داخلی صفحه دیدگاه آرشيو يادداشت
۵
 
قدرِ «قدر»
علی شفیعی
در نگاه سنتی قدرِ «قدر» شناخته نمی‌شود و قدر آن‌چنان تقلیل پیدا می‌کند که گره می‌خورد به یک جریان تاریخی متأخر از آن یعنی ترور و شهادت امام اول شیعیان و ادعیه درازدامنی که با توجه به تفاوت و فاصله گفتمانی و گفت‌وگویی حاکم بر آن‌ها تجربه‌ای را احیاء نمی‌کند.
قدرِ «قدر»
در فرهنگ دینی روز و شب، ماه و سال و ... می‌توانند معنادار شوند. دین وقتی می‌خواهد به فرد و جامعه هویت دهد البته نمی‌تواند از این امور که بخشی از مصادیق هویت‌ساز یک انسان و یک جامعه‌اند غفلت بورزد.

اسلام نیز که دینی است هویت‌ساز ـ چه این را نکته‌ای مثبت بدانیم و چه منفی ـ برای این‌گونه مصادیق زندگی پیروان خویش برنامه تعریف کرده است. روزها به خوب و بد تقسیم می‌شوند و لذا شروع برخی کارها و انجام برخی امور در روزهایی توصیه می‌شود و در برخی روزها نهی می‌شود.

شب‌ها در این دین هویت پیدا می‌کنند و یک شب شب معراج می‌شود و دیگر شب شب قدر و...سال‌ها نیز در این آئین هویت می‌یابند سالی می‌شود مبدأ تاریخ و ...

در نگاه سنتی «فدر» گره می‌خورد به شب؛ چرا به شب؟ شب اگر از یک‌سو نشان آرامش است و تمرکز، از سوی دیگر عاملی برای تیرگی و اجمال است. شب اسباب نادیده شدن تمام زوایای یک جریان و واقعه است و...بگذرم الان سخنم این نیست بلکه می‌خواهم به قدرشناسی و قدرناشناسی «قدر» در نگاه سنتی و نواندیشانه بپردازم چراکه گمان می‌کنم همه ما مسئولیم در قبال عمر چندین ساعته میلیون‌ها انسانی که در این شب‌ها گرد هم می‌آیند تا شاید که به تجربه‌ای دست یابند و تحولی پیدا کرده گامی به‌پیش روند.

واقعیت آن است که در نگاه سنتی قدرِ «قدر» شناخته نمی‌شود و قدر آن‌چنان تقلیل پیدا می‌کند که گره می‌خورد به یک جریان تاریخی متأخر از آن یعنی ترور و شهادت امام اول شیعیان و ادعیه درازدامنی که با توجه به تفاوت و فاصله گفتمانی و گفت‌وگویی حاکم بر آن‌ها تجربه‌ای را احیاء نمی‌کند. این وابستگی به آن واقعه و تمرکز بر قالب‌هایی کهن البته تولید جعل و جهل هم کرده است. (رجوع کنید به نوشته استاد صالحی نجف‌آبادی در مجموعه مقالات حقوقی و تاریخی و اجتماعی)

«قدر» شب تجربه‌های آسمانی نبوی بوده است و به اذعان قرآن شبِ قدر؛ شب وصل پیامبر به آسمان بوده است «انا انزلناه فی لیله القدر». اما تمرکز بر قالب‌ها و سیطره و حاکمیت قالب‌ها در نگاه سنتی سبب شد که این پیام اصلی «قدر» دیده نشود و این ظرف را با چیزهایی پر کنند که آمیزه‌هایی از خرافه و حقیقت‌اند.

اما از جریان نواندیش و نگاه نواندیشانه انتظار دیگری بود. انتظار این بود که این جریان تلاش کند تا نه‌تنها «فدر» قدر دانسته شود بلکه این انحراف عمیق اصلاح شود و «قدر» که تلاش در ظرفیت‌سازی تجربه معنوی است جدی گرفته شود.

نگاهی به محتوای برخی از این جلسات به‌خوبی نشان می‌دهد که جریان اصلاح‌طلبی – در حالت خوش‌بینانه - حاضر نیست در این امور هزینه کند و حداقل برخی زواید و یا خرافه‌ها را حذف کند و گامی به سمت احیاء قدر «قدر» بردارد. گرچه به نظر می‌رسد جریان اصلاح‌طلبی در جامعه ما از فهم درست و دقیق این حقیقت عاجز است.

گمان می‌کنم دعوت از سخنرانان فهیم و اندیشمند گامی بسیار جزئی و دیربازده برای حرکت به سمت به اصلاح این‌گونه مناسک و آیین‌هاست. این کار در کنار اصلاح دیگر اجزاء این آیین‌ها می‌تواند زمینه را برای رفتن به‌سوی قدرشناسی «قدر» فراهم کند.

