در زبان انگلیسی، درباره خدا و با روش فلسفه تحلیلی، کتابی به این درجه ارزشمند نوشته نشده است

نشست هفتگی شهر کتاب روز سه‌شنبه، بیستم آبان، به نقد و بررسی کتاب درباره خدا، نوشته‌ی مایکل پامر و ترجمه‌ی نعیمه پورمحمدی اختصاص داشت. در این مراسم ‌نخست علی‌اصغر محمدخانی و مترجم کتاب گزارشی از محتوای آن ارائه کردند و سپس مصطفی ملکیان در سه بخش سخنرانی خود را ارائه کرد.

به گزارش دین آنلاین، ملکیان در بخشی از سخنان خود، ترجمه‌ی خانم پورمحمدی از کتاب را دقیق، پاکیزه و وفادار به متن و برخوردار از فارسی پخته و سَخته و بدون اعوجاج دانست. وی با بیان اینکه در مسائل علمی چاپلوسی کسی را نمی‌کند و در این باره خیلی قاطع و بی‌رودربایستی است، ترجمه‌ی خانم پورمحمدی را خیلی عالی توصیف کرد و افزود: در عین حال به نظر من هفت هشت غلط جدی در این ترجمه هست که هر کدام چند بار در ترجمه رخ داده است، ولی نسبت به حجم هفتصد صفحه‌ای کتاب باید گفت که ترجمه‌ی ایشان خیلی عالی است. وی سپس به برخی از این اشکالات ترجمه‌ای اشاره کرد.
ملکیان در ادامه با تأکید بر اینکه تاکنون به زبان انگلیسی، درباره‌ی خدا و با روش فلسفه‌ی تحلیلی، کتابی به این درجه ارزشمنده نوشته نشده است، گفت: خانم پورمحمدی واقعاً حسن انتخاب و حسن سلیقه نشان داده‌اند که این کتاب را برای ترجمه انتخاب کرده‌اند.
وی در بخش دیگر سخنرانی‌اش به برخی از خطاهای مایکل پامر در این کتاب اشاره کرد، از جمله اینکه او چند بار بین دو مفهوم «عقیده» به وجود خدا و «ایمان» به خدا خلط کرده است.
خطای دیگر پامر از دیدگاه ملکیان آن بود که با وجود اینکه او اساساً به نظم مورد نظر قائلان به برهان نظم اعتقادی ندارد و نقدهایی بر آن دارد، ولی در این کتاب، این قوی‌ترین اشکال را، که اگر می‌گفت، دیگر نیازی به اشکالات دیگر برهان نظم نبود، پیش نکشیده است.
به باور ملکیان، بزرگ‌ترین عیب برهان نظم این است که ما را در برابر پدیده‌ای قرار می‌دهد که برای تشخیص منظم بودن یا منظم نبودن آن باید از آغاز تا انجامش حضور داشته باشیم ولی در عمل این‌گونه نیست و عمر ما به اندازیه‌ای نیست که بتوانی از آغاز تا انجام جهان را ببینیم و بعد بگوییم که نظم دارد یا ندارد. شاید اصلاً همه چیز در حال از بین رفتن است، ولی عمر ما کفاف دیدن و فهمیدن آن را نمی‌دهد.
وی سپس با طرح مثالی منظور خود را بیشتر توضیح داد: فرض کنید برجی را ساخته‌اند که به سبب ایرادها و نقص‌هایی که در مهندسی و ساخت دارد، از همان روز نخست رو به زوال و فرو ریختن است. حالا اگر مورچه‌ای که دیروز به دنیا آمده وشش روز دیگر هم از دنیا خواهد رفت، از فرزندان خودش بپرسد که آیا چیزی جز نظم در این ساختمان می‌بینید، جواب خواهد شنید که نه، از روزی که ما به دنیا آمده‌ایم، چیزی جز نظم در این ساختمان ندیده‌ایم. در حالی که آن ساختمان در حال فرو ریختن ست، ولی عمر آن مورچه‌ها کفاف دیدن این ویرانی را نمی‌دهد.
