی از عوامل ضعف در جوامع اسلامی می­ داند.[۱] معتقد است این کتاب در زمانی باعث شکوفایی تمدن اسلامی شده، اما امروز فقط به کتابی مقدس تبدیل شده و از زندگی عمومی مردم بیرون گذاشته شده است.[۲]

وی در مواجهه با قرآن، به نقد از دو گروه می­ پردازد. اول گروهی که نگاهی عوامانه به قرآن دارند و آنرا فقط در تشریفات مذهبی و خاکسپاری اموات مورد توجه قرار می­ دهند.[۳] و گروه دوم که نگرشی عالمانه به قرآن دارند و ریزترین مباحث ادبی، کلامی، فلسفی آن را مورد کنکاش قرار می ­دهند و به همان بسنده می­ کنند و از روح و فحوای کلام قرانی فاصله می گیرند.[۴]

روش تفسیری

روشی که طالقانی برای تفسیر خود انتخاب می­ کند به این صورت است که ابتدا چند آیه را ذکر می­ کند. پس از آن، ترجمه آیات به فارسی بیان می ­شود. در این بخش او می ­کوشد تا از حدود معانیِ صحیحِ لغات خارج نشود. در این باره، وی به این حقیقت توجه می ­دهد که هر چه در ترجمه قرآن دقت شود باز هم نمی ­تواند مانند آیات قرآن، معجزه باشد و معانی و رموز و اشارات را نمی­ رساند. طالقانی در این خصوص عنوان می­ کند که حتی آهنگ کلمات در قرآن نیز در بردارنده­ ی نکاتی است که با معنای آن ارتباط دارد.

طالقانی سپس معانی مترادف و موارد استعمال و ریشه لغات را در مواردی بیان می­ کند. در برخی موارد احادیث صحیح و نظر دیگر مفسران در خصوص آیه را نیز مطرح می­کند. سپس آنچه از متن آیات مستقیماً به ذهن تابیده می ­شود را طرح کرده و می­ کوشد تا از معنای آیه پرده برداری کند. طالقانی به هارمونی و آهنگ آیات نیز توجه می­ دهد. معتقد است که میان آوای قرآن و معنای آن ارتباط وجود دارد. به باور او، مقاصد قرآن را نه تنها از خلال معنای آیات، بلکه حتی از آوای آن نیز می ­توان فهمید.[۵]

طالقانی بر همین اساس به زیبایی شناسی قرآنی نیز توجه دارد.  برخی آیات را بر اساس ریتم و آهنگ آن مورد بررسی قرار می ­دهد. به عنوان نمونه وی در پایان سوره تین از آهنگ کلام، برخی نتایج قرآنی را استنباط می­کند.[۶]

این روش را از نو آوریهای طالقانی در تفسیر قرآن دانسته اند. توجه به هماهنگی (هارمونی) و خوشنوایی (ملودی) و موسیقایی قرآن و جنبه آوا – معنایی (فونو – سمانتیک) آن از جمله مواردی است که تفسیر طالقانی را از دیگر مفسران متمایز می کند. طالقانی بر آن است که میان آوای قرآن و معنای آن ارتباط وجود دارد و مقاصد قرآن نه تنها از خلال معنای آیات، بلکه از آوای آن نیز فهمیده می شود. به تعبیر وی: “در آیات قرآن،… آهنگی که از وقف و حرکت، وصل، فصل، مد، قصر، کوتاهی و بلندی جملات، ادغام، ارسال، اخفاء اضمار و مانند اینها بر می آید، و صدای حروفی که در وسط یا در آخر کلمات و آیات منعکس می شود، انطباق خاصی با معانی و مقاصد دارد… آنچه مورد توجه و بحث نبوده، و شاید به آسانی تحت ضبط و قواعد در نمی آید، کیفیت انطباق آهنگ کلمات و آیات است با معانی و مقاصد … همین ترکیب و هماهنگی کلمات با یکدیگر و با معانی و نمایاندن صورت و واقعیت مقصود است که قرآن را مانند وجود و ترکیب موجودات و نمودار شدن در صور گوناگون در آفرینش معجزه آسا ساخته است”.[۷]

گفته اند که طالقانی به واسطه ی همین رویکرد ادبی به قران است که از تفسیر به رای نیز مانع شده است. چرا که از این طریق، مقید به لغات و تعبیرات قرآنی بود. وی در تفسیر پرتویی از قران نیز با اشاره به اینکه عُرفا دچار تفسیر به رأی شدند، علتش را همین عدم تقید به ظاهر عبارات می داند و می گوید: “پیروان این مکتب چون به ظواهر لغات و تعبیرات مقید نبودند، با ذوق خود راه تاویلات بی دلیل و منطق را پیش گرفتند”.[۸]

شیوه­ ی فهم صحیح قرآنی

طالقانی در تفسیر خود، پایِ برخی از تئوریهای علمی را نیز به میان می­ کشد. او در متن پاورقیهای تفسیر خود، به بعضی از فرضیات علم و دانشهای روز اشاره می­ کند.