به‌راستی آیا نمی‌توان دعای زمان‌بری چون جوشن کبیر را تقطیع کرد و هر بخشی از آن را در یک‌شب احیاء خواند؟ یا آیا نمی‌توان آن را با متنی ادبی و آموزنده – مثلاً مثنوی‌خوانی - که هم جنبه دعایی و هم جنبه معرفت‌افزایی داشته باشد جایگزین کرد؟ آیا نمی‌توان به‌جای گفتمان مونولوگی که در بستر سنتی این شب‌ها شکل گرفته و هم چنان حاکم است –گرچه دیگر در جهان رو به انقراض است - این شب‌ها را به محفلی برای دیالوگ‌های ماندگار کرد؟

گمان می‌کنم اگر قدر «قدر» را پاس بداریم می‌توانیم کماکان به تداوم آن در جریان حرکت فکر دینی امیدوار باشیم اما اگر این‌گونه نشود باید انتظار روزی را داشت که دیگر نه از «قدر» نشانی باشد و نه از «قدرشناس».


***
بعد از تحریر:
در پی واکنش‌ها و انتقاداتی به یادداشت «قدرِ "قدر"» علی شفیعی در تکمله‌ای بر این یادداشت نوشت:
تلاش در یادآوری و تذکر نسبت به آیین‌ها و اموری که در درازنای تاریخ می‌توانند به آسیب مبتلا شوند و یا حداقل کارآیی معنوی خود را از دست بدهند امر مقدس و نشان دغدغه دینی است که باید تشویق و کوشندگان آن عرصه تهییج شوند تا بتوان کماکان جامعه‌ای معنوی داشت.
قدرشناسی «قدر» البته هزینه دارد و چه بسیار کسانی مثل نگارنده که باید از خود بگذرند تا قدر «قدر» بازشناسی شود که نوشته پیشین نیز از این زاویه قابل تحلیل است. در آن نوشته سخن اصلی بنده جایگزینی چیزی با چیزی دیگر نبود سخن اصلی یک آسیب‌شناسی ناظر به یک آیین بود. آیین دیرپای احیاء و قرائت دعای متینِ جوشن کبیر مثل هر آیین دیگر هم می‌تواند دچار آسیب شود و هم می‌تواند دچار تحول و تغییر شود. جان سخن در آن یادداشت این بود که مشتاقان ارتباط با آسمان را کمک کنیم از این فرصتی که می‌گذارند بیشترین سود و فایده معنوی را بردارند. به‌راستی همه همراهان شاید این تجربه را داشته‌اند که کسانی را در این مراسم دیده‌اند که از خواندن این ادعیه پر محتوی به جهت آن‌که ادبیات عرب را نمی‌دانند حظ لازم را نمی‌برند. شاید یک نکته که برخی مجریان این‌گونه آیین‌ها علاوه بر متن‌خوانی آن را توضیح می‌دهند ریشه در همین نکته داشته باشد که آن‌ها هم متوجه شده‌اند این عبارات را مستمعانشان به‌درستی درک و دریافت نمی‌کنند.
تمام سخن این است که مثلاً اگر متونی مثل الهی‌نامه حضرت آقای حسن‌زاده آملی یا متون عرفانی مثل آنچه از خواجه عبدالله انصاری رسیده و یا متونی مثل مثنوی و...که سنگینی آن‌ها برای شنوندگان به‌یقین به میزان ادعیه‌ای که به زبان عربی است و برای مستمعان حتی برفرض ترجمه آن لطافتش منتقل نمی‌شود در این شب‌ها خوانده شود آیا معنویت بیشتری را عاید ایشان نخواهد داشت؟ آیا این فقره از الهی‌نامه «الهی، وای بر من اگر دانشم رهزنم شود و کتابم حجابم! الهی، چون تو حاضری چه جویم، و چون تو ناظری چه گویم؟» برای مخاطب فارسی‌زبان ما قابل‌فهم‌تر است یا برخی ادعیه و گزاره‌های آن؟
این سخن مشفقانه متأسفانه با بدفهمی و باکمال تأسف شیطنت برخی در فضای مجازی مواجه شد که اصل پیام را به مسلخ برد. اخلاق‌مداری در این ایام که مصادف است با شهادت متخلق ترین انسان مسلمان کم‌ترین توقعی است که از دوستان فعال در فضاهای مجازی انتظار می‌رود.
فراموش نکنیم آیین‌ها زاییده تاریخ‌اند و چه بسیار آیین‌هایی که در عصری نبودند و بعدها متولد شدند و چه بسیار آیین‌ها که در عصری بودند و بعدها رفتنی شدند. ازآنجاکه آیین‌ها تاریخی‌اند گره زدن دین و معنویت به یک یا چند آیین نه‌تنها خدمت به دین نیست و نشان دغدغه دینداری نیست بلکه باید به دیده تردید و سوءظن به منادیان و مدافعان آن نگریست.
 
