ماجرای نامگذاری آخرین جمعه رمضان به «روز نصرت عسکریین»

چندی پیش یکی از نویسندگان و منتقدان جریان منسوب به آیت‌الله سیدصادق شیرازی از انتشار گسترده تصویری در شبکه‌های اجتماعی خبر داد که بنابر آن، مؤسسه رسول اعظم(ص) وابسته به بیت آیت الله سید صادق شیرازی، جمعه آخر ماه مبارک رمضان را به عنوان روز نصرتِ عسکریین نام‌گذاری نموده و از حرکت کاروان‌های زیارتی ولائیان فدائی جهت فتح و نصرت سامراء خبر داده است. در این اطلاعیه بیان شده که این نام‌گذاری بنابر ارشادات آیت الله سید صادق شیرازی در این باره صورت گرفته است.

به گزارش دین‌آنلاین، اهمیت راهبردی نام‌گذاری جمعه آخر ماه رمضان به عنوان روز قدس مورد اتفاق همه جریان‌های سیاسی داخل نظام جمهوری اسلامی است و مسئله روز قدس برای اکثریت مسلمانان و شیعیان منطقه و جهان، به منزله راهبردی‌ استراتژیک‌ در جغرافیای سیاسی جهان اسلام تلقی می‌شود اما آیا نام‌گذاری جمعه آخر رمضان در سامرا و کربلا به نام روز "نصرت عسکریین" در تقابل با استراتژی است یا آنکه این نام‌گذاری ناسازگار با اهداف و برنامه‌های روز جهانی قدس نیست و هدفی ناسازگار ندارد؟

مهدی مسائلی در یادداشتی انتقادی در سایت فتن خبر داده است: «از روزهای گذشته تصویر اطلاعیه‌ای در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود که در آن مؤسسه رسول اعظم(ص) وابسته به بیت آیت الله سید صادق شیرازی، جمعه آخر ماه مبارک رمضان را به عنوان روز "نصرتِ عسکریین" نام‌گذاری نموده و از حرکت کاروان‌های زیارتی ولائیان فدائی جهت فتح و نصرت سامراء خبر می‌دهد. در این اطلاعیه بیان شده که این نام‌گذاری بنابر ارشادات آیت الله سید صادق شیرازی در این باره صورت گرفته است.»

نویسنده کتاب "تشیع انگلیسی" در ادامه اشاره کرده است که «این نام گذاری و حرکت کاروان‌ها گویا از سال گذشته آغاز شده است» اما بررسی منشأ این نام‌گذاری و کاروان نشان می‌دهد سابقه این نام‌گذاری نه به سال گذشته که به دو قرن اخیر برمی‌گردد و افزون بر این، حرکت زایران به سوی سامرا تحت این عنوان هیچ منافاتی با همایش عظیم روز جهانی قدس در ایران و عراق و دیگر کشورهای اسلامی ندارد.

