حوزه و چالش نخبگانی که به بار نمی‌نشینند

حسین ادبی: قبل از اینکه منابع متعلق به نخبگان را به کسانی بدهیم که نمی‌دانیم مستحقش هستند یا نه و قبل از اینکه استعدادهای شایسته در کوره‌راه‌های مشکلات گم شوند، باید ساز و کاری چیده شود تا زمینه استعدادیابی از اولین سال ورود طلبه به حوزه برای او فراهم آید.

حوزه علمیه برای طلاب جوینده علم و معرفت دینی، شهریه‌ای را مقرر می‌کند که بر اساس مستندات دینی از محل وجوهات شرعی تأمین می‌شود؛ وجوهاتی که یکی از مصارف آن، تأمین معاش کسی است که به کسب معارف الهی می‌پردازد. با توسعه کمی ظرفیت‌های حوزوی و ورود افراد متعدد به این عرصه، هزینه مذکور بسیار بالا می‌رود. از طرفی هزینه زندگی در جامعه به دلایل مختلف افزایش یافته است. از جمله این عوامل، افزایش قیمت کالاهاست. اما عوامل دیگری نیز در این زمینه دخیل هستند. عواملی همچون مسئولیت‌های جدید طلاب در قبال نظام اسلامی، جامعه کشوری و خانواده. به عنوان مثال وقتی از طرف رهبری جامعه استراتژی افزایش جمعیت به عنوان تکلیف برای همه اقشار مردم ترسیم می‌شود، اولین افرادی که باید در این زمینه کوشا بوده و منویات رهبر معظم انقلاب را اجرایی کنند، طلاب هستند و بدیهی است که افزایش فرزندان، مخارج زندگی را نیز بالا می‌برد. همچنین است عمل به دستورات معظم له درباره اقتصاد مقاومتی و خرید کالای داخلی. در این زمینه نیز طلاب با انجام این کار باید به رونق کالای داخلی کمک کنند ولو اینکه آن کالا آنها را متحمل هزینه‌ای مضاعف کند.

این افزایش هزینه زندگی در کنار کمبود منابع مورد نیاز، باعث شده تا شهریه دریافتی هر طلبه کمتر از یک سوم نیاز زندگی او را هم تأمین نکند. بنابراین مدیریت حوزه تصمیم گرفت تا همچون دیگر نظام‌های آموزشی، امتیازات ویژه‌ای را برای نخبگان حوزوی لحاظ کند. ارائه این امتیازات اگرچه کاری بسیاری لازم و خوب بود، اما از کارآمدی لازم برای تحقق هدف برخوردار نیست. به این دلیل که طلاب بسیاری در حوزه به دلیل گرفتاری‌های مادی، زمینه شکوفایی استعدادهای علمی و معرفتی خود را ندارند و فرصت طلایی جوانی را به مشغله‌هایی اختصاص می‌دهند که گاه کاملاً بی ربط با مسیر اجتهاد و کسب معارف عمیق الهی است. پس از گذشت دوران طلایی جوانی که کمی از بار نیازهای مالی آنها سبک می‌شود، دیگر رمق و انگیزه‌ای برای پیگیری استعدادها، توانمندی‌ها و تفکرات بلند خود در خود نمی‌بینند و بدین ترتیب استعدادهای آنها که می‌توانست جامعه حوزوی و غیرحوزوی را از چشمه سار جوشان خلاقیتهای علمی و فکری خود سیراب کند، خشکیده و نابود می‌شود.

حال این سؤال مطرح می‌شود که راهکار چیست؟ بسیار ساده است. قبل از اینکه منابع متعلق به نخبگان را به کسانی بدهیم که نمی‌دانیم مستحقش هستند یا نه و قبل از اینکه استعدادهای شایسته در کوره‌راه‌های مشکلات گم شوند، باید ساز و کاری چیده شود تا زمینه استعدادیابی از اولین سال ورود طلبه به حوزه برای او فراهم آید.

کشف استعدادها البته کار آسانی نیست و نیازمند نظامنامه دقیق و علمی است، اما کار در این زمینه باید بسیار سریع و بدون فوت وقت آغاز شود. لازمه کشف استعدادها تغییر ساختار مدیریتی مدارس علمیه و توسعه نگاه و سعه صدر در مواجهه با توانمندی طلاب است. متاسفانه به دلیل عدم برنامه ریزی و هدفگذاری مناسب، مدیران مدارس علمیه به تناسب تجربه، روحیات و دانش فردی خود و با تکیه بر سلیقه اقدام به تعریف قوانینی در مدرسه تحت اشراف خود می‌کنند که نه تنها بستر لازم برای رشد و شکوفایی استعدادها را فراهم نمی‌کند، که حتی خود مانعی می‌شود بر سر راه شکوفایی استعدادهای کشف نشده.

پس از کشف استعدادهای حوزوی، مطابق با عملکرد همه نظام‌های آموزشی موفق، این استعدادها مورد حمایت ویژه قرار گرفته و در راستای رشد و توسعه اهداف حوزه‌های علمیه جهت دهی خواهند شد. یادآوری این نکته ضروری است که متولیان تصمیم گیری در این زمینه، هم نسبت به هزینه کرد وجوهات شرعی برای طلاب بی استعداد مسئولند و هم نسبت به از بین رفتن استعدادهایی که مورد حمایت کافی قرار نمی‌گیرند. و صد البته نسبت به تبعات فرهنگی حوزویان بی استعدادی که از شهریه امام زمان عج الله تعالی فرجه تغذیه می‌کنند و کمترین بازدهی را در راستای اهداف حوزه و تبلیغ دین دارند و مورد مشاهده و قضاوت بدبینانه مردم نسبت به حوزه می‌شوند، مسئول خواهند بود.

مطالب مرتبط
درج دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.