کد مطلب: 7393
Share/Save/Bookmark
 
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۶
ساعت انتشار : ۱۰:۵۹
 
 


انتشار یافته : ۵نظر     در صف انتشار : ۰نظر     تکراری،غير قابل انتشار : ۰نظر
United States
۱۳۹۶-۰۳-۲۷ ۱۴:۱۷:۳۱
frtg 5u544//i95ti (2793)
 
سید مهدی رضوی
Germany
۱۳۹۶-۰۳-۲۸ ۲۲:۵۸:۰۱
۱_ مغالطه اول ایشان خلط در معنای شب ادبیاتی با شب در مفهوم دینی هست و حتی در ابتدا با اشاره به جایگاه شب در مواردی مانند معراج باز با ایجاد مفهوم منفی می نویسد شب اسباب نادیده شدن تمام زوایای یک جریان است و... بگذریم

۲_ سپس مدعی می شود به دنبال نگاه سنتی و نواندیشانه در بحث شب قدر و اعمال آن نیست اما تا پایان متن با ژست روشنفکری مدام اعمال و آداب این شب را زیر سوال می برد و حتی مدعی می شود شهادت حضرت امیر علیه السلام (که در نگاه اعتقادی اصلی ترین مفهوم لیله القدر می تواند باشد) سبب تقلیل ارزش اصلی این شب شده است!!!
نگارنده از فهم مقام امام و زمان شهادتش در شب نزول قرآن که بیانگر همان ثقلین می باشد عاجز است
او نتوانسته پیام این مقارنت را بفهمد و یا خدای نخواسته قصد تجاهل دارد.
شاید وی ولادت حضرت را در بستر تاریخ و مکان، موجب تقلیل کعبه می پندارد!

۳_ ارجاع به مسئله جعل و جهل و نوشتارهای صالحی نجف آبادی روشنگر آبشخور مسموم شفیعی در تحلیل معارف است.

۴_ در تأویل وصل پیامبر به آسمان تمام شأن نزول سوره قدر و روایات صحیح السند درباره ظرف حقیقی شب قدر که وجود امام باشد نیز بیراهه رفته
در نهایت برای تکیه گاه اراجیفش دست به دامن جناح سیاسی مطبوعش می شود و پیشنهاد می کند بجای اینکه در شب قدر مردم سر سفره اهل بیت و ادعیه ایشان باشند به سفره دیگری مراجعه کنند! (2795)
 
۱۳۹۶-۰۳-۲۹ ۲۳:۳۸:۰۷
سلام و سپاس از توجه شما دوست عزیز: گرچه دل نوشته جناب عالی و ادبیات به کارگرفته شده در آن جایی برای سخن گفتن نمی گذارد اما به احترام مخاطبان سایت وزین دین آنلاین این چند نکته را یادآوری می کنم:
الف) شب ادبیاتی و شب در مفهوم دینی ترکیبی است که به گمانم نویسنده محترم هم ندانسته به کار گرفته است. لیله القدر در مفهوم دینی یعنی یوم القدر ؟ فکر نمی کنم لیل در این جا همان معنای لغوی آن است. البته این که شب در فرهنگ عربی نقشی ویژه داشته که در فرهنگ های دیگر این برجستگی را ندارد نیازمند بحثی دراز دامن است. این که حتی گذر زمان در جهان عرب به ماه گره می خورد( سال قمری) ولی در میان فارسیان به روز گره می خورد( سال شمسی) حتماً پیام های نهفته ای دارد که در فرصتی انشاءالله به آن خواهم پرداخت.
ب) بنده به جد معتقدم نباید شب قدر را به آن چه در آن ایام اتفاق افتاد و منجر به شهادت علی علیه السلام شد گره زد. کمترین ثمره اش این است که گرچه به اذعان روایات شیعی شب بیست سوم بیشترین شانس را برای قدر بودن دارد اما یکی از شب های خلوت قدر است حداقل در نسبت یا شب بیست و یکم شبی خلوت است. بگذرم از برخی آسیب های دیگر
ج) بر روح و روان مرحوم صالحی نجف آبادی درود می فرستم مردی که با غلو جنگید و آبرویش را فدای مبارزه با خرافه کرد. عاش سعیدا و مات سعیدا (2796)
 
مهدی م
۱۳۹۶-۰۳-۳۰ ۱۰:۳۷:۳۸
ادب مرد به ز دولت اوست. آبشخور مسموم!!! اراجیف!!! نیت خوانی و اتهام سیاسی.
این ادبیات را از سفره اهل بیت برداشت نمودید؟؟؟!!!! (2798)
 
۱۳۹۶-۰۴-۰۳ ۱۳:۳۴:۵۵
بسم الله الرحمن الرحیم
اگر به قرآن همراه با کلام اهل بیت علیهم السلام توجه نداشته باشیم چگونه می توانیم اسامی حسنای خدا را بیاموزیم که در دعای جوشن کبیر آمده است.
توحید و معرفت خدا را باید از نهج البلاغه بیاموزیم و نه از اشعار شعرا.
اکنون معانی فارسی متون ارزنده دینی در دسترس همه است. دیگر لازم نیست به بهانه تفاوت زبان مردم را از برگزیدگان خدا دور نمایید.
پیامبر اسلام(صل الله علیه و آله) به قرآن و عترت سفارش فرموده اند و نویسنده " قدر قدر" به جای آن مردم را به اشعار مولوی و به استاد خودش سفارش میکند معلوم می شود که او خود را از پیامبر هم بالاتر و مهربانتر می داند!!! (2800)