ملکیان در ادامه با تأکید بر اینکه ما انسان‌ها هم همین‌گونه‌ایم، پرسید: مگر ما چند سالمان است و از کی در این جهان بوده‌ایم؟! انسان حداکثر از بیست‌هزار سال پیش بر روی این کره بوده است. اصلاً شاید این کره دارد از بین می‌رود. شاید منظومه‌ی شمسی دارد فرو می‌ریزد و اصلاً شاید کهکشان راه شیری دارد ویران می‌شود، ولی ویران شدن کهکشان راه شیری هم بالأخره زمانی لازم دارد و عمر ما کفاف دیدن آن ویرانی را نمی‌دهد.
وی ایراد کار پامر در نقد برهان نظم را این دانست که به به این اشکال توجهی نمی‌کند و مثلاً به سراغ این می‌رود که اگر در اینجا نظم هست، در فلان‌جا هم نظم نیست و از این قبیل حرف‌ها. غافل از اینکه اصلاً آن چیزی هم که نظمش می‌نامند، از کجا معلوم که واقعاً نظم باشد و بی‌نظمی نباشد؟!
ملکیان ایراد دیگر پامر در این کتاب را مربوط به اشکالی دانست که در نقد نظریه‌ی داروین و در استفاده‌ای که مخالفان داروین از عیب‌های نظریه‌ی داروین کرده‌اند، وجود دارد و پامر متوجه آن نشده است.
ی با بیان اینکه در نظریه‌ی داروین باید بین مقاومت و محبوبیت فرق قائل بشویم، افزود: فرض کنید کسی گلخانه‌ای داشته باشد و صد نوع گل در آن گلخانه پرورش دهد، ولی باغبانی نداند. اگر این باغبان، باغبان ناموفقی باشد، یک بار دما را نابه‌جا بالا می‌برد و تعدادی از گلها را از بین می‌برد و یک بار هم دما را نابجا پایین می‌آورد و تعداد دیگری از گلها را از بین می‌برد. یک بار آب را نابه‌جا زیاد می‌کند و بار دیگر آن را نابجا کم می‌کند و خلاصه اینکه کاری می‌کند که از آن‌همه گل، فقط یک گل باقی می‌ماند. حالا اگر شما درِ آن گلخانه را باز کنید و ببینید فقط یک نوع گل در آن مانده است، چه نتیجه‌ای می‌گیرید؟ نتیجه می‌گیرید که آن گل از همه‌ی گل‌های دیگر مقاوم‌تر و پوست‌کلفت‌تر بوده است. حالا گلخانه‌ای را در نظر بگیرید که باغبانش صد نوع گل را پرورش می‌دهد، ولی به یکی از آن گل‌ها دل باخته است. برای همین هر بار می‌خواهد نور، هوا، آب و خاک را تنظیم کند، فقط و فقط مصالح و منافع آن یک گل را در نظر بگیرد. حالا اگر بعد از مدتی از آن‌همه گل فقط یک نوع گل باقی ماند، نه به خاطر مقاومتش بلکه به خاطر محبوبیتش بوده است. بنابراین اگر از این به بعد درِ گلخانه‌ای را باز کردیم و دیدیم که فقط یک گل در آن باقی مانده، نتیجه می‌گیریم که یا از پوست‌کلفتی و مقاومتش بوده که باقی مانده است، یا از محبوبیتش نزد باغبان.
وی سپس به بحث داروین بازگشت و این‌گونه گفت: حالا اگر دیدید که در این عالم ما آدم‌ها باقی مانده‌ایم، یا به خاطر پوست‌کلفتی‌مان است که حتا دایناسورها هم از بین رفته‌اند و ما مانده‌ایم، یا به خاطر محبوبیتمان. ولی یک عده می‌گویند که انسان باقی مانده است، چون اشرف مخلوقات و محبوب‌ترین بوده است. از کجا می‌فهمیم که انسان باقی مانده است، چون اشرف مخلوقات بوده است؟! حتا اگر بشر در آخر تاریخ و جهان طبیعت هم بماند، باز هم محبوبیتش را نمی‌توان نتیجه گرفت؛ فقط می‌توان گفت که اینکه باقی مانده است، یا به خاطر محبوبیتش بوده است، یا به سبب مقاومتش.