در این زمینه و در انتقاد به این نوع گمانه‌زنی‌ها یکی از وابستگان به بیت آیت‌الله شیرازی توضیحاتی را به شرح زیر در اختیار دین آنلاین گذاشته است:
«سامرا دربرگیرنده بدن پاک دو امام معصوم است. این شهر از دیرباز سنی نشین بوده و نسبت به سایر شهرهای مذهبی تفاوت‌های عمده‌ای دارد. بزرگانی از شیعه در فکر سر وسامان دادن به شهر افتادند که در دوقرن اخیر از میرزای شیرازی بزرگ آغاز شد. ایشان در زمان زعامت و مرجعیت عام از نجف به سامرا کوچ کرد و صدها تن از فضلا و مجتهدین و طلاب دنباله‌رو ایشان شدند. با تأسیس مدرسه و غیره رونقی خاص به تشیع در این شهر دادند و امامین همامین را از غربت خارج کردند و محل امنی برای زوار فراهم کردند. البته این اقدام نرم و آرام  ایشان بدون واکنش نماند و در نیمه شبی عده‌ای تحت عنوان دزدی فرزند ایشان میرزا محمد را به قتل رساندند (كه واكنش شديد حكومت عثماني  قاجاري و بريتانيا را در پي داشت و هر كدام جداگانه فرستاده مخصوصي را به ديدار ميرزا فرستادند و آمادگي خود را براي هر تصميمي كه ايشان بگيرد اعلام كردند، ولي با حكمت ميرزاي شيرازي اين غائله ختم به خير شد و اين نيز خود داستان مفصلي است). حکومت عثمانی نیز با تأسیس مدرسه اهل تسنن و دادن امکانات وافی به اهل سنت و طلابشان سعی در کمرنگ کردن حرکت میرزای شیرازی کردند. فعالیت حوزه و بزرگان دین بعد از میرزای شیرازی ادامه پیدا کرد و بزرگانی همچون حاج‌آقا رضا همدانی و میرزای شیرازی کوچک رهبر ثورة العشرین پرچمدار تشیع در سامرا بودند. با آغاز جنگ جهانی دوم و هجرت میرزای کوچک به کربلا و سپس ثورة العشرین و درگذشت ایشان و تأسیس دولت عراق… فعالیت حوزه شیعه در سامرا کمرنگ شد و وجود شیعیان منحصر به چند صد خانواده شد که غالباً بازماندگان حوزوی‌های سابق بودند.
مدتی بعد آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی در پی تقویت شیعه در سامرا افتاد و طرح ایشان هجرت برخی عشایر شیعی جنوب عراق به سامرا بود که هم عرب هستند و هم با عشایر سنی ساکن در سامرا و اطرافش ارتباط عشایری داشتند. این طرح با مخالفت دولت وقت و کارشکنی آنها متوقف شد.
سالها بعد آیت الله سید محمد شیرازی در همان راستا قدم برداشت؛ يكي از راه‌ها تسهیل امر زیارت بود با ایجاد مصلحت اقتصادی برای اهل سنت شهر تا در زیارت کارشکنی نشود. طرح اين بود: احیای زیارت سامرا در ٨ ربيع الأول شهادت امام حسن عسکری عليه السلام و همچنین ترتیب زیارات رایگان هر روز از ماه رمضان که بعد از نماز ظهر در حرم امام حسین علیه السلام اتوبوس‌ها کنار حرم مردم را به سامرا روانه می‌کردند و هنگام عصر زیارت و دعا برقرار می‌شد و سپس نماز می‌خواندند و روزه خود را افطار می‌کردند. سحری نیز در مرقد سید محمد در شهر بلد برقرار می‌شد و بعد از نماز صبح به کربلا باز می‌گشتند تا قبل از ظهر به شهر برسند. خود آیت الله سید محمد شیرازی نیز جمعه آخر ماه رمضان با این کاروان به زیارت سامرا مي‌رفتند. در ضمن حسینیه کربلایی‌ها در سامرا را تاسيس كردند تا در طول سال میزبان زوار باشد. توصيه اکید ایشان بر این بود که وسایل پذیرایی حتما از خود شهر سامرا خریداری شود و مردم را تشویق به خرید مایحتاج از بازارهای شهر می‌کردند و این حرکت باعث استقبال مردم شهر از زوار و کاروان‌های زیارتی شده بود.
در شهادت حضرت عسکری نیز توصیه اکید داشتند که کاملا زوار کنترل شوند و شب هنگام که مصادف با شب نه ربیع بود هیچ حرکتی بر ضد اهل سنت صادر نشود.
با سیطره رژیم بعث تقریبا تمام شیعیان ساکن سامرا یا از عراق اخراج شدند و یا مجبور به هجرت به سایر شهرها شدند و تقریبا شهر از سکنه شیعه خالی شد و همچنین کاروان‌های زیارتی تعطیل گردید. مدرسه میرزای شیرازی و حسینیه کربلایی‌ها تخریب شد و تشیع از شهر رخت بر بست.
با سقوط رژیم بعث جانی دوباره در کالبد تشیع شهر دمیده شد و با هماهنگی دفتر آیت الله سید صادق شیرازی کاروان‌های زیارتی به شهر سامرا دوباره آغاز شد، اما با بمبگذاری در حرم عسکریین راه سامرا بسته شد و تقریبا دو سال مرقد مطهر تعطیل گردید و به امر نخست وزیر وقت اجازه زیارت به هیچ کس داده نمی شد و سیاستمداران شیعه هم کاری در زمینه تجدید بنا انجام ندادند تا اینکه با هماهنگی دفتر آیت الله سید صادق شیرازی کاروانی به طرف سامرا حرکت کرد و با هماهنگی استاندار صلاح الدین که سنی مذهب بود به کاروان اجازه داخل شدن در شهر سامرا و حرم عسکریین داده شد. از تمام مراحل فیلمبرداری شد و سپس در شبکه‌های ماهواره‌ای پخش گردید و چنان این برنامه در تحریک عواطف و آرای عمومی شیعیان عراق تاثیر گذار بود که دولت تحت فشار آرای عمومی شروع به  بازسازی حرم عسكريين كرد.
کاروان‌ها دوباره به راه افتادند و مهم‌ترین زمان نیز جمعه آخر ماه رمضان بود به پیروی از سنت پنجاه ساله.
این زیارت هیچ عکس‌العمل منفی نداشته است و سال‌ها بدون هیچ مشکل یا تقابلی برگزار شده است. متاسفانه در سال‌هاي اخير برخی افراد در راستاي برخي اهداف سعي بر اين كردند تا اینگونه قلمداد کنند که این زیارت در مقابله با روز قدس و به انگیزه کمرنگ کردن آن تأسيس شده است! در حالی که برنامه های روز قدس در سطح جهان است و معمولاً با راهپیمایی قبل از ظهر همراه است و به نماز جمعه ختم میشود و برنامه زیارت سامرا بر حسب سنت پنجاه ساله بعد از ظهر آغاز می‌شود، آن هم در سطح شهر کربلا و برخی شهرهای عراق. لذا هیچ تعارضی بین دو برنامه نیست.
بلکه اگر با دید انصاف نگاه شود، در حقیقت برنامه زیارت سامرا مکمل روز قدس است، زیرا اکنون جنگ با تکفیری‌ها و داعش در سرلوحه کار قرار گرفته چه در سوریه و چه در عراق و برنامه زیارت یک روش مسالمت‌آمیز و همراه با معنویت و مراعات اهل سنت غیر تکفیری شهر سامراست و در جنگ با تکفیری‌ها هم‌چنان‌که به جنگ نظامی احتیاج است همچنین به کار فرهنگی و دینی نیاز است، زیرا تکفیریان جبهه مقدم اسرائیل هستند که از بین بردن آنها تأثیر زیادی در تضعیف اسرائیل خواهد داشت.»