آنچه برای طالقانی مهم است، جنبه ­ی هدایتگری قرآن و تحول آفرینی در وجود انسان و جامعه است. از همین رو است که وی معتقد است در قرآن نمی ­باید صرفاً به دنبال مسائل علمی رفت. وی در این خصوص معتقد است که قرآن کتاب علمی به مفهوم این زمان نیست؛ بلکه کتاب هدایت است.[۹] طالقانی اگرچه رویکرد علمی به قرآن را غفلت از رسالت حقیقی قرآن می­ داند، اما بر آن نیست که قرآن از مسائل علمی خالی است.[۱۰]

با این وجود شاهدیم که طالقانی برای تحلیل برخی از موضوعات قرآنی، به دستاوردهای علمی جدید رجوع کرده است. به عنوان نمونه، او موضوع “شفاعت” را با استفاده از قوانین علمی تفسیر می­ کند.[۱۱]

اما طالقانی فهم صحیح قرآن را فارغ از موضوعات علمی مد نظر دارد. معتقد است که سایر علوم نباید در فهم انسان از قرآن دخالت کنند.[۱۲] وی در این خصوص به برخی از مفسران و اسلام شناسان که بر اساس تئوریهای علمی به تفسیر آیات پرداخته­اند نیز انتقاد می­ کند.

تفسیری در راستای تحول انسان و اجتماع

طالقانی در رجوع به قرآن، بر روی مسأله­ ی تحول آفرینی آن تأکید دارد. وی معتقد است که در زندگی فردی و گوشه­گیری، نه راه سلوک به سوی خدا باز می ­شود و نه اخلاق مفهوم درستی پیدا می­ کند. زیرا این گونه زندگیِ فردی، سلوک به سوی خود است نه به سوی خدا.[۱۳]

طالقانی معتقد است که برخی آیات قرآنی نیز تنها در سایه حرکتِ انسان است که می­ توان به فهم آن دست یافت. بعضی از حقایق قرآنی در ضمن حرکت برای انسان مکشوف می­ شود، نه نشستن در گوشه­ ای و خواندن تفاسیر مختلف.[۱۴] فهم برخی آیات نیز برای خود طالقانی به همین شیوه مکشوف شد. او گفته بود که وقتی تفسیر سوره نازعات را نوشتم، به مطالبی پرداختم اما وقتی که حرکت و انقلاب مردم ایران را دیدم، جنبه های دیگری از تفسیر این سوره برایم بیشتر مکشوف شد.[۱۵]

آنچه در تفسیر قرآن طالقانی شاهدیم، این نکته مهم است که او در تفسیر آیات، اسیر برداشتهای گذشتگان نبوده و خود کوشیده تا رأی مستقلی را برگزیند. وی می ­گوید تفسیرهایی که مفسران گذشته از آیات قرآنی داده­ اند تنها یک سری احتمالات است.[۱۶]

وی می گوید  بعضی تفسیریهایی که مفسران از آیات قرآن کرده اند “احتمالاتی است که از سابقین به لاحقین رسیده و لاحقین از جهت احترام به نظرهای گذشتگان ضمن تفسیر آورده اند”.[۱۷] وی معتقد است که تقدم زمانی دلیل تقدم علمی نیست و تقلید از مفسران گذشته، آفت تفسیر نگاری است. در همین خصوص عنوان می کند که: “گویا بیشتر مفسران، همان تقدم و سابقه را دلیل رسایی برای کمال نظر سابقین می پندارند. همین تقلید جامد است که طریق تفکر در آیات را محدود و تحیّر آور نموده است”.[۱۸] طالقانی از همین طریق و  با توجه به قرآن کوشید تا به اصلاح مشی و مرام مسلمانی بپردازد.

 

ارجاعات:

[۱] نقل از اندیشه­ های اجتماعی سیاسی آیت الله طالقانی، محمد بسته نگار، ص۲۲۱

[۲] سید محمود طالقانی، پرتوی از قرآن، ج ۱، ص ۱۳ ، مقدمه

[۳] همان ، ج۱، ص۱۳

[۴] همان، ص۱۶

[۵]به عنوان نمونه رک:  پرتوی از قرآن، ج۵، صص۲-۳، ذیل آیه ۱- ۵ سوره نساء

[۶] پرتوی از قرآن، ج۴، ص ۱۷۳

[۷] پرتوی از قرآن، ج۵، صص۲-۳، ذیل آیه ۱- ۵ سوره نساء

[۸] پرتوی از قرآن ، ج۱، ص۱۱

[۹] از آزادی تا شهادت، صص۳۷۴-۳۷۶-۳۷۷

[۱۰] همان، ص ۳۸۵

[۱۱] پرتوی از قرآن، ج۱، صص ۱۵۰-۱۵۱

[۱۲] همان، مقدمه

[۱۳] همان، ج۶، ص۱۰۲

[۱۴] اندیشه ­های اجتماعی سیاسی آیت الله سید محمود طالقانی، ص۱۵۷

[۱۵] همان، ص۱۵۷

[۱۶] پرتوی از قرآن، ج۵، ص۷۷

[۱۷] همانجا

[۱۸] پرتوی از قرآن ، ج۲، ص۲۲۳، ذیل آیه ۲۶۰ از سوره بقره

مطالب مرتبط
درج دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.