ملکیان در بخش دیگری از سخنرانی‌اش به تقسیم‌بندی مورد نظر خود از براهین اثبات خدا پرداخت که به جهت تفصیل آن در گزارش مستقلی با عنوان «ملکیان و ارائه یک تقسیم‌بندی جدید از براهین اثبات خدا» ارائه شده است.
گفتنی است کتاب درباره خدا کتابی آموزشی و منبع در حوزه فلسفه دین تحلیلی است که با نگاهی انتقادی به شش دلیل اثبات وجود خدا می‌پردازد. این دلایل شش‌گانه عبارتنداز: دلیل وجود‌‌‌‌شناختی، جهان‌شناختی، دلیل از راه نظم، دلیل از راه معجزه‌ها، دلیل اخلاقی و دلیل عمل‌گرایانه. در واقع کتاب محصول یک دوره تدریس مقدماتی فلسفه دین در دانشگاه بریستُل است که در سال ۲۰۰۱ به صورت کتاب از سوی انتشارات راتلج منتشر شده است. کتاب دارای شش فصل است که هر فصل به یک دلیل از دلایل شش‌گانه اختصاص دارد. پامر در این کتاب به سیر تاریخی دلایل از قدیمترین خوانش‌ها تا خوانش‌های جدیدتر با روش تحلیل نقادانه پرداخته است.

مایکل پامر نویسنده نویسنده کتاب در سال ۱۹۴۵ متولد شد. از دانشگاه دورهایم دکتری گرفت. رساله دکتری او درباره الاهیات پل تیلیش بود. پامر ابتدا دستیار آموزشی دانشگاه مک‌مستر و دانشگاه ماربورگ بود. او در کالج مارلبرا و دانشگاه بریستُل نیز تحصیل کرد و پس از آن سال‌های زیادی مدیرگروه دین و فلسفه در مرکز زبان منچستر بود. کتابهای او معمولا محصول تدریسهای اوست لذا به شیوه آموزشی نگاشته شده است. کتاب مسائل اخلاقی که یکی از کتابهای پرفروش دهه ۹۰ بود و به فارسی نیز برگردانده شده است، سالها به عنوان درسنامه فلسفه اخلاق در مدارس بود. حوزه مورد علاقه او فلسفه دین است. در سال ۲۰۰۸ کتاب فلسفه دین در دو مجلد از او منتشر شد. کتاب مسأله خدا که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد، در کنار کتاب دیگر او دین از دیدگاه فروید و یونگ که پیش از آن و در سال ۹۷ منتشر شده است، حاصل دو دوره تدریس او طی سالهای ۹۱-۹۵ در دانشگاه بریستُل است. کتاب مسأله های اخلاق در پزشکی نیز در سال ۹۹ انتشار یافت.
دکتر نعیمه پورمحمدی مترجم کتاب، متولد ۱۳۵۹ است. کارشناسی ارشد خود را در رشته فلسفه و کلام اسلامی از دانشگاه علامه طباطبایی و دکتری خود را در سال ۹۰ در رشته فلسفه و کلام اسلامی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات گرفت. عنوان رساله دکتری او مقایسه رویکرد الاهیات کرکگور و اشاعره متقدم است که در سال ۹۰ از سوی انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب منتشر شد. در سال ۸۹ انتشارات علمی، فرهنگی برگردان او از کتاب بازگشت به عقل اثر جیمز کلارک را منتشر کرد. پورمحمدی هم اکنون استادیار دانشگاه ادیان و مذاهب قم است و به تدریس و پژوهش در حوزه فلسفه دین و کلام اشتغال دارد. او همچنین استاد مدعو دانشگاه پادربورن و دانشگاه گوته فرانکفورت در کشور آلمان نیز هست. برخی از موضوعات فلسفه دین همچون معرفت شناسی دین، رابطه دین و اخلاق و بررسی براهین اثبات و رد وجود خدا، مساله شر و مساله رنج از حوزه های مورد علاقه و تخصص اوست.

نشست هفتگی شهر کتاب روز سه‌شنبه، بیستم آبان، به نقد و بررسی کتاب درباره خدا، نوشته‌ی مایکل پامر و ترجمه‌ی نعیمه پورمحمدی اختصاص داشت. در این مراسم ‌نخست علی‌اصغر محمدخانی و مترجم کتاب گزارشی از محتوای آن ارائه کردند و سپس مصطفی ملکیان در سه بخش سخنرانی خود را ارائه کرد.در نشست نقد و بررسی کتاب “درباره خدا” عنوان شد:

مطالب مرتبط
منتشرشده: ۱
  1. آقای ملکیان اغراق نکنه نمیشه!

درج دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.