مطالب مرتبط
منتشرشده: 3
  1. فرامرزمیرشکار

    این همه روز برای نام گذاری…واقعا اگر می خواهندحرفی نباشد چرا روز قدس، روز نصرت عسکریین؟ آیا وقتی قدس مساله اول جهان اسلام است وفقط با نابودی اسرائیل کشورهای اسلامی از این همه فتنه نجات پیدامی کنند نباید از هرگونه نامگذاری که این روز بزرگ جهان اسلام را تحت شعاع قرار دهد پرهیزکنیم؟؟؟

    1. مهدی اسماعیلی

      دوست عزیز لطفا مقاله را کامل بخوانید
      اول: اینکه این نام گذاری قدمتی پنجاه ساله دارد و پیشینه اش به قبل از روز قدس باز میگردد.
      دوم: عدم تقابل با مراسم روز قدس است زیرا در عصر جمعه به طرف سامرا حرکت می کنند و اگر قصد تقابل بود صبح جمعه حرکت می کردند.
      سوم: بانیان این حرکت ید طولایی در مبارزه با اسرائیل و دفاع از مردم مظلوم فلسطین دارند پس بعید به نظر میرسد برای کمرنگ کردن روز قدس اقدامی انجام دهند.

  2. حسین

    با سلام و عرض ادب خدمت شما
    درسته که این حرکت در روز عصر جمعه است ولیکن نمی تواند این شایبه را از ذهن خالی کند که در تضاد با روز جهانی قدس نمی باشد. در واقع افراد را تشویق به این امر می نماید که صبح روز جمعه خودشان را خسته نکنند و خود را برای امر مهمتری آماده کنند در واقع مفهوم سخن بنده این است که برگزاری یکی از دو مراسم یکی دیگر را در حاشیه نگاه می دارد.و قدمت روز نصرت عسکرین هم دلیل بر این نمی شود که آن مقدم باشد بلکه تقدم زمانی دلیل بر اصل بودن آن نمی شود و یقینا روز جهانی قدس اصل است.مطلب دیگر اینکه برگزاری روز نصرت عسگریین در این زمان یقینا نه به نفع تشیع است نه مسلمین.بله در زمان خودش امر مهمی بود ولی در این زمان اگر بخواهیم سامرا را پر از شیعه بکنیم نباید به صورتی باشد که این امر محسوس باشد و احساسات طرف مقابل بر انگیخته شود و آنها هم تقابل به مثل بکنند.سفارش می کنم این امر را از اهل تسنن استانهای سیستان و بلوچستان و گرگان و استانهای غربی کشور یاد بگیرید که با زاد و ولد توازن جمعیت را به نفع خود در آوردند نه با راهپیمایی و اختلاف افکنی بین مسلمین.

درج دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.